تصویر نمایه‌ی ‌ءاشك²؛‌
@Tears228 دی 1404
در پاسخ به
میدونم، یادم افتاد اون روزا..😂😂😂😂😂وایی میگفت چطوری دل همسرتو ببری تو خونه😂😂😂😂😂😂 عجب سمایی بودن
@mahsayi28 دی 1404
در پاسخ به
نههه همسرداری نیستکانال ننه ابراهیمه😂
تصویر نمایه‌ی ‌ءاشك²؛‌
@Tears228 دی 1404
در پاسخ به
همش چرت و پرت یه مشت بیکار نشستن
@mahsayi28 دی 1404
در پاسخ به
🗿توهین نکن 😂😂خیلیم جالبه اینا
تصویر نمایه‌ی ‌ءاشك²؛‌
@Tears228 دی 1404
در پاسخ به
نه باو یه مشت بیکار و بدبخت نشستن و بجای لذت از دنیا یا کار مفید .....
@mahsayi28 دی 1404
در پاسخ به
پدرشوهرم خدا بیامرز شب خواستگاری به پدرم گفت خب آقای فلانی موافقید یه صیغه محرمانه بخونیم؟ (به جای صیغه محرمیت) 😂😂😂
@Kiwiana28 دی 1404
در پاسخ به و
ببخشید من فکر میکردم کوچولویید، مثلا دبیرستانی، یعنی چی "پدرشوهرم"؟🥀
@mahsayi28 دی 1404
در پاسخ به و
مشتی اینا خاطرات ملته😂😂😂
@mahsayi28 دی 1404
من دانشجوی ترم یکم
@Kiwiana28 دی 1404
در پاسخ به و
آقا خوشبختم
@mahsayi28 دی 1404
در پاسخ به و
سبز و مانا باشید شما چندسالتونه
پایدار همچو سرو باشید۲۰ یا به قول شما ترم ۵ کارشناسی
01:07 - 28 دی 1404

1 واکنش
69 بازدید



2 پاسخ

@mahsayi28 دی 1404
در پاسخ به و
بلند قامت همچون چنار باشید اع ۲ سال بزرگی فقط😂

@mahsayi28 دی 1404
در پاسخ به
سلام بابای من تو خواستگاری خواهرم وقتی مهمونا اومدن اول با لباس و شلوار رسمی نشسته بود یک دفعه بلند شد شلوارشو در آورد البته زیرش زیر شلواری پاش بود🤣🤣🤣🤣گفت ببینید ما اینیم ساده و بی آلایش+خداروشکر نشون دادن بی‌آلایش بودنتون تو همین مرحله متوقف شده