نقش روحانیت در انقلاب مشروطه
روحانیت بهمثابه یک طبقة مؤثر در انقلاب مشروطه بهدلیل وابستهنبودن بههیأت حاکم، نکته مثبت و نمایانی است و حضور این قشر در میان تمام گروههای مردمی، یکی از عوامل مهم تاریخ معاصر ایران بهحساب میآید.
بخش اول چکیده
تشریح جوانب تاریخ مشروطه، همچنان لازم و ضروری است تا با شناخت آن، از عوامل فاجعهآفرین و انحرافزا که عملاً همه فداکاریها و رشادتها و شهادتها را بینتیجه گذاشت، درس بگیریم.
در این نوشتار بهنقش روحانیت بهعنوان مهمترین عامل در ساماندهی جامعه ایران در زمان انقلاب مشروطه میپردازیم. روحانیت بهمثابه یک طبقه مؤثر در انقلاب مشروطه بهدلیل وابستهنبودن بههیئت حاکم، نکته مثبت و نمایانی است و حضور این قشر در میان تمام گروههای مردمی، یکی از عوامل مهم تاریخ معاصر ایران بهحساب میآید که موجب شد درمواقع حساس و سرنوشتساز، همراه و همگام با مردم بتوانند با جهتگیری صحیح، براساس خواستههای مردم حرکت کنند و نبض خیزشهای مردمی را در دست داشته باشند.
واژگان کلیدیانقلاب (نهضت) مشروطه، روحانیت، ایران معاصر، طبقات اجتماعی.مقدمه
در جوامع مختلف، نهادهاى گوناگونی در جامعهپذیرکردن افراد، ایفای نقش مىکنند. در ایران نیز نهاد روحانیت، مهمترین نهادی است که در این راستا محور فعالیت است. نهاد مذهب و بهتَبع آن، علما از گذشتههاى دور در ایران، نقش ویژهاى را ایفا مىکرد، تاجایى که بهاعتقاد عده زیادی، آنچه که انسجام جامعه را حفظ مىکند، روحانیت (اسلام) است. تاریخ معاصر ایران، دارای تجربههای نو و تازهای در زمینههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که دگرگونیهای شگرفی درپی داشته است. تحلیل و بررسی هریک از این دگرگونیها و تغییر و تحولات، بدون نگاه ویژه بهنقش روحانیت در این تحولات، عملی بیهوده است.
نهضت مشروطه، (آجودانی، 1383: 16) یکی از مقاطع حساس و سرنوشتساز در تاریخ کشور محسوب میشود که تأثیر و پیامدهای مهمی در تحولات داخلی کشور بهویژه در حوزه فکر و عمل سیاسی برجای نهاد و از آنجا که حیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ملت ایران در پویش تاریخی خود، پیوندی گسستناپذیر با دین و رهبران مذهب داشته است، نهضت مشروطه نیز بهعنوان مهمترین حرکت اجتماعی ـ سیاسی ملت ایران، از این قاعده مستثنی نبود.
در این نهضت، علما در سطحی گسترده با کارکردهای متنوعتر بهعرصه پیکار با استبداد گام نهادند. از این زمان بهبعد، نقش روحانیان در تحولات جامعه پررنگتر شد بهصورتی که حضور روحانیت در منابر، سخنرانیها و همینطور در هر تحصن، قیام و شورش علیه استبداد، کاملاً مشهود است؛ تا آنجا که در سطور تاریخ معاصر ایران، رهبری مشروطیت و قیام مردم ایران برای احقاق حق و بهدست آوردن مجلس قانونگذاری در نامههای علمایی همچون سیدعبدالله بهبهانی، سیدمحمد طباطبایی و شیخفضلالله نوری و ... کاملاً مشهود است. (حائری، 1360: 2)
انقلاب مشروطیت، حرکت و جوششی بود که قشرها و طیفهای مختلفی در آن، نقش فعال داشتهاند. هرچند سهم هریک از آنان بهیک اندازه نبود و اهداف آنان نیز باهم تفاوت داشت، اما شاخصترین و تأثیرگزارترین طیف فعال در این جنبش بهطور مشخص روحانیت ایران بوده است. بنابراین، در نگارش تاریخ معاصر باید از نقش روحانیت بهعنوان اولین عامل، سخن بهمیان آید؛ روحانیتی که پرچمدار این نهضتها بوده و همیشه در تحریک و بسیج مردم، مهمترین نقش را دارا بوده است.
در این مبحث، ابتدا بهجایگاه و نفوذ روحانیت در جامعه ایران میپردازیم. پس از آن بهاختصار، بهنقش روحانیت در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، طی قرون اخیر (قبل و بعد از مشروطه) خواهیم پرداخت و برای تنقیح بحث، بهگوشههایی از علل و زمینههای شکلگیری انقلاب مشروطیت میپردازیم. سپس نقش روحانیت در انقلاب مشروطه را بررسی میکنیم و در پایان، بابررسی آثار و نتایج انقلاب مشروطه، مبحث را بهپایان میبریم.
جایگاه روحانیت در جامعه ایران
خصوصیت دینباوری مردم ایران و قدرت علما و روحانیان که از تعلیمات تشیع و قداستبخشی بهروحانیت نشئت گرفته، باعث شده است مردم که اکثر آنان مسلمانان شیعهمذهبند، در تمامی مسایل از روحانیت پیروی کنند؛ چراکه مردم از دیرباز بهسلامت و صلاحیت روحانیت در رهبری و هدایت دینی و اخلاقی جامعه، اطمینان کامل داشتهاند.
در اعتماد مردم بهروحانیت، همینبس که صرف حضور یک روحانی وارسته در یکشهر و یا روستا برای تقویت باورهای دینی مردم کفایت میکرد. مردم، تحت تأثیر شخصیت معنوی، رفتارها و همسطحی زندگی مادی و معیشتی روحانیت که همان روش اولیای الهی (تبلیغ بهغیرلسان) بود، قرار داشتند؛ زیرا روش اکثریت قریب بهاتفاق عالمان دینی در نگرش بهزندگی و زخارف دنیوی، نگاه آمیخته و آغشته بهمعنویت، زهد و سادهزیستی است و این، عامل اصلی در پیوند قلبی، فکری و فرهنگی مردم با روحانیت و عمدهترین دلیل نفوذ آنها بر مردم بوده است. (عمیدزنجانی، 1381: 86)
وابستهنبودن روحانیت بهطبقه حاکم و حضور آنان درمیان تمام گروههای مردم، از عوامل مهمی بهشمار میرود که باعث شده است در مواقع حساس، این قشر بتواند با جهتگیری صحیح براساس خواستههای مردم حرکت کند.
رهبری روحانیت شیعه، تأثیر شگرفی در تحولات و خیزشهای سیاسی و اجتماعی مردم ایران داشته، بهصورتی که فعالیت گروههای غیرمذهبی و تلاش فعالان سیاسی قدیمی را نیز کمرنگ ساخته بود؛ چراکه میلیونها شیعه فداکار بااشتیاق، گوش بهفرمان رهبران دینی بوده و از روحانیت شیعه، بهعنوان رهبران دینی و سیاسی، اطاعت میکنند. بنابراین، حضور سیاسی روحانیان در عرصه مبارزات سیاسی ایران و تأثیر آنها در میان تودههای مردم، موجب شده است نبض قیامهای مردمی را دردست داشته باشند. (براون، 1333: 128)
پیشینه نقش روحانیت در مسایل سیاسی و اجتماعی ایران
پیشگامان نهضت دینی برای مقابله با ستمهای موجود و نجات مردم و جامعه از آنهمه ظلم و ستم در قرون اخیر، نقش ویژهای را ایفا کردهاند. طی تمامی این تحولات، روحانیت در کنار مردم و حامی آنها در مبارزه با ستمکاران و حکام جبار زمان خود بوده است. اگر نقش روحانیت در مسایل سیاسی و اجتماعی ایران را فهرستوار برشماریم، میتوان به این موارد اشاره نمود:
1. در سلسله صفویان که پس از ظهور اسلام در سالهای 880 تا 1114 شمسی/ 907 تا 1213 قمری بر ایران فرمانروایی کردند، روحانیت وارد متن زندگی سیاسی و اجتماعی مردم شد و بهجایگاهی رفیع در امور اجتماعی نایل آمد. از این دوره بهبعد، روحانیت بهعنوان ملجأ و پناهگاه مظلومان و ناظر بر مناصب دولتی، جایگاه خاصی پیدا کردند.
2. پس از صفویه، نادرشاه با همه تلاشی که انجام داد نتوانست از نفوذ اجتماعی روحانیت جلوگیری کند. روحانیت شیعه با تکیه برمردم و ایجاد رابطه عمیقتر با آنها، بابسط استقلال و گسترش حوزههای دینی، تحول شگرف علمی ایجاد کرده و انسجام و وحدت خود را تقویت کرد.
3. در قرن 19، دولتهای قاجار پس از نومیدی از دولتهای انگلیس و فرانسه درجلوگیری از تجاوزات دولت روسیه بهسرحدات ایران، بهاین نتیجه رسیدند که لازم است برای رفع تجاوزات روسیه، بهروحانیت متوسل شوند تا علمای اسلام، مردم را بهایستادگی علیه تجاوز روسیه بشورانند و حکم جهاد را صادر کنند؛ چراکه جایگاه و قدرت روحانیان، مرهون دین و پیوند تاریخی مردم ایران با آن بوده، نه از برآیند و بازتاب قدرت و نفوذ سیاسی دولتها. درنهایت، اینچنین شد و علمای نجف، باتوجه بهمصالح مسلمانان در حفظ و حراست از سرزمینهای مسلمین، حکم بهجهاد دادند؛ اگرچه حکام قاجار از فرصت بهدستآمده در بسیج ملی استفاده نکردند و دشمن، بسیاری از اراضی ایران را تصرف کرد. (کسروی، بیتا: 106)
4. از دیگر افتخارات نهضت روحانیت در عصر قاجاریه، مخالفت صریح مجتهد عظیمالشأن زمان، میرزای شیرازی بزرگ در تحریم استفاده و خریدوفروش توتون و تنباکو بود. این تحریم، چنان تأثیری در جامعه ایران گذارد که چشم حریص دولتمردان انگلیس را بهقدرت و نفوذ کلام و پیام یک عالم شیعی در جامعه ایران باز کرد.
5. نهضت مشروطیت، بارهبری مراجع تقلید نجف و تهران شکل گرفت و نقش برجسته و اصلی روحانیت در نهضت مشروطیت، غیرقابل انکار است. در این نهضت، علما در سطحی گستردهتر و با کارکردهای متنوعتر بهعرصه پیکار بااستبداد حاکم، گام نهادند.
دکتر عبدالهادی حائری در اینزمینه مینویسد: باور عمومی آگاهان بهتاریخ ایران بهدرستی آن است که مهمترین نیروی پشتیبان انقلاب مشروطیت، همانا علما بودند. اگر آنان انقلاب را تأیید نمیکردند مسلماً در نطفه خفه میشد. بااینکه این نقش مؤثر علما کاملاً آشکار است و جای بحثی در مورد نفوذ نوشتهها و سخنرانیهای آنان وجود ندارد، چنین بهنظر میرسد که یک بررسی نقادانه، نه از فعالیتها و نه از اندیشههای مشروطهخواهانه علما، هنوز بهعمل نیامده است.
انقلاب مشروطیت ایران تا اندازهای مورد بررسی قرار گرفته است، ولی تا سالهای اخیر، توجهی بسنده بهبنیان فکری انقلاب نشده بود ... ولی اندیشههای بانفوذترین نیروی انقلاب مشروطیت، یعنی رهبران مذهبی، هنوز بدونتوجه مانده است. (همان)
6 . مخالفت با پادشاهی رضاشاه توسط مدرس در مجلس شورای ملی. 7. نقش روحانیت بهویژه آیتالله کاشانی در نهضت ملیشدن صنعت نفت.
البته در این دوره، روحانیان را به سهدسته میتوان تقسیم کرد: گروهی از روحانیان که بهزعامت آیتاللهالعظمی بروجردی، بیشتر درپی قوام و استحکام امور مذهبی بودند تا امور سیاسی. گروه دوم که بهرهبری آیتالله کاشانی تا سیتیر 1331 شمسی / 29 رمضان 1371 قمری از دکتر مصدق حمایت میکردند و بعد، بهمخالفت با او پرداختند و گروه سوم، روحانیانی که تا آخر، طرفدار مصدق باقی ماندند. 8 . قیام 15 خرداد 1342 شمسی / 1382 قمری و نقش روحانیت در آن. 9. ماجرای کاپیتولاسیون درسال 1343 شمسی / 1383 قمری و نقش امامخمینی(ره).
امامخمینی نقش پیشرو روحانیان در تاریخ معاصر ایران را اینچنین شرح داده است:این صدسال اخیر را وقتی ملاحظه میکنیم، هرجنبشی که واقع شده است از طرف روحانیان بوده است. برضدسلاطین، جنبش تنباکو برضد سطان وقت آن بوده است. جنبش مشروطه برضد رژیم بود البته با قبولداشتن رژیم، عدالت میخواستهاند، ایجاد کنند. (امامخمینی،1361: 7/ 204)
زمینههای شکلگیری انقلاب مشروطه
حکومت مشروطه بهحکومتی گفته میشود که در آن، اختیار شاه و دربار محدود شده و روابط دولت و ملت در چارچوب خاصی بر طبق قانون اساسی معین شود. جنبش مشروطه مردم ایران، جنبشی بود برای محدودکردن سلطنت و استبداد و تحقق حکومت قانون؛ چراکه بیقانونی و ناامنی در کشور بیداد میکرد. هریک از اوامر پادشاه، حکّام، شاهزادهها و غیره برای کشور، قانون محسوب میشدند. جان و مال و ناموس و امنیت افراد کشور در گرو اراده ملوکانه و نزدیکان بهحکومت بود و هیچ دستگاهی برای رسیدگی وجود نداشت. بهطور اجمال، علل شکلگیری نهضت مشروطه را میتوان به دوبخش علل داخلی و خارجی تقسیم کرد.
یک عوامل زمینهساز داخلی شکلگیری نهضت مشروطه
1. مبارزات و اندیشههای «سیدجمالالدین اسدآبادی» در ایجاد اتحاد بین دنیای اسلام و مبارزه بااستعمار و استبداد و بیداری مسلمانان برای دفاع از ارزشهای اسلامی. (کرمانی، 1346: 192) 2. الهامپذیری از تفکر ضداستبدادی و ضداستعماری اسلام که روحانیت، پرچمدار آن بود. مبارزه عملی دین با استعمار در عصر قاجار باقیام «سیدمحمد مجاهد» آغاز شد و باجنبش تنباکو بهاوج خود رسید. جنبش تنباکو، اولین مقاومت همگانی مردم ایران علیه بیگانگان و استبداد بود که میرزای شیرازی، اصول سیاسی مبارزه دینی با استبداد را تا چنددهه بعد ترسیم کرد.
3. خطر تسلط و تجاوز روزافزون دولت استعماری انگلیس و روسیه برای کسب امتیازات و تهدید استقلال ایران؛ ازجمله: قرارداد 1907م / 1286 ش میلادی که ایران را بهمناطق تحت نفوذ دوکشور روسیه و انگلیس و منطقه بیطرف تحت کنترل ان تقسیم میکرد.
4. انتشار عکسی از «مسیو نوز بلژیکی»، رئیس گمرکات و وزیر مالیه با لباس روحانیت در حال مستی و رقص که مردم با دیدن این عکسها بهبانک استقراضی روس در ایران حمله و آنرا ویران کردند.5. تحصن عدهای از روحانیان و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم در 19 دی 1247 شمسی / 7 رمضان 1284 قمری بهسبب بهچوببستن چند نفر از بازرگانان و دونفر از سادات در دیماه 1284 شمسی / 26شوال 1323 قمری توسط «علاءالدوله»، حاکم تهران بهدستور صدراعظم، بهجرم گرانکردن بهای قند.6 . بهتوپبستن مجلس توسط محمدعلی شاه بهیاری روسها.
دو. عوامل زمینهساز خارجی شکلگیری نهضت مشروطه
ارتباط تحصیلکردگان و تجار ایرانی با کشورهای اروپایی، اعزام دانشجویان بهخارج، مشروطیت ژاپن، شکست روسیه از ژاپن، انقلاب 1905 روسیه، سلطه بیگانگان بهاقتصاد کشور و تأثیرات فکری انقلاب فرانسه، ازجمله عوامل تأثیرگذار در ایجاد جنبش بودند.
کشتهشدن ناصرالدینشاه بهدست میرزارضا کرمانی که آشکارا انگیزه خود را در قطع ریشه ظلم و نتیجه گفتهها و نوشتههای سیدجمالالدین دانسته بود، شتاب بیشتری در روند مشروطهخواهی ایجاد کرد. درزمان بهسلطنترسیدن مظفرالدینشاه، فساد در دربار و فقر و بیعدالتی، همچنان درجامعه بیداد میکرد. گرچه ازمدتها پیش، شورشها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه ستمگریهای حکومت قاجار رخ داده بود، اما مورخین، آغاز جنبش مشروطه را از ماجرای گرانشدن قند در تهران میدانند.
علاءالدوله، حاکم تهران، هفدهنفر از بازرگانان و دونفر از مردم را بهجرم گرانکردن قند بهچوب بست. اینکار که با تأیید «عینالدوله»، نخستوزیر مستبد وقت، انجام شد، اعتراض بازاریان، روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. اینان ضداستبداد و بههواداری از مشروطه و بنیانگزاری «عدالتخانه» بهسخنرانی پرداختند و اعلامیه پخش کردند. معترضین، خواستار برکناری «عینالدوله»، عزل «مسیو نوژ بلژیکی» و خلع «حاکم تهران» شدند.
اعتصاب و سرپیچی از دستورات و اوامر حکومتی، پایتخت را فراگرفت و عدهای از مردم بههمراه روحانیان بهصورت اعتراض به حرم حضرت عبدالعظیم(ره) رفتند و در آنجا «بست» نشستند. لذا مظفرالدینشاه مجبور شد در تاریخ 22 دی 1247 شمسی / 7 رمضان 1284 قمری، وعده برکناری صدراعظم و تشکیل عدالتخانه را بدهد. هنگامی که او بهوعده خود در برکناری صدراعظم عمل نکرد، عدهای از علما ازجمله سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی بهقم رفتند و تهدید کردند درصورت عدمتحقق وعده مظفرالدینشاه، کشور را ترک خواهند کرد.
بالاخره پس از مبارزات پیگیر و مستمر مردم، روحانیت، روشنفکران و آزادیخواهان، باگذشت بیش از هفتماه، در روز 14 مرداد 1248 شمسی / 1285 قمری، مظفرالدینشاه نخستین فرمان مشروطیت را امضا کرد و اینکار باعث شد برای اولینبار در تاریخ ایران، قدرت پادشاه محدود و مشروط شود. در فرمان جدید که چند روز بعد، یعنی در تاریخ 18 مرداد 1248 شمسی / 1285 قمری صادر شد، عبارت «منتخبین ملت» نیز آمده بود و بهاینترتیب، دستور نهایی مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی، داده شد.
پس از پخش خبر امضای این فرمان، آنهایی که به حرم حضرت عبدالعظیم و قم رفته بودند بهپایتخت بازگشتند. اولین مجلس شورای ملی در 15 مهر 1248 شمسی / 1285 قمری، باحضور مظفرالدینشاه در کاخ گلستان ـ در تهران ـ گشایش یافت. بیشتر نمایندگان این مجلس ـ که نخستین مجلس تاریخ ایران بود ـ از اصناف، علما و روحانیان بودند. نخستین رئیس مجلس، «صنیعالدوله» بود و پس از استعفای او، «احتشامالسلطنه» رئیس مجلس اول شد. (طلوعی، 1384: 67)
منابع و مآخذ
1. آبادیان، حسین، 1383، بحران مشروطیت در ایران، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
2. آجودانی، لطفالله، 1383، علماء و انقلاب مشروطیت ایران، تهران، نشر اختران.
3. آدمیت، فریدون، 1388، ایدئولوژی نهضت مشروطه ایران، تهران، نشر گستره.
4. آقابخشی، علی و مینو افشاریراد، 1374، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران.
5. امامخمینی، سیدروحالله، 1361، صحیفه نور، ج 7 و 13، تهران، وزارت ارشاد اسلامی.
6. انصاری، مهدی، 1376، شیخفضلالله نوری و مشروطیت، تهران، امیرکبیر.
7. براون، ادوارد، 1333، انقلاب مشروطیت ایران، ترجمه مهری قزوینی، تهران، کویر.
8. بشیری، احمد، 1363، کتاب آبی: گزارشهای محرمانه وزارت امور خارجه انگلیس درباره انقلاب مشروطه ایران، تهران، نشر نو.
9. بینا، 1384، روحانیت و حوزههای علمیه از دیدگاه امامخمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امامخمینی(ره).
10. بینا، 1377، محدودسازی مذهب، روحانیت و حوزههای علمیه قم بهروایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
11. پارسانیا، حمید، 1380، حدیث پیمانهپژوهی در انقلاب اسلامی، قم، نشر معارف.
12. پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران، تهران، کد خبر 15247 ـ 16/5/89.
13. پهلوان، چنگیز، 1372، «توسعه مدرنیته و مشارکت روشنفکران»، تهران، کیان، سال3، تیر و مرداد 1372.
14. تبریزنیا، حسین، 1371، علل ناپایداری احزاب سیاسی در ایران، تهران، نشر بینالملل.
15. ترکمان، محمد، 1362، مجموعهای از رسائل، اعلامیهها، مکتوبات و روزنامه شیخ فضلالله نوری، ج 2، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
16. ـــــــــــــــ ، 1370، اسناد بیطرفی ایران، تهران، کویر.
17. حائری، عبدالهادی، 1360، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران، امیرکبیر.
18. حسینیان، روحالله، 1380، تجربه مشروطیت، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
19. دارابی، علی، 1379، سیاستمداران اهل فیضیه (بررسی و نقد پیشینه و عملکرد جامعه روحانیت مبارز)، تهران، نشر سیاست.
20. دوانی، علی، 1377، نهضت روحانیان ایران، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
21. رضوانی، محمداسماعیل، 1345، انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ابنسینا.
22. شیخفرشی، فرهاد، 1379، تحلیلی بر نقش سیاسی (عالمان شیعی) در پیدایش انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
23. طلوعی، محمود، 1384، زمینه انقلاب ـ داستان انقلاب، تهران، نشر علم.
24. عاقلی، باقر، 1370، نخستوزیران ایران از مشیرالدوله تا بختیار، تهران، جاویدان.
25. علویان، مرتضی، 1383، روحانیت و جامعهپذیری سیاسی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی.
26. عمیدزنجانی، عباسعلی، 1381، انقلاب اسلامی ایران ـ علل مسائل و نظام سیاسی، قم، نشر معارف.
27. فخرایی، ابراهیم، 1357، سردار جنگل، میرزا کوچکخان، تهران، جاویدان.
28. کاتوزیان، همایون، 1372، مصدق و نبرد قدرت، برگردان از احمد تدین، تهران، رسا.
29. کردی، علی، 1384، زندگی و مبارزات شهید آیتالله بهشتی، تهران، مرکز اسناد و انقلاب اسلامی.
30. کرمانی، ناظمالاسلام، 1346، تاریخ بیداری ایرانیان، ج1، تهران، نشر بنیاد فرهنگ ایران.
31. کسروی، احمد، 1363، تاریخ مشروطه، تهران، امیرکبیر.
32. ـــــــــــــــ ، بیتا، تاریخ هجدهساله آذربایجان، تهران، بیجا.
33. الگار، حامد، 1356، نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران، طوس.
34. مدنی، جلالالدین، 1371، تاریخ معاصر سیاسی ایران، ج1، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
35. مطهری، مرتضی، 1375، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا.
36. میرزای قمی، 1373، «نامه بهفتحعلیشاه»، تهران، کیهان فرهنگی، تحقیق رضا استادی.
37. نائینی، محمدحسین، 1334، تنبیه الامه و تنزیه المله، توضیحات سیدمحمود طالقانی، تهران، بیجا.
38. نامور، رحیم، 1358، تاریخ انقلاب مشروطیت، تهران، چاپار.
39. نقیبزاده، احمد و وحید امانیزوارم، 1382، نقش روحانیت شیعه در انقلاب اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
منبع: فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی شماره 25ادامه دارد ...
00:30 - 6 مهر 1393