وقتی زرق و برق تبلیغات تلویزیونی خانوادهها را مات میکند
تبلیغات کالاهای مختلف در شبکههای تلویزیونی جدای از اینکه مردم را از نوع محصولات مختلف آگاه میکند، حرکتی برای احساس نیاز در مخاطبان است تا به این وسیله خانوادهها را تشویق و تحریص به خرید کالاهای گوناگون کنند؛ درحالیکه در بسیاری موارد، خانوادهها بهدور از منطق و احساس نیاز واقعی، تنها به دلیل تحت تأثیر قرارگرفتن تبلیغات و از روی هیجان اقدام به خرید کالا میکنند.
گروه جامعه خبرگزاری فارس: با وجود تنوع و تعداد قابلتوجه بودن رسانههای تبلیغاتی، تلویزیون همچنان جایگاه ویژهای در قلب مخاطبان دارد.تلویزیون همچنان بهعنوان یکی از محبوبترین رسانههای ارتباطی، نقش مهمی در زندگی روزمره مردم ایفا میکند.تبلیغات تلویزیونی با استفاده از ترکیب تصویر، صدا و حرکت میتواند پیامهای تبلیغاتی را به شکلی جذاب و تأثیرگذار به مخاطبان منتقل کنند.این نوع تبلیغات قادر است تا احساسات و عواطف مخاطبان را به خود جلب و برندها را در ذهن آنان ماندگار کنند.نتیجه این موارد ایجاد حس نیاز در مخاطبان و ضرورت خرید کالاهای تبلیغ شده در این رسانه را در افراد و خانوادهها به وجود میآورد و این میل و رغبت افراطی هزینههای مادی بسیاری را برای خانوادهها به وجود میآورد؛ بهطوری که هستند افراد زیادی که بهرغم نیازنداشتن کالایی، صرفاً به دلیل اغواگری و تبلیغات پر زروق و برق کالایی در قاب تلویزیون اقدام به خرید آن میکنند؛ خریدهایی که در بسیاری اوقات حتی با قرض گرفتن پول یا افتادن در دام وامهای پرسود بانکی صورت میگیرد تا افراد و خانوادهها به این طریق خود را از این قافله عقب نبینند.
تبلیغات مختلف در رسانهها بهویژه در صداوسیما در کنار اطلاعرسانی در خصوص کالا و محصول مشخص، نقش بسیار موثری در ترویج مصرفگرایی و میل و رغبت افراطی به تجملگرایی دارد؛ بهطوری که تبلیغ کالاهای مختلف برای سنین و سلایق مختلف، عامل بسیار مهمی در فروش محصول موردنظر و کسب سود هنگفت توسط تولیدکننده دارد، اما در مقابل، بسیاری خانوادهها در اثر تحتتأثیر قرارگرفتن از این تبلیغات در گرداب مشکلات مالی غرق میشوند و چهبسا علیرغم نیازنداشتن کالایی صرفاً به دلیل تأثیرپذیری از تبلیغات متحمل پرداخت هزینه میشوند.
محمود ساعتچی، روانشناس درباره «تأثیر تبلیغات کالاها در تلویزیون بر زندگی مردم»، بیان کرد: ما در جهانی زندگی میکنیم که اطلاعرسانی و تبلیغات یک بعد قابلتوجهی است.وی ادامه داد: ما باید به فرزندان و افراد خانوادهمان یاد دهیم که از بین این اقیانوسی از اطلاعات، اطلاعات مفید را جذب کنند و آنها را که زائد و بیربط است کنار بگذارند؛ در واقع یاد بگیرند که از وقتشان به شیوه بهینه استفاده کنند.این روانشناس خاطرنشان کرد: اطلاعات اقیانوس است، اما من نوعی باید در پی اطلاعاتی باشم که لازم داشته و برایم مفید است. در خانواده والدین میتوانند الگوی خیلی خوبی برای فرزندانشان باشند که از وقت گرانبهایشان چگونه استفاده کنند.ساعتچی متذکر شد: در پی مطالب و اطلاعاتی باشند که برایشان مفید است و برای اطلاعات بیهوده اصلاً وقتی اختصاص ندهند؛ البته این موضوع را باید ابتدا در خانواده آموخت و بعد در مدرسه و دانشگاه نیز بیاموزیم.
وی در پاسخ به این پرسش که «تبلیغات چقدر روی تجملگرایی در خانوادهها چه اثری دارد؟»، ابراز کرد: اگر افراد تلویزیون میبینند، فرد آنچه لازم دارد را یاد میگیرد، اما آنکه نمیخواهد، توجهی به آن نمیکند.این روانشناس افزود: اساس این آموزش، خانواده میشود که به فرزندش چه چیزی یاد دهد؛ یعنی فرزندان یاد بگیرند که وقت خود را صرف توجه به اطلاعاتی کنند که بیهوده و بیفایده است یا از وقتشان بهصورت بهینه استفاده کنند؛ در نتیجه باز در اینجا نیز تعلیموتربیت و آموزش مطرح میشود و اینکه ما در کجا زندگی کنیم.نمیتوانیم از تبلیغات فرار کنیمساعتچی درباره اینکه «تبلیغات چه اثری روی والدین میگذارد؟»، تصریح کرد: ما نمیتوانیم جلوی تبلیغات را بگیریم؛چراکه بخشی از دنیای ما تبلیغات است؛ در واقع هنگام معرفیکردن کالایی، من که جلوی تلویزیون نشستم اگر به درد من بخورد از آن استفاده میکنم، اما اگر موضوع زندگی و حیات من نباشد، توجهی نمیکنم و کار دیگری انجام میدهم.وی متذکر شد: اطلاعرسانی بهزعم بنده زیان ویژهای ندارد، بلکه نحو یادگیری ما برای بهرهگیری از این اطلاعات است که اهمیت پیدا میکند.این روانشناس درباره اینکه «چطور باید تحت تأثیر تبلیغات قرار نگیریم؟»،تأکید کرد: باز هم میگویم ابتدا خانواده و بعد مدرسه نقش دارند؛ اینکه ابتدا در خانواده این را یاد میگیریم و بعد در دبیرستان و دانشگاه اینها را میآموزیم.
آرزو نظری، روانشناس درباره اینکه «چرا تبلیغات کالاها در صداوسیما احساس ناکافی بودن به خانوادهها میدهد و مدام مردم تلاش دارند به هر قیمت آن کالاها را تهیه کنند؟»، گفت: به نظر میرسد تبلیغات خود یکی از تکنیکهایش ایجاد نیاز است؛ مثلاً اگر این مبل و لباس را نخریم نمیتوانیم راحت زندگی کنید.وی ادامه داد: همزمان در تبلیغات تداعی میکنند راحتی، حس خوب، نسیم خنک یا رنگهای خوشایند؛ مبل، فرش و تلویزیون و...تبلیغ میکنند و وقتی در افراد احساس نیاز ایجاد میشود زمانی که نمیتوانند آنها را داشته باشند احساس ناکامی را تجربه میکنند.این روانشناس افزود: غالباً بهصورت اتوماتیک در ذهنمان ایدهآلهایی وجود دارد که ما دنبال به دست آوردنش هستیم.این چیزها در شرایط مختلف در زندگیمان تصورش ایجاد میشود.نظری تصریح کرد: مجموعهای از باورها، ارزشها، اشیا و... در تبلیغات تلویزیونی در ذهن افراد وضعیت ایدهآل را ایجاد میکنند و اینکه این موارد میتواند نیاز شما را ارضا کند حس خوبی در شما ایجاد میکند.تلاش افراطی خانواده ها برای ارضای رضایتوی متذکر شد:تلاش همه افراد این است که به این امکانات برسند تا احساس رضایت کنند و اگر نرسند حس نارضایتی و ناخوشایندی مثل خشم و اضطراب در ذهنشان شکل میگیرد؛ چرا که همه تلاش افراد این است که به آن وضعیت ایدهآل برسند و احساس رضایت و کافی بودن را در زندگی تجربه کنند.این روانشناس یادآور شد: عملاً تبلیغات تلویزیونی ایدهآلسازی، ایجاد تصور زیبا و حس خوب و احساس نیاز را تبلیغ میکند.
نظری درباره اینکه «چطور بتوانیم این موضوع را مدیریت کنیم و باتوجهبه مواجهه انسان با تبلیغات چطور میتوانیم بر این شرایط غلبه کنیم؟»، ابراز کرد: درهرصورت افراد متفاوت هستند؛ گروهی از افراد را داریم که سطح هیجانی بالایی دارند و وقتی هیجان بالاست کورتکس مغز خوب کار نمیکند. وی متذکر شد: وقتی تبلیغات این حالت را ایجاد میکنند افراد را در این مسیر تشویق میکنند و آن هیجان و حس خوب توسط سطوح زیر مغزی در افراد ایجاد میشود.این روانشناس تصریح کرد: افراد هیجانی این ناحیه مغزشان تجربه هیجانی را بیشتر تجربه میکنند و باعث میشود عملاً مغز آن کار را که باید بکند را نکند؛ وقتی هیجان خیلی برانگیخته میشود منطق خیلی نمیتواند کاری کند؛ مگر اینکه افراد خود را خوب بشناسند و این زمان را به خود بدهند.نظری ابراز کرد: اگر امروز افراد کالایی را در تبلیغات تلویزیون میبینند خیلی دوست دارند به دست بیاورند اما اگر این باور در افراد ایجاد شود که میتوانید بدون این کالا هم با حداقلها خوب زندگی کنید، هرکدام از اینها میتواند منطقی باشد تا افراد را ترغیب کند که این کار نکنند.هنگام خرید کالا اندکی صبر کنیدوی افزود: اما فاصله بین هیجان و منطق جایی است که اگر بتوانیم ایجاد کنیم، خیلی خوب است؛ یعنی هر زمان که تبلیغ پخش میشود به افراد یاد دهیم که کمی تامل کنند و صبر کرده و بعد تصمیم بگیرند؛ این خودش یکی از راهکارهایی است که میتواند کمک کند.
هنگام خرید هیجان بر منطق غالب استاین روانشناس با بیان اینکه ما تفکر گلهای داریم؛ یعنی همه افراد به این سمت میروند که باید همه مبل و خانه یا کفش و جراحی زیبایی و...داشته باشند،گفت: کافی که افراد نسبت به این شرایط آگاه باشند؛ یکی غلبه هیجان بر منطق.نظری خاطرنشان کرد: یعنی مدیریت هیجان و دیگر اینکه آگاه باشند که این میتواند تفکر گلهای باشد؛ یعنی همزمان همه حرکت میکنند و آنها میتوانند این همراهی را داشته باشند یا نداشته باشند.
محمدرضا ایمانی،روانشناس در پاسخ به این پرسش فارس که «چرا تبلیغات کالاهای مختلف در تلویزیون باعث شده مردم به سمت تجمل بروند و تأثیرات روانشناسی این موضوع چیست؟» گفت: اساس ترین نیازهایی که الان وجود دارد بحث نیاز در مشتری است و تبلیغات برایناساس بنا شده؛ یعنی برای فروش و تولید و گردش مالی بیشتر و توسعه صادرات.قاعدتاً باید این تبلیغات را انجام دهند و رسالتشان مشخص است.ایجاد نیاز مهمترین جنبه روانی تبلیغات استوی ادامه داد: مهمترین جنبه روانی این است که در شما ایجاد نیاز میکنند؛ نیازهایی که شاید شما نداشته باشید. تولیدات مختلف به حجم وسیع تبلیغ میکنند و میگویند کالای قسطی داریم و باتوجهبه وضعیت نامناسب مالی مردم، کالاها را بهصورت قسطی میفروشند.این روانشناس متذکر شد: بحث، ایجاد نیاز در مشتری برای فروش محصولاتشان است.حال در مشتری چیزی که اتفاق میافتد دو مسئله است؛ یکی نیازهای اساسی و بنیادی و بعد نیازهای ثانویه است.ایمانی تصریح کرد: نیازهای اساسی شامل مواد خوراکی، بهداشت و سلامت ماست؛اما تحت تاثیر تبلیغات مسئله و نیازهای ثانویه شکل میگیرد که افراد دوست دارند در فضایی، سبک زندگی و امکاناتشان بهتر و کاملتر باشد.
احساس نیاز در همه جوامع ایجاد شدنی استوی با اشاره به مصادیق مختلف نیازهای مردم، افزود: افراد دوست دارند ماشین بهتری داشته باشند، خانه و اسباب و اثاثیهشان عوض شود و این اتفاق در هر جامعهای میافتد و مخصوص ایران نیست، بلکه در بسیاری کشورها اتفاق میافتد.هدف تبلیغات ایجاد حس نیاز در مردم استاین روانشناس با بیان اینکه تبلیغات رسالتش مشخص است؛ یعنی ایجاد نیاز در مشتری و پاسخدادن به این نیاز است،یادآور شد:این موضوع برخود فرد یا اعضای خانواده تاثیر میگذارد.ایمانی ابراز کرد: نکته دیگر که باید به آن توجه کنیم این است که در جامعه جهانی افراد دوست دارند زندگی مرفهتر و بیدغدغه تری داشته باشند، اما در جامعهشناسی اصطلاحی به نام «چیز وارگی» داریم؛ یعنی خیلی جیزهایی داریم که وقت و انرژی مان را باید صرف کنیم تا آنها را نگه داریم اما خیلی از آنها استفاده نمیکنیم.وی اضافه کرد: از بسیاری افراد وقتی بپرسیم که چرا این کالا را خریدی پاسخی ندارند بدهند؛ درحالیکه باید دقت کنیم و بررسی شود آیا این کالا جزو نیاز اصلی من هست و میتواند تامین کننده منافع ما باشد و قرار است با آن چهکار کنم.این روانشناس افزود: خیلی وقتها افراد وقتی تصمیم میگیرند به خرید یک کالا، به این فکر نمیکنند که هزینهای که میکنند بابت چیست؛ بنابراین رفتارهای هیجانی دارند و این رفتارها آگاهانه نیست.
ایمانی اظهار داشت: فرد خودآگاهی ندارد؛ درحالیکه وقتی آگاهانه تصمیم میگیرد که بداند در قبال کاری که انجام میدهد و انرژی و هزینه که میکند قرار است چه چیزی را به دست بیاورد و از آن چه بهرهای را ببرد؟پایان پیام/#تلویزیون#تبلیغات#خانواده#کالا#روانشناسیدقیقترین و بهروزترین اخبار حوادث، سلامت، قضائی و انتظامی، آموزشوپرورش، محیطزیست، شهری و آسیبهای اجتماعی را در صفحه جامعه فارس دنبال کنید. 15:37 - 12 اسفند 1403