راه حل بحران جمعیت؛ «افزایش ازدواج» یا «افزایش فرزندآوری»؟
در حالی که افزایش ازدواج به یکی از محورهای سیاستهای جمعیتی تبدیل شده، یک عضو سابق ستاد ملی جمعیت معتقد است برای عبور از بحران جمعیت، مسئله اصلی نه صرفاً افزایش ازدواج، بلکه افزایش تعداد فرزندان در خانوادههای متأهل است.
گروه زنان: در دو سال اخیر، در موارد متعددی از سوی مسئولان، راهحل مسئله جمعیت «افزایش تعداد ازدواج» عنوان شده و نسبت به کاهش تعداد ازدواج در کشور اظهار نگرانی شده است. اما آیا افزایش ازدواج میتواند بهتنهایی پاسخگوی بحران جمعیت باشد؟ در شرایط محدودیت منابع، برای افزایش نرخ باروری باید بر افزایش تعداد ازدواج تمرکز کرد یا افزایش تعداد فرزندان هر خانواده؟«انسیه کتابچی»، عضو سابق ستاد ملی جمعیت، در گفتوگو با ما با طرح این پرسشها، بر ضرورت بازنگری در اولویتهای سیاستگذاری جمعیتی تأکید میکند.چرا مسئولان جمعیتی کشور در ستاد ملی جمعیت و وزارت بهداشت، به جای تشویق و ترویج فرزندآوری، روی ازدواج متمرکز شدهاند؟ آیا ازدواج اولویت حل بحران جمعیت است؟کتابچی در پاسخ میگوید: «از مجموع ۲۳ میلیون و ۶۴ هزار بانوی در سن باروری (۱۵ تا ۴۹ ساله)، ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر هرگز ازدواج نکردهاند که ۲ میلیون و ۵۴۲ هزار نفر آنها زیر ۲۰ سال و ۷۷۱ هزار نفر آنها بالای ۴۰ سال دارند.»او ادامه میدهد: «ادعاهایی مطرح شده است که «میتوان تنها با ازدواج زنان مجرد، نرخ باروری را به میزان مطلوب رساند»، اما این گزاره نیازمند بررسی دقیق آماری است.»برای رسیدن به نرخ باروری مطلوب، چند تولد جدید لازم است؟عضو سابق ستاد ملی جمعیت با اشاره به وضعیت موجود توضیح میدهد: «برای افزایش نرخ باروری به میزان مطلوب، به حدود ۵۵۰ هزار تولد جدید در سال نیاز است.»وی میافزاید: «میانگین فاصله بین ازدواج و فرزند اول در کشور بیش از ۴.۵ سال است. بنابراین اگر بر فرض بتوانیم بر همه مشکلات و موانع فرهنگی و اقتصادی ازدواج فائق بیاییم و تعداد ازدواج را دو برابر کنیم، تا ۴.۵ سال بعد به نرخ باروری ما چیزی اضافه نمیشود.»
مسئله فقط تعداد ازدواج نیست؛ تعداد فرزندان هر خانواده اهمیت داردکتابچی با اشاره به الگوی فرزندآوری خانوادهها میگوید: «عمده خانوادهها فارغ از سن ازدواج، بیش از دو فرزند به دنیا نمیآورند. در حالی که با توجه به آمار ناباروری و ناگزیری تجرد قطعی، یعنی زنان مجرد بالای ۴۵ سال، برای تحقق نرخ باروری بالای ۲.۵، زنان متأهل باید بیش از سه فرزند به دنیا بیاورند.»وی ادامه میدهد: «از مجموع ۱۵.۵ میلیون زن متأهل در سن باروری، ۱۲ میلیون آنها بیفرزند، تکفرزند و دو فرزند هستند و از ۳.۵ میلیون مابقی، ۲.۴ میلیون سه فرزند دارند و تنها ۱.۱ میلیون زن متأهل در سن باروری بیش از سه فرزند دارند.»کاهش ازدواج الزاماً به معنای کاهش تمایل به ازدواج نیستعضو سابق ستاد ملی جمعیت در ادامه با اشاره به وضعیت ازدواج در کشور تصریح میکند: «هرچند میانگین سن ازدواج به دلیل تغییرات سبک زندگی در ایران طی دهههای گذشته افزایش داشته است، ولی عمومیت ازدواج در ایران شرایط خوبی دارد.»او میگوید: «در واقع کاهش «تعداد ازدواج» علیرغم همه جنجالها در سالهای اخیر، عمدتاً به دلیل کاهش تمایل به ازدواج نیست، بلکه ناشی از کاهش «مشمولین» ازدواج است.»کتابچی توضیح میدهد: «با عبور متولدین پر تعداد دهه شصت از سنین ازدواج، تعداد ازدواج کاهش یافت؛ چرا که نسل بعدی جوانان در سن ازدواج، همان موالید کمشده دوران کنترل جمعیت بودند.»نرخ ازدواج و باروری الزاماً همجهت نیستندوی با اشاره به تاریخچه آماری کشور خاطرنشان میکند: «تاریخچه آماری کشور نشان میدهد که نرخ ازدواج و نرخ باروری در یک زمان، لزوماً همجهت نیستند؛ چون وضعیت ولادتهای هر سال با وضعیت ازدواجهای ۲۵ سال بعد مطابق است.»
سیاست جمعیتی باید بر افزایش تعداد فرزندان متمرکز شودکتابچی در جمعبندی تأکید میکند: «علیرغم اهمیت ازدواج و لزوم تسهیل و کاهش میانگین سنی ازدواج، آنچه تغییر جدی داشته و نیازمند مداخله است، افزایش تعداد فرزند هر خانواده و به تبع آن نرخ باروری است؛ موضوعی که میتواند در چند سال طلایی پیش رو، ساختار جمعیتی را تغییر دهد و با رفع موانع مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی فرزندآوری در میلیونها خانواده متأهل محقق شود.»وی هشدار میدهد: «حواسمان باشد ازدواج حتی همه مجردین، در حالی که بیش از یک یا دو فرزند را مطلوب نمیدانند، شاید در چند سال تعداد ولادتها را به صورت مقطعی بیشتر کند، ولی نمیتواند نرخ باروری را در «بلندمدت» اصلاح کند.»عضو سابق ستاد ملی جمعیت در پایان میگوید:«ما برای جوانی جمعیت کشورمان چارهای نداریم جز اصلاح فرهنگ و ارزشمند شدن تعداد بیشتر از دو فرزند.»
08:21 - 10 اوت 2026