
iriسنجاقشده
@Kosar136024 اردیبهشت 1404روایت خواهر برادری جشنواره آقا رضای معصومه
خیلی خسته ام ،از دیروز صبح که رفتم دانشگاه پیام نور قم،تا الان که از مشهد برمیگردم تهران،بیشترش رو تو اتوبوس بودم.ولی پر هستم از شعف. یه چای بریزم برای هادی یه کم گرم بشه،اگه خودش تنها اومده بود تا حالا جا پیدا کرده بود ولی چون من و منیره همراهش هستیم معطل شد،این دفعه اولی نبود که پای ما وایساده از…نمایش بیشتر
سمیه کثیری بازنشر داد
@Kosar136024 اردیبهشت 1404روایت خواهر برادری جشنواره آقا رضای معصومه
خیلی خسته ام ،از دیروز صبح که رفتم دانشگاه پیام نور قم،تا الان که از مشهد برمیگردم تهران،بیشترش رو تو اتوبوس بودم.ولی پر هستم از شعف. یه چای بریزم برای هادی یه کم گرم بشه،اگه خودش تنها اومده بود تا حالا جا پیدا کرده بود ولی چون من و منیره همراهش هستیم معطل شد،این دفعه اولی نبود که پای ما وایساده از…نمایش بیشتر