آنچه از «کار زنان» در آمار دیده نمی‌شود

زنان شهرنشین ایران در بهار ۱۴۰۴، به‌طور متوسط روزانه ۳ ساعت و ۴۱ دقیقه بیشتر از مردان صرف خدمات خانگی بدون مزد کرده‌اند. این زمان در آمار اشتغال شغل محسوب نمی‌شود؛ اما پرسش مهم‌تری پیش می‌کشد: چه بخشی از اثر زنان را فقط به این دلیل نمی‌بینیم که برای اندازه‌گیری آن، معیار مناسبی نداریم؟
گروه زنان: در زندگی هر زنی به صورت روزانه، پیش از آنکه بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی آغاز شوند، کارهایی انجام شده است که معمولاً نامی در فهرست مشاغل ندارند: رسیدگی به کودک، مراقبت از سالمند، پیگیری امور خانواده، انتقال مهارت و تجربه، حل اختلاف‌ها و هماهنگ‌کردن کارهایی که اگر انجام نشوند، زندگی روزمره از حرکت می‌افتد. البته بخشی از این فعالیت‌ها بر عهده زنان است؛ زنانی که ممکن است شاغل باشند یا نباشند، درآمد داشته باشند یا نداشته باشند، اما اثر کارشان در زندگی دیگران باقی بماند.تلخی ماجرا از جایی شروع می‌شود که برای شناخت جایگاه زن، به این چند عدد بسنده می‌کنیم:«چند زن شاغل‌اند؟چند زن درآمد دارند؟چه تعداد در سازمان‌ها و موقعیت‌های مدیریتی حضور دارند؟»این پرسش‌ها ضروری‌اند، اما تمام ماجرا نیستند. اشتغال، حضور اجتماعی و اثرگذاری سه مفهوم مرتبط‌اند، نه سه نام برای یک واقعیت واحد.در کدام ستون؟نتایج طرح آمارگیری گذران وقت مرکز آمار ایران در مناطق شهری، در بهار ۱۴۰۴، از تفاوت قابل توجه زمان صرف‌شده برای فعالیت‌های با مزد و خدمات خانگی بدون مزد میان زنان و مردان حکایت دارد. بر اساس این نتایج که ایسنا از درگاه ملی آمار گزارش کرده است، زنان در شبانه‌روز به‌طور متوسط ۳ ساعت و ۴۱ دقیقه بیشتر از مردان صرف خدمات خانگی بدون مزد برای اعضای خانوار و خانواده کرده‌اند؛ در مقابل، مردان به‌طور متوسط حدود چهار ساعت بیشتر به فعالیت‌های شغلی با مزد اختصاص داده‌اند. این ارقام مربوط به الگوی گذران وقت در مناطق شهری و همان دوره آماری است، نه همه زنان و مردان کشور در تمام سال‌ها.
این آمار نشان می‌دهد بخش بزرگی از تفاوت تجربه روزمره زنان و مردان را نمی‌توان فقط با آمار اشتغال توضیح داد. کار خانگی و مراقبتی ممکن است تولید ارزش کند، اما لزوماً درآمد مستقیم، عنوان شغلی یا سابقه بیمه‌ای برای انجام‌دهنده آن به همراه ندارد.در ادبیات اقتصادی، میان «کار با مزد» و «کار بدون مزد» تمایز گذاشته می‌شود. همین تمایز در شیوه ثبت فعالیت‌ها نیز اثر دارد. زنی که در یک شرکت حقوق می‌گیرد، در آمار بازار کار قابل شناسایی است؛ اما ارزش مراقبت روزانه او از یک عضو خانواده، انتقال مهارت به فرزند یا هماهنگی امور یک گروه محلی، لزوماً در همان چارچوب ثبت نمی‌شود.البته هر فعالیت خانگی یا داوطلبانه خودبه‌خود اثری مثبت و قابل اندازه‌گیری ندارد؛ همان‌طور که هر شغل رسمی نیز الزاماً به استقلال اقتصادی یا اثر اجتماعی گسترده منجر نمی‌شود. مسئله، کنارگذاشتن آمار اشتغال نیست؛ مسئله این است که آن را تمام تصویر ندانیم.شش ساحت اثرگذاری زناناگر بخواهیم تصویر کامل‌تری از نقش زنان داشته باشیم، باید بپرسیم فعالیت آنان چه تغییری در زندگی فردی و جمعی ایجاد می‌کند. این تغییر می‌تواند در شش ساحت بررسی شود؛ دسته‌هایی تحلیلی که هم‌پوشانی دارند و قرار نیست زنان را در نقش‌های ثابت و از پیش تعیین‌شده قرار دهند.
۱. اثر تربیتیپرورش فرزند فقط به مراقبت جسمی یا تأمین نیازهای روزمره محدود نیست. کمک به شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس، مسئولیت‌پذیری، مهارت گفت‌وگو و توان حل مسئله نیز بخشی از فرایند تربیت است. این اثر در آمار اشتغال مادر دیده نمی‌شود، اما نشانه‌های آن در رشد مهارت‌ها و تغییر رفتار قابل بررسی است. البته تربیت، مسئولیتی مشترک است و نباید بار آن را صرفاً بر دوش زنان گذاشت.۲. اثر مراقبتیمراقبت از کودک، سالمند، بیمار یا فرد دارای معلولیت، بخشی از نیازهای اساسی جامعه را پاسخ می‌دهد. حتی نگاه گزارش سازمان بین‌المللی کار در سال ۲۰۱۸، نشان می‌دهد که کار مراقبتیِ با مزد و بدون مزد با ساختار بازار کار و رفاه افراد ارتباط دارد.اهمیت این داده فقط در شمار زنان خارج از تعریف «اشتغال» (که بر مبنای اصول غیراسلامی و ناعادلانه سازمانهای جهانی تعریف می‌شود) نیست؛ در هزینه‌ای است که در اثر توزیع نامتوازن بودجه و توجه می‌تواند بر فرصت اشتغال، درآمد و آینده اقتصادی و... ایجاد شود. ۳. اثر اجتماعیهمه مشارکت‌های اجتماعی در قالب شغل، سمت یا عضویت رسمی شکل نمی‌گیرند. پیگیری مشکل یک محله، کمک به خانواده‌ای آسیب‌دیده، سازمان‌دهی فعالیت داوطلبانه یا ایجاد پیوند میان افراد در مسجد، نمونه‌هایی از کنش اجتماعی‌اند.
۴. اثر دانشی و فرهنگیآموزش مهارت، انتقال تجربه، حفظ میراث فرهنگی و تولید محتوای آموزشی یا فرهنگی می‌تواند در خانه، محیط کار، مدرسه، گروه‌های مردمی یا فضای مجازی رخ دهد. بخشی از این فعالیت‌ها خروجی رسمی و قابل شمارش دارند و بخشی دیگر در روابط روزمره شکل می‌گیرند. شناخت این اثر به معنای ارزش‌گذاری کلی و بی‌دلیل نیست؛ باید مشخص شود چه دانشی منتقل شده، چه مهارتی شکل گرفته یا چه تغییری در فهم و رفتار مخاطبان رخ داده است.۵. اثر سازمان‌دهندهدر هر خانواده، گروه یا اجتماع، بخشی از کار صرف هماهنگی، پیگیری، حل اختلاف و پیوند دادن افراد و منابع می‌شود. تجربه نشان داده است که این فعالیت‌ها اغلب از سوی زنی انجام می‌شود که پست سازمانی یا مدیریتی ندارد، اما نقش مهمی در پیشبرد کار جمعی ایفا می‌کند. ۶. اثر اقتصادیِ کمتر دیده‌شدهتولید خانگی، همکاری در کسب‌وکار خانوادگی، فروش اینترنتی، حساب‌وکتاب، جذب مشتری و مدیریت بخشی از فرایند تولید می‌توانند ارزش اقتصادی ایجاد کنند؛ حتی وقتی فعالیت‌کننده شغل رسمی یا درآمد مستقل و مشخصی ندارد. البته این فعالیت‌ها یکسان نیستند: برخی درآمدزا و برخی کم‌درآمد یا بی‌درآمدند؛ بعضی مستمر و بعضی موقت‌اند. برای شناخت دقیق آن‌ها باید نوع فعالیت، درآمد، سهم فرد در تصمیم‌گیری، امنیت اقتصادی و دسترسی به حمایت‌های مرتبط بررسی شود.
این شش ساحت نشان می‌دهد که «اثرگذاری» یک عنوان کلی برای تمجید از زنان نیست؛ مفهومی است که باید در هر مورد با شواهد روشن شود. آنچه لازم داریم، معیارهایی است که هم فعالیت را بشناسند و هم نتیجه آن را.از شمارش حضور تا شناخت نتیجهیک تفاوت مهم میان ارزیابی فعالیت و ارزیابی اثر وجود دارد. شمارش ساعات کار، تعداد افراد حاضر یا تعداد برنامه‌های برگزارشده، اطلاعاتی درباره میزان فعالیت می‌دهد؛ اما به‌تنهایی نشان نمی‌دهد چه تغییری ایجاد شده است.برای مثال، در یک فعالیت اجتماعی، تعداد داوطلبان و ساعات حضور، شاخص فعالیت‌اند؛ تعداد مسائل حل‌شده، بهبود شرایط گروه هدف و ماندگاری نتیجه، به شناخت اثر نزدیک‌ترند. در فعالیت اقتصادی نیز صرف داشتن عنوان شغلی کافی نیست؛ درآمد واقعی، استمرار کار، امنیت و اختیار فرد در استفاده از منابع اهمیت دارند. در کار مراقبتی، زمان صرف‌شده باید در کنار کیفیت مراقبت، نیاز فرد دریافت‌کننده و میزان حمایت موجود بررسی شود.پس برای شناخت اثرگذاری زنان می‌توان پنج پرسش را به‌کار گرفت:- چه تغییری ایجاد شده است؟ نه فقط چه کاری انجام شده.- چه کسانی بهره برده‌اند؟ و این بهره‌مندی تا چه اندازه قابل مشاهده است؟- چه ارزشی به وجود آمده است؟ اقتصادی، تربیتی، فرهنگی، مراقبتی یا اجتماعی.- اثر تا چه اندازه پایدار است؟ آیا نتیجه پس از پایان فعالیت نیز باقی می‌ماند؟- چه حمایت یا فرصتی لازم است؟ تا فرد بتواند فعالیت را ادامه دهد، رشد کند و از حقوق مرتبط برخوردار باشد.
این معیارها قرار نیست ارزش همه فعالیت‌ها را به یک خروجی کمی تبدیل کنند. اثر تربیتی، مراقبتی و اقتصادی همیشه با یک واحد مشترک سنجیده نمی‌شوند. هدف، کامل‌تر کردن تصویر و کمک به تصمیم‌گیری دقیق‌تر است؛ نه رتبه‌بندی ارزش زنان بر اساس میزان فایده‌ای که برای دیگران ایجاد می‌کنند.روش سوم؛ نه انتخاب میان خانه و جامعهدر نگاه «الگوی سوم زن» که تعریف متعالی‌ای از زن در اسلام بوده و توسط جمهوری اسلامی ایران به جهانیان معرفی شده است، زن نه به حضور اجتماعی و اقتصادی صرف فروکاسته می‌شود و نه در نقش خانوادگی محصور می‌ماند. رشد فردی، نقش در خانواده و مشارکت اجتماعی باید در کنار هم دیده شوند؛ بی‌آنکه از این پیوند، یک نسخه یکسان برای زندگی همه زنان ساخته شود.اهمیت این چارچوب در آن است که معیار شناخت زن نباید تنها یک بُعد از زندگی او را به جای تمام هویت و نقش‌هایش بنشاند. با این حال، به‌رسمیت‌شناختن نقش‌های خانوادگی نباید بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن حقوق اقتصادی، فرصت‌های رشد یا امکان انتخاب زنان باشد. همان‌طور که حضور اجتماعی نیز نباید با تحمیل یک الگوی واحد از موفقیت تعریف شود.مسئله فقط دیده‌شدن نیست؛ حمایت هم هستاگر نقش زنان را دقیق‌تر بشناسیم اما این شناخت به تغییری در شرایط زندگی آنان منجر نشود، نتیجه چندانی حاصل نشده است. زنی که مراقبت از یکی از اعضای خانواده را بر عهده دارد، ممکن است به خدمات حمایتی یا تقسیم مسئولیت نیاز داشته باشد؛ زنی که در خانه تولید می‌کند، ممکن است با مسئله درآمد ناپایدار، نبود بیمه یا دشواری دسترسی به بازار مواجه باشد؛ زنی که فعالیت اجتماعی انجام می‌دهد، ممکن است به آموزش، امنیت و امکان همکاری با نهادهای محلی نیاز داشته باشد.
در سطح سیاست‌گذاری «سند ملی سلامت زنان جمهوری اسلامی ایران»، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در آبان ۱۴۰۴، به توازن‌بخشی نقش‌های چندگانه زنان، تسهیل مشارکت آنان در سطوح تصمیم‌گیری و متناسب‌سازی شرایط اشتغال با خانواده و سلامت زنان توجه دارد. چنین اسنادی می‌توانند مبنایی برای بررسی این پرسش باشند که سیاست‌های موجود تا چه اندازه میان شناخت نقش زنان، حمایت از آنان و فراهم‌کردن فرصت مشارکت ارتباط برقرار کرده‌اند.نقطه مطلوب؛ زنی که فقط با یک عدد تعریف نمی‌شوددر نقطه مطلوب، آمار اشتغال همچنان مهم است؛ همان‌طور که درآمد، بیمه، امنیت شغلی و حضور زنان در موقعیت‌های تصمیم‌گیری اهمیت دارند. تفاوت در این است که هیچ‌کدام به‌تنهایی معیار کامل شناخت جایگاه زن نیستند.در چنین تصویری، فعالیت اقتصادی زنان با حقوق و امنیت همراه است؛ کار مراقبتی به رسمیت شناخته می‌شود، اما مسئولیت آن یک‌طرفه بر دوش زنان قرار نمی‌گیرد؛ مشارکت اجتماعی با نتیجه و کیفیت آن سنجیده می‌شود و فعالیت‌های تربیتی، فرهنگی و سازمان‌دهنده نیز نه صرفاً با ستایش لفظی، بلکه با شناخت نیازها و فراهم‌کردن حمایت متناسب دیده می‌شوند.معیار نهایی این نیست که از زنان به‌خاطر انجام چند نقش هم‌زمان بیشتر کار بکشیم یا برای هر فعالیت آنان یک عنوان تازه بسازیم. معیار این است که بفهمیم چه ظرفیتی وجود دارد، چه تغییری ایجاد می‌شود، چه مانعی بر سر راه آن است و چه شرایطی به رشد و انتخاب آگاهانه‌تر زنان کمک می‌کند.
دیدن اثر زنان، جایگزین حقوق و فرصت‌های آنان نیست؛ راهی است برای اینکه نقش‌های واقعی‌شان را دقیق‌تر بشناسیم و تصمیم‌های منصفانه‌تر و مؤثرتری بگیریم. جامعه‌ای که فقط شغل را می‌شمارد، بخشی از فعالیت زنان را می‌بیند؛ جامعه‌ای که اثر را هم می‌سنجد، می‌تواند تصویر کامل‌تری از مشارکت آنان در ساختن زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی به دست آورد.#زنان#اثرگذاری_زنان#اثرگذاری_اجتماعی
15:37 - 1 آبان 1405

0 بازدید