جنگ رمضان؛ آینهای برای بازشناسیِ حق و باطل
جنگ اخیر، پردهی ابهام را از چهرهی حق و باطل کنار زد. وجدانهایی که سالها در تردید و ترس از واکنشِ خواص و عوام فرو رفته بودند، بیدار شدند و ایران و پرچمِ آن، حلقهی اتصالِ همهی نسلها و طیفها شد.
گروه اندیشه: در دورانِ پیش از جنگ رمضان، مرزهایِ حق و باطل چنان در هم آمیخته بود که بسیاری در تشخیصِ مسیرِ درست، دچارِ تردید بودند. فضاهایِ رسانهای و فرهنگی، چنان در غبارِ ابهام و نسبیگرایی فرو رفته بود که برخی از بیمِ واکنشِ خواص و عوام، از ابرازِ مواضعِ حقیقی خود خودداری میکردند. اما جنگِ اخیر، این معادله را به یکباره بر هم زد. شهادتِ رهبرِ انقلاب، حملاتِ دشمن به زیرساختهایِ کشور، و حضورِ حماسیِ مردم در تشییع و میادینِ جنگ، چنان مرزها را روشن کرد که دیگر جایی برایِ تردید باقی نماند. در این بازتعریف، «ایران» و «پرچمِ آن» به یک «هویتِ جمعیِ فراگیر» تبدیل شد که همهی نسلها و گروهها را حولِ محورِ «مقاومت» و «وطندوستی» متحد ساخت.قرآن و روشنگریِ مرزِ حق و باطل در بحرانهاقرآن کریم، بحرانها را «آزمایشی الهی» معرفی میکند که در آن، مؤمنان از منافقان و راستان از دروغگویان بازشناسی میشوند. خداوند در سوره بقره، آیه ۱۴۳ میفرماید: «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ»؛ شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید. جنگِ اخیر، این «امتِ میانه» را به میدان آورد تا شاهدِ حق باشند و از آن دفاع کنند. در سوره انفال، آیه ۴۶، خداوند میفرماید: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»؛ نزاع نکنید تا سست نشوید و شوکتتان از بین نرود. اما این نزاع، پیش از جنگ، در میانِ خودِ جامعه ریشه دوانده بود. جنگ، با برهم زدنِ این معادله، وحدتِ کلمه را به جامعه بازگرداند.
بیداریِ وجدانها؛ از ترس از واکنش تا جسارتِ ابرازِ حقپیش از این دفاع مقدس اخیر، بسیاری از مردم، از بیمِ برچسبها و واکنشهایِ خواصِ سیاسی و عوامِ فریبخورده، از ابرازِ مواضعِ حقطلبانهی خود خودداری میکردند. این ترس، حاصلِ فضایِ سنگینِ رسانهای و فرهنگی بود که «مقاومت» را به حاشیه رانده و «سازش» را به مثابهی «عقلانیت» معرفی میکرد. اما جنگِ اخیر، این فضا را در هم شکست. شهادتِ رهبرِ انقلاب و حملاتِ وحشیانهی دشمن، چنان وجدانِ جمعی را به بیداری رساند که دیگر جایی برایِ سکوت باقی نماند. در نظریهی «چارچوببندی» (Framing) جورج لیکاف، جنگ، یک «چارچوبِ ذهنیِ جدید» در جامعه ایجاد کرد که در آن، «مقاومت» به یک «ارزشِ مسلّم» و «سازش» به یک «خیانتِ آشکار» تبدیل شد.خلاقیتِ جبههی انقلابی؛ از انفعال تا جذبِ حداکثرییکی از دستاوردهایِ نبرد رمضان، تغییرِ رویکردِ جبههی انقلابی در ارائهی محتوا و رفتارهایِ فرهنگی بود. پیش از این، بسیاری از تولیداتِ این جبهه، فاقدِ جذابیتِ لازم برایِ جذبِ نسلِ جوان و طیفهایِ مختلف بود. اما جنگ، یک «انقلابِ خلاقانه» را در این عرصه رقم زد. تولیدِ انیمیشنهایِ لگوییِ پرمخاطب، سرودهایِ حماسیِ جدید، نقاشیهایِ دیواریِ خیابانی و کمپینهایِ رسانهایِ مبتکرانه، همه نشان از یک «تحولِ کیفی» در روشهایِ جذب و اقناع دارد. این تحول، در چارچوبِ «صنعتِ فرهنگ» (Culture Industry) تئودور آدورنو قابلِ تحلیل است؛ جایی که هنر، از یک ابزارِ سرگرمیِ تودهای، به یک «رسانهی آگاهیبخشی» و «مقاومتِ فرهنگی» تبدیل میشود.
ایران و پرچم؛ حلقهی گمشدهی اتصالِ نسلهااین دفاع مقدس، «ایران» و «پرچمِ آن» را به یک «حلقهی اتصالِ فراگیر» تبدیل کرده است. پرچمی که پیش از این، گاه به عنوانِ نمادِ یک جناحِ خاص تلقی میشد، امروز به «نمادِ وحدتِ ملی» و «عزتِ تاریخی» تبدیل شده است. در نظریهی «پاتریوتیسم» (وطنپرستی) در فلسفهی غرب، «عشق به وطن» به عنوانِ مهمترین فضیلتِ مدنی شناخته میشود. ژان-ژاک روسو در «قراردادِ اجتماعی» میگوید: «هرگاه میهن پرستیده شود، همهچیز آباد میشود». در ایرانِ امروز، پرچم، به عنوانِ نمادِ این «عشقِ مدنی»، توانسته است نسلی را که در فضایِ مجازی و مصرفگرایی غرق شده بود، به میدانِ دفاع از وطن بکشاند.جنگ رمضان یک آینهی شفافجنگ رمضان، یک «آینهی شفاف» بود که مرزهایِ حق و باطل را برای همگان آشکار ساخت. وجدانهایی که سالها در تردید و ترس فرو رفته بودند، بیدار شدند و جسارتِ ابرازِ حق را یافتند. جبههی انقلابی نیز با خلاقیتِ بیسابقه، توانست فضایِ فرهنگی را به نفعِ خود تغییر دهد و پرچمِ ایران، به «حلقهی مفقودهای» تبدیل شد که همهی نسلها و گروهها را حولِ محورِ «مقاومت» و «وطندوستی» متحد ساخت. این تحول، نه یک رویدادِ زودگذر، که یک «دگردیسیِ هویتی» است که میتواند مسیرِ آیندهی ایران را برایِ دهههایِ آینده تعیین کند.
آنچه میخواهید درباره تمدنهای نوظهور و تقابل تمدن اسلام و غرب را بدانید در گروه اندیشه خواهید یافت. 12:06 - 25 مرداد 1405