ما از نسل عاشوراییم
در اوج نبرد با دشمنان، کودکان ایران، چونان پرچمداران عاشورا، با بصیرتی خدادادی و روحیهای انقلابی، پا به میدان گذاشته و با شعارهای کوبنده، مسیر مقاومت را در قلب ملت زنده نگه داشتهاند.
به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، در هنگامهای که خاک وطن عطر خون شهیدان را در سینه دارد، و در روزگاری که تندباد فتنه و آتش جنگ، از سوی آمریکای جنایتکار و صهیونیسم پلید، بر شجره طیبه انقلاب اسلامی وزیدن گرفته است، ملت ایران چون دریایی خروشان، از هر سو برخاستهاند تا سدّی فولادین در برابر سیل کینه و دشمنی شوند.در میان این صحنه شکوه و فداکاری، چهرههایی چون ستارگان میدرخشند؛ چهرههایی کوچک، اما پرصلابت کودکان انقلاب، فرزندانی از جنس عاشورا و نهالهای بصیرت و ایمان که از خاک پاک این وطن روییده اند.
از همان روزهای نخستین جنگ تحمیلی، هنگامی که دستان آلودهی استکبار، رهبر شهیدمان را از میان ما گرفت و سرداران رشیدمان یکی پس از دیگری خون خویش را بر خاک وطن نثار کردند، ملت ما ساکت ننشست. شبها، خیابان به خیابان و میدان به میدان، مردان و زنان این سرزمین فریاد حمایت از جبههها سر دادند.اما امروز، صحنه تکامل یافته است؛ اکنون در میان انبوه جمعیت، صدای پاکترین و صادقترین فریادها شنیده میشود. صدای کودکانی که عاشقانه پرچم ایران را در باد میچرخانند و با چشمانی درخشان از ایمان، فریاد میزنند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل.این کودکان، از گهواره با ولایت و مظلومیت مانوساند؛ مادرانشان تربت امام حسین(ع) را بر کامشان نهادهاند و با اولین آواز، «حسین حسین» را در گوششان نواختهاند. این نسل، با اشکهای محرم بزرگ شده، در آغوش روضه و دعا بالیده، و با نغمه عشق به عاشورا جان گرفته است. آنها پیش از آن که پا به دبستان بگذارند، درس حق و باطل را از مجالس عزا آموختهاند، فرق میان مظلوم و ظالم را شناختهاند، و درس تولی و تبرا را با جان و دل از بر گرفته اند.
اما تاریخ امروز، صحنهای نو در برابر چشمان ما گشوده است. دشمنان، با تمام توان در میدان جنگ شناختی و ترکیبی صفآرایی کردهاند تا ذهن و قلب جوان ایرانی را تسخیر کنند؛ لیک خون شهیدان و تربیت عاشورایی ملت، هر دسیسهای را به آتش ایمان سپرده است.این روزها، در اجتماعات سراسر کشور، حضور کودکان معصومی را میبینیم که با قامتی چون سرو، در سرمای زمستان و گرمای میدان، پای در مسیر بصیرت نهادهاند. کودکانی سه یا چهار ساله، اما دلهایی بزرگتر از کوه البرز دارند؛ آنان مشتهای کوچک خود را گره کردهاند و با صدای لرزان اما استوار، دشمن خونخوار را به مبارزه می خوانند.شهادت دانشآموزان دبستان میناب، شهادت سرداران و رهبر انقلاب، هرچند جگر ملت را سوزانده، اما خونشان ریشه انقلاب را آبیاری کرده است. از دل این خونها، نهال بصیرتی سر برآورده که اکنون در چشمان همین کودکان جوانه زده است. امروز حتی آنان که شاید از نظر ظاهر با معیارهای ظاهری فاصله دارند؛ بیحجاب یا کمحجاب، با چشمان اشکبار و قلبهایی سوزان، برای خاک وطنشان به صحنه میآیند و فریاد میزنند که این خاک، مقدس است و با هیچ پیمان و وعدهای فروخته نخواهد شد.
امام خمینی(ره) روزی فرمود: «سربازان من کسانی هستند که در گهواره خفتهاند.» چه تعبیر عظیمی بود، و چه صادقانه در این روزها به واقعیت پیوسته است. آری، این کودکان همان سربازان امامند؛ سربازانی که هنوز طعم شیر مادر را در دهان دارند، اما دلشان به اندازه مردان میدان، میتپد برای عزت و شرف وطن.آنان نه تنها آینده این کشورند، بلکه ضمانت دوام و بالندگی این انقلاباند؛ فرزندانی که هنوز کلمهها را تازه تلفظ میکنند، اما واژه آزادی را با خون شهیدان میشناسند.این حضور پرشکوه، نماد حیات ایمان در قلب ملت است. مردمی که از خاکستر سختیها، ققنوسوار برخاستهاند. کودکانی که، هر شب در اجتماعات، با چشمان درخشان و پرچمهای افراشته، گرما و معنا به صحنههای مقاومت میدهند، پیامشان روشن است:«ما نسل عاشوراییم و در برابر ظلم و استکبار، تا آخرین نفس ایستادهایم.»دنیا باید بداند، این ملت از گهواره تا گور، سرباز ولایت است.
19:35 - 7 فروردین 1405