زمستان جمعیتی و تجربه‌های جهانی

هاجر رستگارپناه، با اشاره به تجربه کشورهای موفق و ناموفق در برابر «زمستان جمعیتی»، سیاست‌های تشویقی فعلی را تزیینی خواند و بر لزوم عبور از مهندسی دستوری سبک زندگی به سمت تسهیل‌گری منعطف به سبک کشورهایی مانند فرانسه و مجارستان تأکید کرد.»
گروه زنان: این روزها بحث از «زمستان جمعیتی» و کاهش نگران‌کننده نرخ باروری در بسیاری از کشورهای جهان، به یکی از دغدغه‌های اصلی سیاست‌گذاران تبدیل شده است. برای بررسی ابعاد این پدیده و تأثیر آن بر ایران، گفتگویی تفصیلی با «هاجر رستگارپناه» مدیرکل بانوان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، انجام داده‌ایم. ایشان در ابتدای این گفتگو، اهمیت جمعیت را نه فقط در بعد اقتصادی، بلکه به‌مثابه شاخصی کلیدی برای قدرت تمدنی ملت‌ها تحلیل می‌کنند.«جمعیت یعنی انسان‌هایی که در یک واحد جغرافیایی زندگی می‌کنند. حتی اگر بالاترین تکنولوژی را داشته باشید اما اگر نیروی انسانی برای استفاده یا خلق آن را نداشته باشید، پیشرفت و توسعه نخواهید داشت.» این کارشناس با اشاره به تاریخ، می‌گوید: «از جنگ‌های قدیم که سرباز بیشتر یعنی پیروزی، تا امروز که نفوذ یک گفتمان با تعداد مخاطبانش سنجیده می‌شود، جمعیت همواره یکی از شاخص‌های قدرت ملی بوده است.»کاهش مستمر باروری و پیری جمعیتبه گفته رستگارپناه، بارزترین نشانه زمستان جمعیتی «کاهش مستمر نرخ باروری» است. در ادامه، کشور با کاهش رشد جمعیت و در نهایت پیری شدید جمعیت مواجه می‌شود؛ جایی که نیروی کار پیر نمی‌تواند چرخ توسعه را بچرخاند.اما چرا این پدیده در دهه‌های اخیر رخ داده است؟ او پاسخ را فراتر از مسائل اقتصادی می‌داند و تأکید می‌کند: «اگر ریشه مسئله فقط اقتصاد بود، خانواده‌های با درآمد بالاتر باید فرزندان بیشتری داشته باشند؛ در حالی که در ایران و جهان چنین رابطه معناداری دیده نمی‌شود.»
علل اصلی زمستان جمعیتی از منظر جامعه‌شناختیرستگارپناه سه عامل ریشه‌ای را برای کاهش فرزندآوری در جهان برمی‌شمارد:1. فردگرایی افراطی: پسارنسانس غرب، «فرد» را به جای «جمع» مرکز جهان قرار داده است. این تغییر ذائقه، حتی در تعریف شادمانی و سبک زندگی نیز اثر گذاشته و هزینه‌های تربیت فرزند را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده است.2. تغییر نقش‌های جنسیتی: او با اشاره به فشار مضاعف بر زنان می‌گوید: «در گفتمان غربی، نقش حمایتی مرد کمرنگ شده و در عوض، وظیفه تأمین ۵۰ درصد هزینه‌های زندگی نیز به مسئولیت‌های ذاتی زنان اضافه شده است. طبیعی است که زنان می‌گویند فرزندآوری کار سختی است.»3. تأخیر در ازدواج و اولویت کیفیت زندگی بر فرزندآوری.تجربه‌های موفق و ناموفق جهانی؛ از کره جنوبی تا ...یکی از بخش‌های مهم این گفتگو، مرور تجربه کشورها در مواجهه با زمستان جمعیتی است.- کره جنوبی و ژاپن (نمونه‌های شکست): با وجود سال‌ها سیاست‌گذاری اقتصادی، هنوز درگیر کاهش باروری هستند و اکنون به سمت راهکارهای فرهنگی رفته‌اند.- چین (نمونه هشداردهنده): تغییر قانون «یک فرزند» به «سه فرزند» نتوانست مشکل را حل کند، زیرا «ذائقه مردم طی سال‌ها تغییر کرده است.»- مدل اسکاندیناوی (موفقیت نسبی با چالش مهاجرت): سوئد و نروژ ابتدا با پذیرش مهاجر، کمبود نیروی کار را جبران کردند اما بعداً با هزینه‌های فرهنگی و شوک اجتماعی ناشی از آن مواجه شده و سیاست خود را تغییر دادند. مرخصی‌های منعطف والدین، تأمین امنیت شغلی و ایده «بیمه زنان خانه‌دار» (پرداخت حقوق به مادران) از جمله راهکارهای مؤثر در این کشورها بود.
- فرانسه (قهرمان باروری اروپا با نرخ حدود ۱.۸): مهمترین راهکار فرانسه «خانواده‌محوری» و سیاست «فرزند بیشتر، مالیات کمتر» بود. همچنین تسهیلگری در ارائه خدماتی مثل پرستار و مهدکودک‌های یارانه‌ای نقش مؤثری داشت.- مجارستان (ارزش‌آفرینی ملی): این کشور «فرزندآوری» را در کنار ارتش و ملی‌گرایی، یک ارزش ملی و خدمت به ملت تعریف کرد و با معافیت‌های مالیاتی سنگین و وام‌های کم‌بهره، توانست نرخ باروری را افزایش دهد.وضعیت ایران؛ پنجره جمعیتی در حال بسته شدناین کارشناس با اشاره به هشدارهای رهبر شهیدمان در دهه گذشته، می‌گوید: «سازمان ملل ایران را جزو کشورهای موفق در بحث جمعیت می‌داند، اما ما با آرمان خود فاصله داریم.» وی درباره «پنجره جمعیتی» هشدار می‌دهد: «ایران از اواسط دهه ۸۰ تا حدود سال ۱۴۲۰ فرصت دارد تا از نیروی کار جوان خود استفاده کند. اگر نتوانیم نرخ جایگزینی جمعیت را در این بازه تثبیت کنیم، وارد سالمندی می‌شویم.»مهمترین چالش ایران از نگاه این کارشناس:«مشکل اصلی ما این است که «نمی‌خواهم» به یک مسئله ساختاری تبدیل شده است. ما بیماری را ارادی و اخلاقی فرض کردیم و سراغ سیاست‌های تشویقی و تنبیهی رفتیم؛ در حالی که مسئله، تغییر ذائقه و سبک زندگی است. ما به جای تسهیل‌گری منعطف (مثل فرانسه)، به دنبال مهندسی دستوری سبک زندگی هستیم و تنوع فرهنگی و اقلیمی ایران را نادیده می‌گیریم.»به گفته وی، نمونه این رویکرد اشتباه، طرح‌هایی مثل «بلیط نیم‌بهای سینما برای مادران دارای سه فرزند» است؛ «این مادر اول باید وقت و حوصله و امکانات رفاهی مثل مهدکودک امن داشته باشد که ندارد.»
روایت واقعی از مادری؛ شکاف میان آرمان و واقعیتدر بخش انتهایی گفتگو، رستگارپناه به تجربه شخصی خود از مادر بودن در کنار تحصیل و کار اشاره می‌کند و می‌گوید: «ما از مادران قهرمان، ابرزن‌های بی‌نیازی می‌سازیم که یک تنه همه کار می‌کنند؛ در حالی که واقعیت، حمایت شوهر، مادرشوهر، خواهر یا یک پرستار مهربان است. اگر روایت واقعی مادری را نگوییم، دختران جوان در برابر تجربه اول خود احساس شکست و ناتوانی می‌کنند.»او تأکید می‌کند: «شبکه‌های حمایتی مثل «مادرانه شریف» یا «مدار مادری» و... که خود مردم با الهام از درد مشترک ایجاد کردند، از هر طرح دولتی دستوری مؤثرتر است. ما باید از مادری که همزمان دانشجو بوده، سر کلاس رفته و فرزندش را به دیگری سپرده، روایت منصفانه ارائه دهیم.»از سیاست تزیینی تا حمایت ساختاریمدیرکل بانوان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در پایان گفتگو، راهکار اصلی را تبدیل سیاست‌های تشویقی به حمایت‌های ساختاری می‌داند از جمله: «بیمه زنان خانه‌دار، ایجاد مهدکودک‌های سازمانی واقعی، حمایت قانونی از مستأجران دارای فرزند و مهمتر از همه، تولید محتوای رسانه‌ای که مادری را در تضاد با پیشرفت و موفقیت نشان ندهد.»وی با اشاره به برنامه هفتم توسعه و ماده مربوط به روایتگری دستاوردهای زنان ایران، ابراز امیدواری می‌کند که با تسهیل‌گری و دوری از نگاه دستوری، بتوان از پنجره جمعیتی به سلامت عبور کرد.
15:34 - 31 اردیبهشت 1405
خانواده
زنان

4 بازنشر9 واکنش
35٫2k بازدید



1 پاسخ

@user17779784481731 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
من فقط نگرانم اجنبی های غارنشین کم فرهنگ بعنوان مهاجر به کشور قالب شوند و این ساختار منسجم ملت که در دفاع ازکشور بخوبی خود را نشان داد به هم زده شودتمام مطالب خانم رستگار پناه درست است