نخبه هوافضا را شهید کردند، فدایِ یک تار موی مردم کشورم

خاکِ خونینِ خمین، هنوز طعمِ خونِ برادرم سردار یاسر زروندی را در دل دارد. اما داغ برادرم که از نخبگانِ هوافضا بود فدایِ یک تارِ مویِ مردم، نظام‌ و خاکِ کشورم!
خبرگزاری فارس_نیشابور؛ برادرم، یاسر... نه فقط یک سردار که عاشقی دلداده به هر وجبِ این سرزمین بود؛ به هر لبخندِ کودکانه و به هر نفسِ آزادِ مردمانش. اما در کنارِ این عشق خشمِ مقدسی نیز در وجودش شعله می‌کشید؛ خشم از جنایتِ هولناکِ آمریکا و اسرائیل در حمله موشکی به دبستانِ دخترانه‌ شهر میناب و کشتارِ ۱۶۹ دانش‌آموزِ پاک و معصوم. تکرارِ کودک‌کشیِ غزه، این‌بار در دبستان دخترانه شهر میناب، از خطه‌یِ نجیبِ مردمانِ جنوبِ کشورمان، قلبِ او را به درد آورده بود.

انتقام دخترکان معصوم دبستان میناب

پس از آن فاجعه‌یِ خونبار و اندوهِ بزرگِ شهادتِ رهبری، بی‌قراریِ یاسر کاملاً مشهود بود. از این پایگاه به آن پایگاه، ثبتِ مختصات بر رویِ لانچرها، بعد از این دیگر صدایش می‌لرزید و مشت‌هایش گره می‌خورد. او قسم خورده بود که انتقامِ خونِ پاکِ دخترکانِ معصومِ دبستانِ میناب را بگیرد؛ انتقامی سخت که طعمِ تلخِ ناتوانی و اندوه را بر دلِ دشمن بنشاند.یاسر، از نخبگانِ هوافضا بود که با حداقلِ امکانات، ابتکاراتی خلاقانه در بسیاری از طراحی‌ها داشت. هدفش این بود که در کنارِ همکارانش، برایِ حماس، حزب‌الله و کشورمان ایران، موشک‌هایی بسازد که از سدِ گنبدِ آهنینِ رژیمِ صهیونیستی عبور کنند. ما از نزدیک شاهد بودیم که چقدر تلاش می‌کرد، اما مسئله‌ای که خیلی اهمیت داشت، نفرتِ یاسر از رژیمِ کودک‌کشِ صهیونیستی بود. قسم خورده بود که با رسیدن به هدفش، معادلاتِ رژیمِ صهیونیستی را تغییر دهد.در بحثِ پدافندی هم دغدغه‌یِ زیادی داشت. مسئولیتِ یاسر طراحیِ موشک بود و با نظم و دقتی بی‌نظیر هر پروژه را دقیق و درست همان زمانی که قول داده بود، به مرحله‌یِ اجرا می‌رساند، هیچ بهانه‌ای او را از وفایِ به عهد دور نمی‌کرد.

حالا دیگر نگفته هم پیداست...

حالا، سه نهالِ کوچک دو پسر و یک دختر یادگارانِ شیرینِ او، دیگر سایه‌یِ پدر را بالایِ سرِ خود حس نمی‌کنند. هر بار که نگاهم به چشمان معصومِ فرزندانش می‌افتد، یادِ روزهایِ شهادتِ پدرم می‌افتم؛ گویی تاریخ دوباره تکرار می‌شود؛ نبردِ بی‌انتهایِ حق و باطل...یاسر با اینکه برادر کوچکتر از من و چهارمین فرزند خانواده بود اما نه فقط گره‌گشایِ ما، که برایِ همه‌یِ در اوجِ مشکلات تکیه‌گاه بود دلش می‌خواست برای نظام و مقامِ معظمِ رهبری هم همین‌گونه یاشد و همه بر وجودش تکیه کنند.در هنگامه این مشغله بسیار، اما اصله ارحام برای یاسر حکمِ جان را داشت؛ هر بار که از تهران به نیشابور می‌آمد، حتماً به احوالپرسی تک تکِ اقوام می‌رفت و تأکید می‌کرد اگر کاری در تهران دارند، حتماً رویِ کمکِش حساب کنند. حرمت مادر و ما برادران بزرگتر را خیلی نگه می‌داشت.حالا دیگر ناگفته پیداست جای خالی چنین برادری در جمعِ خانوادگی، چه سکوت و اندوهی را برایمان به ارمغان می‌آورد.

یاسر حینِ ثبتِ مختصاتِ جلسه‌یِ امنیتیِ سرانِ صهیونیستی به شهادت رسید...

اما تقدیر در پایگاهِ موشکیِ خمین همان جایی که نبوغش را به نمایش گذاشته بود، نقشِ دیگری برایش رقم زد. یاسر حینِ ثبتِ مختصاتِ جلسه‌یِ امنیتیِ سرانِ صهیونیستی به شهادت رسید. یعنی همان روزی که احتمالِ ترور یا کشته شدنِ نتانیاهو ملعون در محلِ جلسه داده شده بود.آن روز با اینکه در نقطه‌زنی انجام شده موشک دقیقاً به همان نقطه‌ای اصابت کرد که ضعیف‌ترین حالتِ آن سازه وجود داشت و در اظهاراتِ یکی از سرانِ رژیمِ صهیونیستی هم بود که اگر گلوله‌یِ موشک دقیقاً به همان نقطه که ضعیف‌ترین قسمتِ آن ساختمانِ امنیتی بود اصابت کند تمامی حاضرین در آن جلسه به درک واصل می‌شوند.همانطور هم شد و اکثریتِ حاضرینِ در آن جلسه را به درک واصل شده بودند، اما نتانیاهوِ سفاک گویا جان سالم به در برده بود؛ حالا به جلسه نرسیده بود یا دیر رسیده بود!

انتقام از شیاطین اپستین

اما در خمین، همان محلی که هدفِ موشکِ دشمن قرار گرفت، پیکرِ برادرم کاملاً سالم زیر آوار خاک‌هایی که از پایگاهِ زیرزمینیِ موشکی ریخته مدفون شد و به شهادت رسید. بدنش پر از خاک بود اما هیچ جایِ گلوله یا زخمِ ترکش وجود نداشت؛ خاک وطنی که عاشقانه بر آن سجده می‌زد او را به معراج برد.شبِ قبل از شهادتش، با همان صلابتِ و جسارت همیشگی گفت: باید طوری انتقام بگیریم که شیاطینِ اپستین دیگر جراتِ قربانی کردنِ کودکانِ ایران را نداشته باشند.وقتی با برادرها و مادرم تماس گرفت، از خشم و اندوهِ بسیارش برایِ مثله شدنِ کودکان گفت و عزمش را جزم کرده بود که حتماً طوری انتقام بگیرد که جرات نکنند دوباره کودکانِ ما را برایِ شیطانی که می‌پرستند، قربانی کنند.آخرین حرفش هم این بود که برادرها اقوام و همه کسی که می‌توانند، از نیشابور به تهران بیایند که با خالی نبودنِ خیابان‌ها، تجزیه‌طلبان و دشمنان نمی‌توانند عرضِ اندام کنند.

همه این‌ها فدایِ یک تارِ مویِ مردمِ کشورمان، نظاممان، خاکِ کشورمان!

جواد زروندی پربغض ادامه می‌دهد: نمی‌دانم چه تقدیری است... پدرم، شهید عین‌الله زروندی، دقیقاً ۱۰ روز بعد از ارتحالِ امامِ راحل به شهادت رسید و برادرم یاسر هم چون پدرمان ۳ روز بعد از شهادتِ مرادش، مقامِ معظمِ رهبری به شهادت رسید.این حقیقت را نمی‌شد انکار کرد که یاسر بینِ همه برادرها، بیشترین شباهت را هم از نظرِ چهره و هم خلق و خو به پدرم داشت. بعد از شهادت هم، حتی پیکرش دقیقاً مثلِ پدر در تابوت قرار گرفت. پیکرِ هر دو، پدر و پسر حتی در تابوت هم کاملا شبیه به هم بود، سالم بی‌هیچ اثری از رد گلوله و یا زخمی اندک!هنگامِ تدفین، با دیدنِ پیکرِ برادرم دوباره خاطراتِ رفتنِ پدر جلو چشمانم رژه رفت.اما همه این‌ها فدایِ یک تارِ مویِ مردمِ کشورمان، نظاممان، خاکِ کشورمان! ان‌شاءالله همه ما بتوانیم آبروداری کنیم و اگر لازم باشد، من و برادرانم حتماً در نبردِ مستقیم علیه دشمنان شرکت خواهیم کرد.

شهادت به دست شقی‌ترین آدم‌ها و شیطانی‌ترین انسان‌ها

خانواده‌ام تلاش دارند که هزینه‌هایِ مربوط به مخارجِ مرسوم در سنتِ ما را، یا به هوافضا کشور، یا به بیمارستان‌هایی که آسیب دیدند، اهدا کنند. پیکر برادرم بعد از تشییع در وطنش نیشابور در بهشتِ زهرایِ تهران قطعه‌یِ مدافعانِ حرم بهترین جایی که می‌توانست آرام بگیرد تدفین شد؛ زیرا سردارِ شهید یاسر زروندی، همچون مدافعانِ حرم، در نبرد با داعشِ صهیونیستی به شهادت رسید. در سوریه مواردی پیش آمد که داعش را زدیم؛ در یک مورد ابوبکر بغدادی دیر به جلسه رسید، اما تقریباً تمامِ سرانشان موردِ هدف قرار گرفتند. یاسر آنجا هم حضور داشت، در زدنِ پایگاهِ موساد و در انتقامِ حاج قاسم حضور داشت. فکر می‌کنم اینکه برادرم یاسر به دستِ شقی‌ترین آدم‌ها و شیطانی‌ترین انسان‌ها به شهادت رسید، نشان‌دهنده‌یِ این است که حق را در خودش آنقدر بارور کرده بود که به این لیاقت دست پیدا کند، در بستر نمیرد و یا در دورانِ بازنشستگی فوت نکند.البته جایِ شهدا مشخص است، اما ما بعد از رفتنش احساس می‌کنیم چیزی قابلِ توجه برایِ دفاع از انقلاب و اسلام نداریم، مگر اینکه خدا توفیقی و همتی بدهد بتوانیم کاری انجام دهیم.#رهبر_شهید #شهید #جنگ #دبستان_میناب#کودک‌کشی#موشک#ایران #آمریکا #اسرائیل #ترامپ
13:04 - 17 اسفند 1404
حماسه و مقاومت
استان ها
خراسان رضوی

8 بازنشر19 واکنش
67٫3k بازدید