انسانِ در ترازو؛ بحرانِ کرامت در عصرِ اومانیسم
اومانیسمِ سکولار با شعارِ «اصالتِ انسان»، در عمل به ابزاری برای تنزلِ او بدل شد. از زوالِ کرامتِ الهی تا انحطاطِ اخلاقی و بحرانِ هویت، اینک بازخوانیِ «انسانشناسیِ توحیدی» امام خمینی(ره) پاسخی قاطع به معمایِ گم گشتگیِ انسانِ مدرن است.
گروه اندیشه: بحرانِ امروزِ بشر، جنگ یا فقرِ اقتصادی نیست؛ ریشهاش را باید در بحرانِ «هویت» و «معنا» جست. اومانیسم غربی که از دل رنسانس زاده شد، وعده داد تا انسان را از قید سنت و دین رها کند و او را در مرکزِ هستی بنشاند. اما این وعده، در عمل به «فردگراییِ افراطی»، «نسبیگراییِ اخلاقی» و «پوچیِ وجودی» انجامید. انسانِ مدرن، خود را موجودی خودبنیاد یافت که دیگر نه «خلیفهالله» و نه «دارای کرامتِ ذاتی»، بلکه صرفاً «حیوانی مصرفکننده» و «ابزاری برای قدرت» است. در این میانه، امام خمینی(ره) با تکیه بر «انسانشناسیِ توحیدی»، خوانشی نوین از هویتِ انسانی ارائه داد که نه تنها پاسخی به این بحران است، بلکه نسخهای برای احیایِ کرامتِ گمشدهی انسانِ عصرِ مدرن به شمار میرود.
دوگانهی «خلیفهالله» و «حیوانِ ناطق»؛ بنبستِ اومانیسم در ترازویِ قرآناومانیسمِ سکولار، انسان را از آسمان به زمین کشاند و او را به «حیوانی ناطق» یا «ماشینی خودآگاه» فروکاست. در این نگاه، «کرامت» نه یک موهبتِ الهی، که برساختهای اجتماعی و ناپایدار است. اما قرآن، با صراحت، انسان را در جایگاهی رفیع نشانده است:«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» (سوره اسراء، آیه ۷۰)این کرامت، ریشه در «خلافتِ الهی» دارد؛ جایی که خداوند به ملائکه فرمود:«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً...» (سوره بقره، آیه ۳۰)انسان در قرآن، نه یک «موجودِ خودبنیاد»، که «خلیفهی خدا» در زمین است؛ موجودی که با دمیده شدنِ «روحِ الهی» در او:«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» (سوره ص، آیه ۷۲)و تعلیمِ «اسماء» (بقره/۳۱),از سایر مخلوقات متمایز میشود. این نگاهِ قرآنی، در تقابل کامل با اومانیسمِ غربی قرار میگیرد و نشان میدهد که کرامتِ انسان، امری عارضی و قابلسلب نیست، بلکه «ذاتی» و ریشه در «نسبتِ او با خدا» دارد.
اومانیسمِ غربی؛ از ستایش تا بهرهکشیِ انساناومانیسمِ غربی، در ابتدا با شعارِ «انسان، میزانِ همهچیز» قد علم کرد، اما بهتدریج، «انسانِ مطلوب» خود را به «انسانِ مصرفکننده» و «انسانِ مطیعِ نظامِ سرمایهداری» تبدیل کرد. در این نگاهِ ابزاری، انسان به مثابه «سرمایهای انسانی»، «منبعی برای تولید» و «بازاری برای مصرف» تعریف میشود. فلسفهی مدرن، با حذفِ «غایتِ الهی»، انسان را در «پوچیِ لذتگرایی» و «بحرانِ معنا» رها کرده است. امام خمینی(ره) در مقابل این رویکرد، بر «فطرتِ الهیِ انسان» و «ارادهی او برای تعالی» تأکید داشت. در اندیشهی ایشان، انسان موجودی «چندبعدی» است که دارای «مراتبِ ظاهر و باطن» و «عقلیتِ فراتر از عقلِ مادی» است. در نتیجه، سعادتِ حقیقی، نه در انباشتِ لذتهایِ مادی، که در «تقرب به خدا» و «شکوفاییِ استعدادهایِ الهی» معنا مییابد.
«آزادیِ توحیدی» در برابر «آزادیِ سکولار»یکی از مهمترین محورهایِ تقابلِ این دو جهانبینی، مفهوم «آزادی» است. در فلسفهی سیاسیِ غرب، «آزادیِ منفی» به معنایِ «نبودِ مانع» تعریف میشود و حدِّ آن، آزادیِ دیگران است. اما امام خمینی(ره) با تکیه بر مبانیِ توحیدی، «آزادیِ مثبت» را در «بندگیِ اختیاریِ خدا» تعریف میکند. به بیان دیگر، «آزادیِ حقیقی» در «اطاعتِ آگاهانه از خدا» معنا مییابد؛ چراکه بندگیِ خدا، انسان را از بندگیِ «هواهایِ نفسانی» و «طاغوت» رها میسازد. در این نگاه، «آزادی» یک «ارزشِ ذاتی» نیست، بلکه «ابزاری» برای «تحققِ کرامتِ انسانی» و «تقرب به خدا» است. در مقابل، اومانیسم با آزادیِ بیقید و شرط، انسان را به «اسارتِ لذت» و «بردگیِ امیالِ خود» کشانده است.
«عمل صالح»، ملاکِ کرامت در اسلام اگرچه کرامتِ انسان امری ذاتی است، اما قرآن برای تعالیِ آن، معیاری روشن ارائه میدهد:«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» (سوره حجرات، آیه ۱۳)کرامتِ حقیقی، در گروِ «تقوا» و «عمل صالح» است؛ نه در نژاد، ثروت یا قدرت. امام علی(ع) در نهجالبلاغه، با بیانی شیوا، انسان را به «خودشناسی» دعوت میکند و ارزشِ او را به «همت» و «عزتِ نفس» او گره میزند. از منظرِ قرآن، عملِ صالح، نه تنها کرامتِ انسان را افزایش میدهد، بلکه او را به «حیاتِ طیبه» میرساند:«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً...» (سوره نحل، آیه ۹۷)حیاتی که در آن، ترس و اندوه، جایی ندارد و انسان به آرامشِ حقیقی دست مییابد. این «حیاتِ طیبه»، همان افقی است که اومانیسمِ سکولار، با حذفِ خدا، از نیل به آن عاجز مانده است.
شعارِ ناهنجار اومانیسم غربی اومانیسمِ غربی، با وجودِ شعارهایِ فریبندهاش، نه تنها به تعالیِ انسان نیانجامید، بلکه او را در مردابِ فردگرایی، پوچی و بحرانِ هویت غرق کرد. قرآن و اندیشهی امام خمینی(ره) با تکیه بر «انسانشناسیِ توحیدی» و مفاهیمی چون «خلافتِ الهی» (بقره/۳۰)، «کرامتِ ذاتی» (اسراء/۷۰) و «دمیده شدنِ روحِ الهی» (ص/۷۲), راهی نوین برای نجاتِ انسان از این بحران میگشایند. در این نگاه، «انسان» نه یک «ابژه» یا «مادهی خام»، بلکه «خلیفهی خدا» و «دارای رسالتی الهی» است. «آزادی» او در «بندگیِ آگاهانه» و «کرامت» او در «تقوا و عمل صالح» (حجرات/۱۳) معنا مییابد. بازگشت به این «انسانشناسیِ وحیانی»، تنها راهِ برونرفت از بحرانِ هویت و معنایِ انسانِ مدرن و آغازگرِ «تمدنِ نوینِ اسلامی» است.
آنچه میخواهید درباره تمدنهای نوظهور و تقابل تمدن اسلام و غرب را بدانید در گروه اندیشه خواهید یافت. 13:12 - 2 شهریور 1405