چه کسی مسئول تابستان فرزندان ایران است؟
آیا اوقات فراغت فرزندان ما، یک فرصت ملی است یا یک آجر داغ که همه از آن فرار میکنند؟
مدارس به پایان رسیدهاند و تابستان آغاز شده است.برای میلیونها دانشآموز، فصل فراغت شروع شده، اما برای بسیاری از خانوادهها، فصل نگرانی آغاز شده است.پدر و مادرهای شاغل، خانوادههایی که با فشارهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، مناطقی که دسترسی مناسبی به امکانات فرهنگی و ورزشی ندارند و فرزندانی که ساعتهای طولانی بدون برنامه مشخص، روزهای تابستان را سپری میکنند.واقعیت این است که در کشور ما، «مدیریت اوقات فراغت» هنوز متولی روشن، پایدار و قدرتمندی ندارد.خانوادهها از وزارت آموزش و پرورش و وزارت ورزش و جوانان انتظار دارند، اما واقعیت این است که این دو دستگاه نیز در بسیاری از موارد، تکالیف قانونی شفاف، اختیارات کافی و مهمتر از همه، بودجه مشخص و پایدار برای انجام این مأموریت خطیر در اختیار ندارند.نتیجه آن شده است که همه بلاتکلیف هستند.خانوادهها مستأصلاند.دستگاههای ظاهراً متولی، بدون حمایت کافی ماندهاند.مدارس و فضاهای ورزشی، توان مالی لازم را ندارند.و در نهایت، فرزندان ما بیشترین آسیب را متحمل میشوند.متأسفانه به جای آنکه اوقات فراغت به عنوان یک فرصت بزرگ برای آموزش، مهارتآموزی، کشف استعدادها، ارتقای سلامت جسمی و روانی و تربیت نسل آینده کشور دیده شود، به یک چالش تبدیل شده است؛ چالشی که گویی هر دستگاهی تلاش میکند این «آجر داغ» را از دامان خود به دامان دیگری بیندازد.
در حالی که بسیاری از آسیبهای اجتماعی، دقیقاً از همین خلأها آغاز میشوند.تابستانی که بدون برنامه سپری میشود، میتواند آغازگر انزوا، وابستگی افراطی به فضای مجازی، کمتحرکی، افت مهارتهای اجتماعی و حتی زمینهساز برخی آسیبهای جدیتر باشد.اما کشورهای پیشرو چگونه به این موضوع نگاه میکنند؟در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، اوقات فراغت دانشآموزان نه یک مسئله حاشیهای، بلکه بخشی از نظام تربیت رسمی کشور محسوب میشود.مدارس، شهرداریها، باشگاههای ورزشی، کتابخانهها، مراکز فرهنگی، سازمانهای مردمنهاد و بخش خصوصی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و با حمایت دولت، شبکهای گسترده از برنامههای جذاب، کمهزینه و در دسترس را برای کودکان و نوجوانان فراهم میکنند.در این کشورها، تابستان فصل رها شدن فرزندان نیست؛ فصل سرمایهگذاری بر آینده آنان است.شاید زمان آن رسیده باشد که قانونگذاران نیز به این موضوع با نگاه راهبردیتری بنگرند.کشوری که برای اوقات فراغت میلیونها کودک و نوجوان خود برنامه و بودجه مشخص ندارد، در واقع بخشی از آینده خود را بدون برنامه رها کرده است.مدیریت اوقات فراغت نباید یک مسئولیت مبهم باشد.این حوزه نیازمند قانون، متولی مشخص، بودجه پایدار و سازوکار هماهنگ میان آموزش و پرورش، وزارت ورزش و جوانان، شهرداریها، رسانهها، بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد است.از مسئولان نیز انتظار میرود که اوقات فراغت را صرفاً به چند کلاس تابستانی محدود نکنند.فرزندان امروز، سرمایه انسانی فردای کشور هستند و سرمایه انسانی، مهمترین دارایی هر ملت محسوب میشود.اما خانوادهها نیز نباید همه مسئولیت را بر دوش دستگاههای اجرایی بگذارند.
اوقات فراغت، الزاماً به معنای هزینههای سنگین نیست.گفتوگو با فرزندان، ورزش، مطالعه، مهارتآموزی، حضور در فعالیتهای جمعی، برنامهریزی برای استفاده صحیح از فضای مجازی و حتی اختصاص زمان بیشتر به روابط خانوادگی، میتواند تابستانی پربارتر برای فرزندان رقم بزند.شاید وقت آن رسیده است که به یک سؤال اساسی پاسخ دهیم:آیا اوقات فراغت فرزندان ما یک هزینه است یا بزرگترین فرصت برای تربیت نسل آینده ایران؟اگر پاسخ، گزینه دوم است، دیگر نمیتوان این آجر داغ را از این دستگاه به آن دستگاه پرتاب کرد.زیرا آینده ایران، جایی میان همین روزهای بلند تابستان و اوقات فراغت میلیونها کودک و نوجوان شکل میگیرد. حسین بابوئی
09:40 - 28 خرداد 1405