سوژهٔ جمعی؛ قیمومتِ پِنهان

میدان؛ صیانت از سنگرِ خیابان در دستِ مردم، در اصلِ خود، نه میراثِ یک حلقهٔ بسته است و نه غنیمتِ یک جمعِ خودخوانده. میدان از رنجِ مردم زاده می‌شود، با حافظهٔ زخم‌خوردهٔ آنان جان می‌گیرد، و با آگاهیِ جمعی معنا پیدا می‌کند. هرگاه این پیوند گسسته شود و امرِ عمومی به تملکِ عده‌ای محدود درآید، آنچه باقی می‌ماند فقط پوسته‌ای از شعار است؛ پوسته‌ای پرصدا، اما تهی از حقیقت.آنچه در این مدت رخ داد، دقیقاً همین بود: مصادرهٔ تدریجیِ یک امرِ مردمی به نامِ صیانت از آن. گروهی کوشیدند خود را به‌جای مردم بنشانند، گویی فهمِ میدان در انحصار آنان است و هر کنشِ خودجوش باید از صافیِ تأییدشان بگذرد. اما حقیقت ساده‌تر از این نمایش‌هاست: هیچ آرمانِ زنده‌ای با قیمومت دوام نمی‌آورد. هرجا دفاع به تصاحب بدل شود، همان‌جا آغازِ فرسایش است.خطای بنیادین از جایی شروع شد که کار فرهنگی را با نمایش فرهنگی اشتباه گرفتند. فرهنگ، صحنهٔ رقابتِ لفظی نیست؛ فرایندِ تربیت، آگاهی و رسوبِ تدریجیِ معناست. آنچه با شتاب، هیجان و خودنمایی پیش رود، شاید لحظه‌ای دیده شود، اما ماندگار نمی‌شود. شور اگر به تبیین وصل نشود، دیر یا زود از نفس می‌افتد. حرکتِ اجتماعی وقتی ریشه می‌گیرد که از سطحِ شعار عبور کند و به فهمِ پایدار تبدیل شود. بدون این گذار، هر هیاهویی محکوم به فرسودگی است.
در این میان، مسئله فقط ناکارآمدی نیست؛ مسئله نسبتِ نادرستِ انسان‌ها با مسئولیت است. کار را باید به اهلش سپرد، نه به کسانی که نام دارند اما نسبتِ درستی با مضمون ندارند. وقتی جای صلاحیت و ادعا عوض می‌شود، نه‌فقط پروژه می‌لغزد، بلکه اعتمادِ عمومی هم زخمی می‌شود. این زخمی است که آرام و بی‌صدا بر پیکرِ جمع می‌نشیند و دیرتر از هر شکستِ علنی، خود را نشان می‌دهد.اکنون که این رویه و رویکرد روشن شده، لجاجت هیچ دستاوردی ندارد. بازگشت، اگر صادقانه باشد، شکست نیست؛ نوعی بلوغ است. آن‌که از موضعِ تصرف عقب می‌نشیند و میدان را به حقیقت بازمی‌گرداند، هنوز می‌تواند در سوی درستِ تاریخ بایستد. اما آن‌که بر خطا اصرار می‌ورزد و فرسایش را با طلبکاری می‌پوشاند، خود را از متنِ مردم جدا می‌کند. در منطقِ رهایی، رجوع به حق، نه عقب‌نشینی، که عبور از توهمِ مالکیت به مسئولیتِ واقعی است.ما از میدانی دفاع می‌کنیم که بی‌انحصار بماند؛ میدانی که در آن فهم بر هیاهو، تربیت بر نمایش، و مشارکت بر قیمومت تقدم داشته باشد. حقیقت، از دلِ همین گشودگی بیرون می‌آید، نه از دهانِ مدعیانِ پرصدا. هر کس این اصل را بفهمد، هنوز فرصت دارد. هر کس از آن روی برگرداند، دیر یا زود از حافظهٔ جمعی کنار می‌رود.مردم، به‌ویژه در بزنگاه‌های سهمگین تاریخ، اهلِ دقت‌اند و با چشمِ باز حرکت می‌کنند؛ آنان خوب درمی‌یابند چه کسی در متنِ ضرورتِ جمعی، بی‌هیاهو و بی‌ادعا کنارشان ایستاده و چه کسی از همان صحنه، برای خویش اعتبار می‌تراشد. در هنگامه‌ای که ایران زیر فشارِ یک ستیزِ وجودی و هویتی قرار گرفته و خاطرهٔ تاریخی این سرزمین هنوز زخمِ طمعِ دیرپای همان نیروهایی را بر تن دارد که همواره چشم به تاراجِ منابع و فرسایشِ ارادهٔ ملی دوخته‌اند،
داوریِ مردم از بسیاری از محاسباتِ رسمی دقیق‌تر است. آنان به‌خوبی می‌بینند چه کسی در حالِ گشودنِ راه است و چه کسی در حاشیهٔ همان خیزشِ عمومی، مشغولِ قاب‌گیریِ صحنه و انباشتنِ سرمایهٔ نمادین برای خویش است.میدان، اگر از بطنِ مردم برخاسته باشد، ملکِ هیچ نام و نهادی نیست؛ امانتی است که باید بی‌واسطه به خودِ مردم بازگردد. آن جمعیتِ انبوه که با فهمِ موقعیت و احساسِ مسئولیت به خیابان آمده، برای آن برنخاسته که در ترازوی قدرت به سودِ یک جریان ثبت شود یا آیندهٔ سیاسی را به نفعِ حلقه‌ای خاص هموار کند. مسئله دقیقاً همین‌جاست: برخی می‌کوشند از شورِ عمومی، برای خود سندِ مشروعیت بسازند و از متنِ حضورِ مردم، حاشیه‌ای امن برای تثبیتِ خویش فراهم آورند. اما حافظهٔ جمعی، هرچند آرام، در تشخیصِ این جابه‌جاییِ خاموش بسیار سخت‌گیر است؛ می‌فهمد چه کسی در متنِ رنجِ مردم ایستاده و چه کسی از آبِ متلاطم، مرواریدِ اعتبار برای خود صید می‌کند.«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»سورهٔ حجرات، آیهٔ ۱۰#ایران#ایران_قوی#مردم#میدان#سنگر_خیابان#سوژۀ_جَمعی#قیمومت_پنهان#میدان_بی‌انحصار#روایت_فتح#انتقام#حافظۀ_جمعی#تاریخ
09:41 - 2 شهریور 1405

2 بازنشر3 واکنش
12٫9k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌عمار باصری‌
@Ammaryasr1 ساعت پیش
در پاسخ به
این صدای نفس های آخر امید و زندگی کارگران و جوانان جویای کار استhttps://farsnews.ir/Ammaryasr/1787217396551291509از شما حمایت کردیم از ما حمایت کنید لطفا
تصویر نمایه‌ی ‌عمار باصری‌
عمار باصری

@Ammaryasr  •  3 روز پیش

مطالبه

به فرسایش سرمایه و اشتغال در کارخانه گیاهان دارویی گچساران رسیدگی شود

بسم‌الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر ایروانی معاون محترم نظارت و حسابرسی دفتر مقام معظم رهبری موضوع: درخواست رسیدگی و نظارت ویژه بر وضعیت کارخانه گیاهان دارویی گچساران با سلام و احترام ما جمعی از مردم شهرستان گچساران، جوانان جویای کار و کارکنان کارخانه گیاهان دارویی گچساران، با امید به نظارت و پیگیری آن مجموعه محترم، این نامه را در خصوص وضعیت نگران‌کننده این کارخانه و روند طولانی و فرسایشی عدم راه‌اندازی و تولید پایدار آن تقدیم می‌کنیم. کارخانه گیاهان دارویی گچساران با هدف محرومیت‌زدایی، ایجاد اشتغال، استفاده از ظرفیت‌های بومی و کمک به رونق اقتصادی منطقه ایجاد شد و برای مردم، به‌ویژه جوانان جویای کار، نمادی از امید به آینده و تحقق وعده اشتغال‌زایی بود. با وجود صرف منابع و ایجاد زیرساخت‌های لازم، متأسفانه این مجموعه همچنان با مشکلات جدی در مسیر راه‌اندازی و فعالیت پایدار مواجه است. آنچه موجب نگرانی و گلایه جدی مردم شده، کندی و بی‌توجهی در روند احیای واقعی کارخانه از سوی ستاد اجرایی فرمان امام و مجموعه مدیریتی مرتبط با آن است. متأسفانه به نظر می‌رسد به جای اتخاذ یک تصمیم قاطع برای تعیین تکلیف کارخانه، موضوع درگیر جلسات، وعده‌ها، اقدامات مقطعی، برنامه‌های نمایشی و روندهای فرسایشی شده است؛ اقداماتی که ممکن است برای مدتی کوتاه مطالبات عمومی را آرام کند، اما مسئله اصلی یعنی راه‌اندازی واقعی کارخانه، استمرار تولید و ایجاد اشتغال پایدار همچنان بدون نتیجه باقی مانده است. نگرانی جدی درباره نحوه گزارش‌دهی و تصمیم‌گیری مدیریتی جناب آقای دکتر یکی از نگرانی‌های جدی مردم و کارکنان این مجموعه، وجود شائبه‌هایی درباره ارائه گزارش‌های نادرست، ناقص یا غیرواقعی از وضعیت کارخانه توسط برخی مدیران و معاونین میانی و همچنین ایجاد روندهای تعلل‌آمیز و اهمال‌کارانه در فرآیند تصمیم‌گیری است. بر اساس نگرانی‌ها و مطالبی که از سوی مردم و کارکنان مطرح شده، این احتمال وجود دارد که نفوذ برخی صاحبان قدرت و منافع خارج از مجموعه مدیریتی کارخانه بر روند تصمیم‌گیری‌ها اثرگذار بوده و برخی افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، به جای تلاش برای احیای کارخانه، در مسیر رفع تکلیف، فرسایشی کردن موضوع و نهایتاً خارج کردن کارخانه از ذیل مدیریت و حمایت‌های ستاد اجرایی فرمان امام حرکت می‌کنند. بدیهی است این موارد نیازمند بررسی دقیق و مستقل است و ما قصد نداریم بدون رسیدگی و احراز، اتهامی را متوجه شخص یا مجموعه خاصی کنیم؛ اما آنچه مسلم است، ادامه این وضعیت عملاً فرصت نفس کشیدن را از اشتغال و محرومیت‌زدایی در این منطقه گرفته و امید جوانان جویای کار را روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌کند. از همین رو تقاضا داریم موضوع صحت گزارش‌های ارائه‌شده به مدیران ارشد ستاد اجرایی فرمان امام، نحوه تصمیم‌سازی مدیران و معاونین میانی، دلایل عدم احیای کارخانه و هرگونه ارتباط احتمالی میان منافع اشخاص ذی‌نفوذ و تصمیمات اتخاذشده درباره آینده کارخانه به‌صورت مستقل و محرمانه بررسی شود. مطالبه مردم برای صیانت از سرمایه و اشتغال مطالبه مردم گچساران، مطالبه‌ای شخصی یا سیاسی نیست؛ بلکه مطالبه‌ای در راستای حفظ سرمایه‌های ملی، جلوگیری از هدررفت منابع، صیانت از بیت‌المال، ایجاد اشتغال و تحقق هدف محرومیت‌زدایی است. جوانان این شهرستان شغل صدقه‌ای نمی‌خواهند؛ آنان خواهان فراهم شدن فرصت کار و تولید در منطقه خود هستند. کارکنان کارخانه نیز انتظار دارند مجموعه‌ای که برای آن سرمایه‌گذاری و زیرساخت ایجاد شده است، به یک واحد تولیدی واقعی، فعال و پایدار تبدیل شود. از جنابعالی تقاضا داریم با توجه به جایگاه نظارتی آن دفتر محترم، دستور فرمایید موضوع به‌صورت ویژه، دقیق، مستقل و خارج از روندهای فرسایشی اداری مورد بررسی قرار گیرد و وضعیت موارد زیر به‌طور شفاف مشخص شود: 1. میزان دقیق سرمایه‌گذاری و منابع هزینه‌شده برای احداث و راه‌اندازی کارخانه؛ 2. وضعیت فعلی تجهیزات، ماشین‌آلات و زیرساخت‌های کارخانه؛ 3. دلایل توقف یا عدم استمرار تولید؛ 4. عملکرد مدیریتی ستاد اجرایی فرمان امام و مجموعه‌های تابعه در قبال این پروژه؛ 5. وضعیت مجوزها و موانع موجود برای فعالیت کارخانه؛ 6. سرنوشت تجهیزات و سرمایه‌های ایجادشده در این مجموعه؛ 7. صحت و میزان انطباق گزارش‌های ارائه‌شده از سوی مدیران و معاونین میانی با واقعیت موجود در کارخانه؛ 8. بررسی هرگونه اهمال، تعلل یا تصمیم‌گیری مغایر با هدف اولیه پروژه؛ 9. بررسی احتمال وجود منافع یا اعمال نفوذ اشخاص خارج از مجموعه در تصمیمات مربوط به آینده کارخانه؛ 10. برنامه واقعی، زمان‌بندی‌شده و قابل نظارت برای راه‌اندازی مجدد و تولید پایدار کارخانه؛ 11. بررسی احتمال هدررفت یا بلااستفاده ماندن سرمایه‌های عمومی و بیت‌المال در صورت وجود مستندات.

معاونت محترم نظارت و حسابرسی دفتر مقام معظم رهبری

0
100
گزارش از مطالبه

نمایش گزارش