ما ایستاده می‌میریم

ما ایستاده می‌میریم. و به زانو درآوردنِ مرگ را به هم تبریک می‌گوییم.✍️ میم هاشمیاز وقتی الف‌با یاد گرفتم نوشتن را شروع کرده‌ام. احساس را ریخته‌ام روی کاغذ. غم را هزار تکه کرده‌ام گذاشته‌ام روی کول کلمات و از خودم دور کرده‌ام. این‌طوری خودم را آرام کرده‌ام.
نمی‌دانم چند دقیقه است که زل زده‌ام به الف‌بای کیبورد. کلمه‌ها جلو نمی‌آیند. غم خودش را توی انتهایی‌ترین تالارهای ذهن‌م پنهان کرده. اشک یکی می‌ریزد و آن یکی محکم پایش را می‌کوبد زمین و نمی‌آید. صبح است.
روشنایی ریخته روی زمینی که خون پاک‌ترین انسان‌ها ازش می‌جوشد و هنوز بعد از هزارو اندی سال بدون منتقم مانده. بغض دست انداخته دور حنجره‌ام و تکان نمی‌خورند.دندان‌هایم چفت هم شده‌اند. انگشت‌ها محکم هم را در آغوش گرفته‌اند. بدن‌م آرایش جنگی گرفته. نمی‌خواهد کم بیاورد. کسی خیال پا پس کشیدن ندارد.
من به بدنی که می‌داند این غم مهم و عزیز را چه‌طور مدیریت کند می‌بالم. من به چشمی که می‌سوزد و خون می‌شود و نمی‌بارد افتخار می‌کنم. به قلبی که می‌ترکد و از حرکت نمی‌ماند.ما ایستاده می‌میریم. و به زانو درآوردنِ مرگ را به هم تبریک می‌گوییم.#جنگ #جنگ_رمضان #شهید_رمضانhttps://zil.ink/Khatterevayat
04:09 - 20 اسفند 1404
امام و رهبری
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی