باید برخاست؛ معمای ایستادگی یک ملت
شعار «باید برخاست» در تشییع رهبر شهید، فقط یک شعار نبود؛ مردمی که ۴ ماه زیر بمباران ایستادند، نشان دادند وطندوستی ایرانی با مکتب حسینی پیوند خورده و محصول انقلابی است که حکومتهای سست پیشین را از میان برداشت.
گروه اندیشه: چهار ماه از جنگی میگذرد که آسمان تهران و جنوب ایران را با موشک و بمب آشنا کرد. در روزهای نخست، وقتی جنگندههای دشمن بر فراز پایتخت غرش میکردند، مردم نه به پناهگاهها که به خیابانها آمدند. امروز نیز در جنوب کشور، با وجود تداوم حملات، خیابانها خالی از ترافیک نیست و نشان از فرار ندارد. اما این صحنهها، یکباره رقم نخورده است. ریشههای آن در یک شعار ساده اما عمیق نهفته است: «باید برخاست». شعار تشییع رهبر شهید ایران که به یک رویداد تاریخی بدل شد؛ جایی که دهها میلیون نفر در تهران، قم، مشهد و سراسر کشور، این ندای برخاستن را لبیک گفتند. این برخاستن، یک انفجار جمعی و بیسابقه بود که نه تنها دشمنان را به حیرت، که دوستان را به تحسین واداشت.شعار «باید برخاست» تنها یک فرمایش سیاسی نیست؛ بلکه در عمیقترین لایههای قرآن ریشه دارد. خداوند در نخستین آیات سوره مدثر، به پیامبرش فرمان میدهد: «قُمْ فَأَنْذِرْ» یعنی برخیز و هشدار بده. این برخاستنِ نخستین، سنتِ پیامبرانهای شد که هزاران سال بعد، در تشییع یک رهبر شهید تکرار شد. اما غیرت دینی و ملی مردم ایران تنها به همین یک آیه ختم نمیشود. در سوره آلعمران، آیه ۱۳۹ آمده است: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» یعنی سستی نکنید و غمگین نشوید که اگر مؤمنید، شما برترید. این آیه، همان چیزی است که مردم ایران در ۴ ماه گذشته به آن عمل کردند؛ با وجود بمبارانها، در میدان ایستادند. و در آیه ۱۵ سوره انفال، خداوند صریحاً میفرماید: هنگام رویارویی با کفار، پشت نکنید و فرار نکنید. مردمی که با وجود تهدید خیابانها را ترک نکردهاند، مصداق عینی این آیه هستند، که از معرکه نگریستند.
میراث فراموششده؛ وقتی حکومتهای سست، مردم را به حاشیه بردندایران باستان، سرزمینی بوده که در آن، «ایرانشهر» به عنوان جایگاه فرود نخستین انسانها و سرزمین مقدس آریاییها شناخته میشد. در کتیبههای هخامنشی، داریوش بزرگ با افتخار میگوید: «من ایرانیام، پسر ایرانی» و ایران را سرزمینی میستاید که «اسبان خوب، مردان خوب، کشور خوب» دارد. ایرانیان در طول تاریخ، همواره در برابر بیگانگان ایستادگی کردند؛ از مقاومت در برابر اسکندر گرفته تا جنگهای اشکانیان و ساسانیان با رومیان. اردشیر بابکان در سنگنبشته خود، با افتخار اعلام میکند: «ایران را از دشمنان پاک کردم». اما این روحیه، در سدههای اخیر رو به افول نهاد. از دوران قاجار تا پهلوی، حکومتهایی بر مسند نشستند که در برابر بیگانگان، سست و خودباخته بودند. آنها نه تنها اقتدار صفویه و زندیه را نداشتند، بلکه با وامدادنِ بخشهایی از کشور، مردم را از میدان به حاشیه راندند. تجزیه ایران در قراردادهایی که در سکوت حاکمان وقت رقم خورد، نشانه بارز این انفعال بود. اما انقلاب اسلامی با احیای مجدد روحیه مقاومت، مردم را بار دیگر به متن جریانات کشور آورد و آنها را برای ایستادگی در برابر هرگونه تجاوزی، آماده ساخت.
عشق به وطن؛ میهمان مشترک شرق و غربدر اندیشه غربی، «پاتریوتیسم» یا عشق به وطن، یکی از مهمترین فضایل مدنی شمرده میشود. ژانژاک روسو در «قرارداد اجتماعی» میگوید: «هرگاه میهن پرستیده شود، همه چیز آباد میشود». یوهان فیشته نیز در خطابههای خود به ملت آلمان، عشق به میهن را عامل بقای یک ملت معرفی میکند. در شرق نیز کنفوسیوس، وفاداری به سرزمین را یکی از فضایل والای انسانی میدانست و بر «خوشنامی سرزمین» تأکید داشت. اما این مفاهیم، در میان ایرانیان به شکل بینظیری تجلی یافته است. آلبر کامو در «انسان طاغی» میگوید: «در هر انسانی، یک نیروی مقاومت نهفته است که وقتی توهین میشود، برمیخاست». امروز، ایرانیان در میادین جنگ، این نیروی درونی را به نمایش گذاشتهاند. مردم ایران در ۴ ماه اخیر، در حالی که زیر بمب و موشک زندگی میکنند، نه تنها فرار نکردهاند، بلکه با حضور پرشور خود، عشق به وطن را به جهانیان اثبات کردهاند. این ایستادگی، تنها یک واکنشِ احساسی نیست؛ بلکه حاصل پیوندی عمیق میان عشق به خاک ایران و آموزههای دینی است که از مکتب امام حسین(ع) نشأت گرفته است؛ جایی که قیام برای حق، از واجبات شمرده میشود.
تربیتیافتگان رهبر شهید؛ محصول یک مکتب مقاومتاین مردم، امروز محصول انقلاب اسلامی هستند. رهبر شهید انقلاب، در طول سالهای رهبری خود، بارها ایستادگی ملت ایران را مظهر «اقتدار ملی» و «عزت» توصیف کردند و همواره استقامت و پایداری مردم در مسیر حق را ویژگیهای بارز این ملت معرفی مینمودند. ایشان با تأکید بر اهمیت ایران و انقلاب اسلامی، مردم را برای چنین روزهایی تربیت کردند. امام خمینی(ره) نیز انقلاب را «قیام لله» و «نهضت حسینی» معرفی کرد. امروز، شعار «باید برخاست» که در تشییع رهبر شهید ایران طنینانداز شد، ادامه همان نگاه است. مردم امروز، دستپروردگان مکتبی هستند که در آن، وطندوستی با عشق به اهلبیت(ع) گره خورده است. آنها برخاستند، نه از روی ناچاری، که از روی ایمان و غیرت. این برخاستن، نه یک رویداد زودگذر، بلکه گسلی از تاریخ بود. در تاریخ معاصر ایران، هیچگاه تا این حد و اندازه، مردم با تمام وجود، با وجود تهدیدات و بمبارانها، در میدان نایستاده بودند. این، همان معجزۀ انقلاب اسلامی است که مردمی ساخته که نه از بمب میترسند و نه از هیمنۀ پوشالی دشمن.شعار یا حقیقت عینی؟شعار «باید برخاست» و تحقق عینی آن، نشاندهنده یک حقیقت تاریخی است: ایرانیان، هرگز از خاک و هویت خود دست نمیکشند. ۴ ماه ایستادگی در برابر بمبارانهای دشمن، پیوند عمیق وطندوستی کهن با مکتب حسینی، و تداوم مسیر انقلاب اسلامی که حکومتهای سست را از میان برداشت و مردمی تربیتیافتۀ رهبر شهید را به میدان آورد، همگی گواه آن است که «باید برخاست» تنها یک شعار نیست؛ یک متن سرخ و مقدس است که در خون مردم ایران نقش بسته و رمز بقای یک ملت در برابر تمامی متجاوزان است.
آنچه میخواهید درباره تمدنهای نوظهور و تقابل تمدن اسلام و غرب را بدانید در گروه اندیشه خواهید یافت. 12:06 - 1 مرداد 1405