ضرورت حضور بازنشستگان در شیوه حکمرانی صندوق‌های بازنشستگی

ضرورت حضور بازنشستگان در شیوه حکمرانی صندوق‌های بازنشستگی؛ از منظر حقوق مالکانه تا کارآمدی نهادیصندوق‌های بازنشستگی صرفاً نهادهایی مالی برای پرداخت مستمری نیستند، بلکه ساختارهایی حقوقی، اقتصادی و اجتماعی‌اند که بر پایه مشارکت نسل‌های مختلف کارکنان شکل گرفته‌اند. این صندوق‌ها از محل کسورات اعضا، و سرمایه‌گذاری دارایی‌های انباشته اداره می‌شوند و به همین دلیل، اعضای مشارک اعم از شاغلان و بازنشستگان، ذی‌نفعان اصلی و مشروع آن به شمار می‌روند. در چنین چارچوبی، حذف یا کمرنگ کردن نقش بازنشستگان از شیوه حکمرانی صندوق، نه‌تنها با اصول مالکیت و عدالت سازگار نیست، بلکه می‌تواند به تضعیف کارآمدی و اعتماد عمومی منجر شود.
۱. صندوق، ملک اداری دولت نیست؛ امانت بین‌نسلی اعضاستنخستین اصل آن است که صندوق بازنشستگی را نباید بخشی از اموال عمومی دولت تلقی کرد که بدون نظر ذی‌نفعان اداره شود. منابع صندوق‌ها عمدتاً از محل کسورات حقوق کارکنان در طول دهه‌ها فراهم شده است. این وجوه، پس‌انداز اجباری و سرمایه‌گذاری‌شده اعضاست؛ بنابراین صندوق، نوعی دارایی جمعی متعلق به نسل‌های مشارکت‌کننده محسوب می‌شود.بازنشستگان که سال‌ها در شکل‌گیری این سرمایه نقش داشته‌اند، نه میهمان صندوق، بلکه از مالکان مشروع و ذی‌حق آن هستند. محروم کردن آنان از حضور مؤثر در ارکان تصمیم‌سازی، به معنای نادیده گرفتن حقوق مالکانه کسانی است که عمر کاری خود را صرف تأمین این سرمایه کرده‌اند.۲. استقلال صندوق طبق اساسنامه؛ اصل بنیادین حکمرانی حرفه‌ایدر بسیاری از اساسنامه‌های صندوق‌های بازنشستگی، اصل استقلال مالی، اداری و شخصیت حقوقی مستقل صندوق تصریح شده است. معنای این استقلال آن است که صندوق نباید تابع تصمیمات مقطعی و غیرتخصصی بیرونی باشد. نهادی که منابع آن متعلق به اعضاست، باید با سازوکار حرفه‌ای، شفاف و مبتنی بر نمایندگی ذی‌نفعان اداره شود.حضور بازنشستگان در هیئت‌امنا، شوراهای راهبردی، کمیته‌های نظارتی و فرآیندهای تصمیم‌سازی، تضمین‌کننده اجرای واقعی اصل استقلال است. زیرا هرگاه ذی‌نفعان اصلی از حکمرانی حذف شوند، صندوق عملاً در معرض اداره از بالا به پایین و تصمیمات غیرپاسخگو قرار می‌گیرد.۳. ماهیت بین‌نسلی صندوق؛ ضرورت انتقال تجربه و حافظه نهادیصندوق بازنشستگی یک نهاد بین‌نسلی است؛ امروز شاغلان حق بیمه می‌پردازند و فردا بازنشسته می‌شوند. بنابراین منافع نسل حاضر و آینده به یکدیگر گره خورده است.
بازنشستگان نمایندگان نسل پیشین‌اند که تجربه‌های مدیریتی، حرفه‌ای و سازمانی ارزشمندی در اختیار دارند.حذف این سرمایه انسانی از حکمرانی صندوق، به معنای قطع حافظه نهادی است. بسیاری از خطاهای مدیریتی زمانی رخ می‌دهد که سازمان از تجربه پیشینیان محروم شود. حضور بازنشستگان می‌تواند به انتقال دانش، جلوگیری از تکرار اشتباهات و تقویت نگاه بلندمدت کمک کند.۴. تعصب مثبت صاحب‌خانه بودن؛ عامل صیانت از دارایی‌هاکسی که خود را صاحب‌خانه بداند، در نگهداری خانه حساس‌تر از یک مدیر موقت عمل می‌کند. بازنشستگان و اعضای مشارک به دلیل تعلق واقعی به صندوق، نسبت به سرنوشت دارایی‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها، انتصابات و هزینه‌ها حساسیت طبیعی و مسئولانه دارند.این تعصب مثبت، مزیتی بزرگ در حکمرانی است. مدیران انتصابی ممکن است دوره‌ای کوتاه داشته باشند، اما اعضای مشارک منافع بلندمدت صندوق را دنبال می‌کنند. به همین دلیل حضور آنان می‌تواند مانعی در برابر تصمیمات پرریسک، واگذاری‌های غیرشفاف یا سیاست‌های کوتاه‌مدت باشد.۵. مشروعیت حقوقی و اخلاقی تصمیماتهر تصمیمی که درباره منابع و حقوق ذی‌نفعان اتخاذ شود، زمانی از مشروعیت کافی برخوردار است که صاحبان حق در آن مشارکت داشته باشند. این اصل در حقوق عمومی، حکمرانی نوین و حتی قواعد شرکت‌داری نیز پذیرفته شده است. همان‌گونه که سهامداران در شرکت‌ها حق رأی دارند، اعضای صندوق نیز باید در سطحی متناسب، حق مشارکت در حکمرانی داشته باشند.بدون مشارکت بازنشستگان، تصمیمات هرچند قانونی به نظر برسند، ممکن است از منظر مشروعیت اجتماعی و اخلاقی با چالش مواجه شوند.
۶. افزایش شفافیت و پاسخگوییحضور نمایندگان بازنشستگان در ساختار حکمرانی، موجب افزایش شفافیت می‌شود. وقتی صاحبان منافع مستقیم در جلسات، گزارش‌گیری و نظارت حضور دارند، امکان پنهان‌کاری، تصمیمات غیرکارشناسی و انحراف منابع کاهش می‌یابد. همچنین اعتماد عمومی اعضا نسبت به صندوق تقویت می‌شود.۷. الگوهای موفق جهانیدر بسیاری از کشورها، صندوق‌های بازنشستگی با مشارکت نمایندگان کارگران، کارمندان، بازنشستگان و کارفرمایان اداره می‌شوند. این مدل سه‌جانبه یا چند ذی‌نفعی سبب شده تصمیمات متوازن‌تر، حرفه‌ای‌تر و پایدارتر باشد. تجربه جهانی نشان می‌دهد صندوق‌هایی که از مشارکت ذی‌نفعان بهره می‌برند، معمولاً از ثبات و اعتماد بیشتری برخوردارند.
کلام پایانیحضور بازنشستگان در شیوه حکمرانی صندوق، یک امتیاز تشریفاتی یا مطالبه صنفی صرف نیست؛ بلکه ضرورتی حقوقی، اقتصادی و مدیریتی است. صندوق متعلق به اعضای مشارک است، شخصیتی مستقل دارد، ماهیتی بین‌نسلی دارد و برای صیانت از منابع خود نیازمند مشارکت صاحبان اصلی سرمایه است.بازنشستگان نه مخاطب منفعل صندوق، بلکه شرکای اصلی آن هستند. هر ساختاری که این واقعیت را نادیده بگیرد، از عدالت، عقلانیت و حکمرانی مطلوب فاصله خواهد گرفت. آینده صندوق‌ها در گرو بازگشت به اصل ساده اما بنیادین است: صندوق بدون صاحبانش معنا ندارد.
22:24 - 12 اردیبهشت 1405

137 بازدید