چرا جهان به طب ایرانی نیاز دارد؟
امروز ۲۵ تیرماه روز ملی طب ایرانی است؛ طبی که زمره ۵ طب سنتی برتر دنیاست و خالق بسیاری دانش های بروز و نواوری های پزشکی در جهان بشمار می رود؛اما باید دقت کنیم طب ایرانی طبی بر اساس آموزه های علمی و تحقیقات مستند است نه بر اساس اظهار نظرهای بی پایه و شخصی.
گروه سلامت: طب ایرانی که ریشههای آن به هزاران سال پیش بازمیگردد، امروزه به عنوان یک مکتب درمانی جامع و نظاممند، توجه مجامع علمی جهان را به خود جلب کرده است.این طب، برخلاف رویکردهای تقلیلگرایانه که صرفاً بر نشانهها تمرکز دارند، بر پایه اصول «مزاجشناسی» و «سبک زندگی» استوار است که در نهایت به رویکرد «شخصیسازی درمان» میانجامد؛ مفهومی که در پزشکی مدرن پیشرو، از اهمیت بنیادینی برخوردار است.۲۵ تیرماه، سالروز تصویب سند ملی گیاهان دارویی و طب سنتی در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۹۲، به عنوان روز ملی طب ایرانی نامگذاری شده استاهمیت جهانی طب ایرانیدر سطح جهانی، طب ایرانی به عنوان بخشی از میراث فرهنگی بشریت و یک سیستم طبی مکمل، پتانسیل بالایی برای مدیریت بیماریهای مزمن دارد.سازمان جهانی بهداشت (WHO) نیز بر لزوم ادغام طبهای سنتی مبتنی بر شواهد در سیستمهای سلامت تأکید کرده است. رویکرد جامعنگر این طب که «انسان» را به مثابه یک کلِ یکپارچه در تعامل با محیط، تغذیه و روان در نظر میگیرد، پاسخی به چالشهای پزشکی مدرن در مواجهه با بیماریهای سبک زندگی است.نقش طب ایرانی در پیشگیریستون فقرات طب ایرانی، اصل «حفظالصحه» یا همان پیشگیری است. با تکیه بر ۶ اصل ضروری زندگی (سته ضروریه)، از جمله هوای محیط، خوردنیها و آشامیدنیها، حرکت و سکون، خواب و بیداری، تخلیه و احتباس، و اعراض نفسانی (حالات روحی)، این طب به افراد میآموزد که چگونه پیش از بروز بیماری، سلامت خود را حفظ کنند.برای نمونه، اصلاح تغذیه بر اساس مزاج فردی، نقش بسزایی در پیشگیری از بیماریهای متابولیک مانند دیابت و چاقی دارد.
طب ایرانی به عنوان میراثی علمی، امروزه با تهدیدات جدی از سوی جریانات سودجو و شبهعلمی مواجه است. بزرگترین آفت، «تقلیلگرایی مذهبی» و برچسبزنی تحت عنوان «طب اسلامی» است؛ جریانی که با استناد به روایات گزینشی و غیرتخصصی، سعی دارد مرزهای علم و دین را مخدوش کرده و برای ادعاهای درمانی خود، قداستِ کاذب ایجاد کند. این رویکرد نه تنها باعث تضعیف جایگاه علمی طب ایرانی میشود، بلکه با ایجادِ توهمِ درمانهای معجزهآسا، بیماران را از مسیر درمانهای تخصصی بازداشته و گاه پیامدهای جبرانناپذیری به بار میآورد.در این میان، نقش مخرب برخی عطاریها و مدعیانِ طبابتنی نیز غیرقابلانکار است. بسیاری از این افراد بدون داشتن دانش آکادمیک در زمینه فیزیولوژی، پاتولوژی یا فارماکولوژی، تنها با اتکا به شنیدهها، اقدام به تجویزداروهای ترکیبی، مکملهای دستسازِ آلوده به کورتونها یا فلزات سنگین میکنند. این دخالتهای غیرعلمی در امور پزشکی، نقض آشکار اخلاق پزشکی و تهدیدی برای سلامت عمومی است. بزرگترین قربانی این روند، خودِ «طب ایرانی» است که اعتبارش توسط افرادی که تخصصی در تشخیص بیماری ندارند، زیر سؤال میرود.درمانهای غیرعلمی، از «عنبیه شناسی» و «زبانشناسی» تا تجویزهای خطرناک برای بیماریهای صعبالعلاج، همگی نشان از فاصله گرفتن از اصولِ اصولیِ طب سنتی دارند. این مدعیان با استفاده از ادبیاتی پوپولیستی، به جای آموزشِ «سبک زندگی سالم»، بر فروش محصولات دارویی تأکید دارند.
مقابله با این پدیده نیازمند دو رویکرد است: نخست، ورودِ قاطعانه نهادهای نظارتی و سازمان نظام پزشکی برای برخورد با مداخلهگران در امور درمان، و دوم، ارتقای سواد سلامت جامعه. طب ایرانی یک رشته تخصصی دانشگاهی است که نیازمند دانش پزشکی مدرن و درکِ عمیق از مبانی سنتی است؛ نه یک دکانِ عطاری یا تریبونی برای اظهارات غیرکارشناسیِ مذهبی. حفظ سلامت مردم، خط قرمزِ ماست و هرگونه تلاش برای جایگزینیِ علم با خرافه، باید توسط جامعه متخصص و نهادهای قانونی مهار گردد.نقش طب ایرانی در درماندر حیطه درمان، طب ایرانی در مدیریت بیماریهای مزمن که پاسخ درمانی ضعیفی به داروهای شیمیایی دارند، بسیار مؤثر عمل میکند. بیماریهای گوارشی (مانند سندرم روده تحریکپذیر)، اختلالات پوستی، برخی بیماریهای عصبی و دردهای مزمن عضلانی-اسکلتی، از جمله حوزههایی هستند که درمانهای طب ایرانی (از جمله گیاهدرمانی، اصلاح تغذیه و تدابیر یداوی) در آنها نتایج درخشانی نشان دادهاند. تلفیق دانش بومی با روشهای تشخیصی مدرن و انجام کارآزماییهای بالینی دقیق، میتواند طب ایرانی را از یک میراث سنتی به یک رکن علمی قدرتمند در نظام سلامت ملی و جهانی تبدیل کند. این همافزایی نه تنها هزینههای درمانی را کاهش میدهد، بلکه کیفیت زندگی بیماران را با تأکید بر درمانهای کمعارضهتر، بهطور چشمگیری ارتقا میبخشد.
آرمان زرگران، مشاور بینالملل مرکز طب ایرانی و مکمل، با تأکید بر اینکه طب ایرانی فراتر از یک رویکرد درمانی، یک «مؤلفه قدرت» در دیپلماسی سلامت کشور است، تصریح کرد که این ظرفیت میتواند جایگاه ایران را در مناسبات بینالمللی ارتقا دهد.زرگران با اشاره به جایگاه علمی کشور در تولید دانش در این حوزه، افزود: علیرغم افت جزئی در گزارش اخیر سایمگو و قرارگیری در جایگاه پنجم دنیا، این رتبه در مقام مقایسه با رتبه شانزدهم کلیِ پزشکی کشور، نشاندهنده یک توانمندی علمی قابلعرضه و مرجعیت علمی کشور در این حوزه در بعد بین المللی است.وی ادامه داد: ما به عنوان کشوری پیشگام در منطقه، توانستهایم طب سنتی را به شکلی مطلوب در نظام سلامت خود ادغام کنیم که همین موضوع، جایگاه ما را در جهان ارتقا داده است.دانشیار داروسازی سنتی خاطرنشان کرد: مجموعه این توانمندیها باعث شده تا ایران در اسناد بینالمللی، رویدادهای علمی و مناسبات با سازمانهایی نظیر سازمان همکاریهای شانگهای، گروه بریکس و سازمان جهانی بهداشت (WHO) به عنوان کشوری صاحب حرف و شاخص مطرح شود. پیشنویس سند راهبرد جهانی طب سنتی سازمان جهانی بهداشت (۲۰۲۵-۲۰۳۴)، تنها نمونهای از این نقشآفرینی است.وی با اشاره به پروژههای در دست اقدام سازمان جهانی بهداشت، تصریح کرد: نام همکاران ما از ایران در پروژههای پیشرو، از جمله اسناد مرتبط با هوش مصنوعی در طب سنتی، فارماکوپه جهانی گیاهان دارویی و ماژولهای مرتبط با طب سنتی در ICD-11 و ICHI وجود دارد. این تعاملات نشان میدهد که ما در بالاترین سطوح این حوزه، قادر به ایفای نقش هستیم.
مشاور بینالملل مرکز طب ایرانی و مکمل با بیان اینکه ارتباطات گستردهای با کشورهای مختلف از سراسر دنیا از جمله هند، چین، اتریش و تایلند برقرار شده است، افزود:در اجلاس پیشروی وزرای بهداشت گروه بریکس، طب سنتی در کانون توجه قرار دارد و کارگروه تخصصی (Expert Group) آن برای کشورهای بریکس شکل گرفته است. ما نیز نقش فعالی در نگارش چارچوب جامع این کارگروه داشتهایم که در اجلاس هفته آینده نهایی و رونمایی خواهد شد. این نقاط قوت، ابزار و اهرم قدرتمندی برای توسعه تعاملات و روابط کشور در کلیه موضوعات حوزه بهداشت و درمان است که باید با هوشمندی از آن بهره جست.حسین رضاییزاده، رئیس مرکز طب ایرانی و مکمل وزارت بهداشت به مناسبت روز ملی طب ایرانی، با تأکید بر جایگاه راهبردی این حوزه در آینده نظام سلامت، گفت: طب ایرانی صرفاً یک میراث تاریخی یا مجموعهای از تجربههای برجا مانده از گذشته نیست، بلکه یک ظرفیت علمی، تمدنی و فرهنگی برای پاسخگویی به بخشی از نیازهای امروز و فردای نظام سلامت کشور است.وی با اشاره به مزیتهای این مکتب در حوزه سلامت افزود: یکی از مهمترین قابلیتهای طب ایرانی، توجه به تفاوتهای فردی و حرکت به سمت شخصیسازی خدمات سلامت است؛ ظرفیتی که میتواند در کنار پزشکی رایج، به ارتقای کیفیت مراقبت، اصلاح سبک زندگی و پیشگیری از ابتلا به بسیاری از بیماریهای مزمن کمک کند. رضاییزاده تصریح کرد: تمرکز طب ایرانی بر پیشگیری، تدبیر مزاج، اصلاح عادات و سبک زندگی سالم، این امکان را فراهم میکند که بار بیماریهای مزمن و به تبع آن، هزینههای تحمیلشده به مردم و نظام سلامت کاهش یابد.
13:37 - 25 تیر 1405