«زنده شور»؛ سینمای ضدِ اعدام با لباس زنِ قاضی
«زنده شور» بیش از آنکه یک درام اجتماعی باشد، میدان تقابل دو خوانش از قانون و انسانیت است؛ تقابلی که کارگردان برای اوج دراماتیک آن، یک زن چادریِ قاضی را بهعنوان نماد «سختیِ بیعاطفه» در مرکز این میدان قرار میدهد. این انتخاب، محور اصلی نقد و حساسیتهای فراوان حول این فیلم شده است.
گروه زندگی: «زنده شور» بیش از آنکه یک درام اجتماعی باشد، میدان تقابل دو خوانش از قانون اسلامی و انسانیت است؛ تقابلی که کارگردان برای اوج دراماتیک آن، یک زن چادریِ قاضی را بهعنوان نماد «سختیِ بیعاطفه» در مرکز این میدان قرار میدهد. این انتخاب، محور اصلی نقد و حساسیتهای فراوان حول این فیلم شده است.شخصیتپردازی زنان در سینمای اجتماعی ایران همواره محل بحث و نظرهای متعدد بوده است. اما آنچه در فیلم «زنده شور» به طور آشکار به تصویر کشیده میشود، تقابلِ بهظاهر ساختگی میان شرع و انسانیت است؛ تقابلی که سردمداری آن به یک زن سپرده شده است.معاون دادستانی که از میانههای فیلم وارد قصه میشود، در نقش یک مأمور حقوقیِ سفتوسخت ظاهر میگردد. اگر این نقش به یک مرد سپرده میشد، شاید چندان ویژه به نظر نمیرسید، اما ورود یک زن چادری به اجرای حکم پروندهای حاوی پنج اعدامی، سوگیری فیلم را آشکار میکند. کارگردان با پرداختی تلخ و منزجرکننده، تصویری «بیعاطفه، خشک و بیاحساس» از این زن ارائه میدهد؛ گویی میخواهد با این مصداق نچسب، کلیت حضور زن در موقعیتهای قضاییِ حکمرانی اسلامی را به چالش بکشد.این ساختِ تنفر، با جزئیاتی مثل «صلوات شمار دیجیتالی» که دائم در دستان معاون دادستان دیده میشود، منفعتطلبی شخصیت و توجیههای امنیتی او برای احکام صادرشده تکمیل میشود. همه این موارد، بهگونهای طراحی شدهاند تا نفرتی هدفمند از زنی محجبه، اهل ذکر و قاطع در محیط کار ایجاد کنند؛ درحالیکه همین ویژگیها در ظاهر، بخشی از مشخصههای مورد انتظار جامعه از زن امروز است.
نکته حائز اهمیت، پرداخت شخصیتی است که در تقابل کامل با تعریف «المرأه ریحانه و لیست بقهرمانه» در آموزههای اسلامی قرار دارد. فیلم زنی را نشان میدهد که گویی برایآنکه بهعنوان یک «انسان» (و نه یک زن) شناخته شود، باید هرگونه نماد زنانگی، نرمش و عطوفت را از ظاهر، رفتار و لحن خود حذف کند. این تخلف منطقی از ذهنیت نویسنده و کارگردان نشئت میگیرد و تصویری ارائه میدهد که در جامعه اسلامی تقبیح شده است.فراتر از شخصیتپردازی، کلیت فیلم را میتوان تلاشی برای «عادیسازی نه به اعدام» دانست؛ روایتی که بخشش را به جای آنکه لطف شاکی بداند، حقی برای متهم میداند و با سیاهنمایی، پنج متهم را بیش از آنکه مجرم نشان دهد، انسانی بیگناه تصویر میکند. مرتضی زند (با بازی بهرام افشاری) بهعنوان نماینده دادستان، میکوشد با اعمالنفوذ، انصراف شاکیان را تحقق بخشد.از جزئیات دیالوگها و صحنههای غیرمتعارف (مانند نواختن موسیقی پیش از اعدام) که بگذریم، فیلم به طور سیستماتیک به زیرسؤالبردن احکام قضایی و اشتباهپذیری دستگاه قضا میپردازد؛ تا جایی که گویی جان انسان در این دستگاه کماهمیت است.شاید دسترسی کارگردان به پروندههای قضایی، توجیهی برای روایت او باشد، اما به نظر میرسد «زنده شور» برای التیام زخمهای ناشی از این زیرسؤالبردنها، هیچ مرهمی ارائه نمیدهد و تنها بر سوءتفاهم و سیاهنمایی درباره احکام شرع، زنان مذهبی و حکمرانی اسلامی میافزاید.تماشای این فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود.
14:04 - 19 بهمن 1404