نام والدین #مهسا_امینی و عدد دقیق اختلاس سه هزار میلیاردی در سریال بازنده

‏نام خانوادگی والدین #مهسا_امینی و عدد دقیق اختلاس سه هزار میلیاردی در قسمت اوّل سریال!‏۱- «بازنده»ی امین حسین‌پور، هم‌چون «مرد بازنده»ی محمدحسین مهدویان، در فضایی اطوارگونه‌ی مثلاً «نئونوآر» -که در گونه‌ی هالیوودی‌اش، همراه است با نمادها و عناصری چون نم، غم، زن پول‌پرست معمولاً میان‌سال یا زن اغواگر نسبتاً جوان، باران، بارانی‌پوش، تاریکی، سایه، تردید و بلاتکلیفی در پی یک هرمان- طرّاحی و اجرا شده و در این گونه‌ی بومی‌سازی نشده، به دلیل ضعف طرّاحی صحنه و فیلم‌نامه، معمولاً فضا نامأنوس است به نحوی که می‌توان مکان و جغرافیا را ایران در نظر نگرفت و تصوّر کرد به جای تهران، این درام دارد در قارّه‌ای دیگر شکل می‌گیرد [البتّه در این سریال اصلاً منتظر نباشید، درامی شکل بگیرد].‏۲- سریال_بازنده گرچه برخلاف فیلم مرد بازنده، یحتمل روایت‌گر «فساد سیستماتیک» نیست و حتّی بالعکس، به نظر می‌رسد در آن نظام (سیستم) با نمایندگی نیروی انتظامی (پلیس‌ها و کارآگاه‌ها)، حق‌طلب، عادل، گره‌گشای معمّا و قهرمان داستان خواهد بود ولی علی رغم این نکته‌ی مهم، از حیث سینمایی اثری قوام‌یافته، بکر و درگیرکننده محسوب نمی‌شود؛‏فضاسازی، افسرده و غیر ایرانی است، قصّه بدیع نیست و بازی‌های ملال‌آور و تکراری «صابر ابر» و «سارا بهرامی» و جدّیّت، تلخی‌ها و روحیه‌ی وظیفه‌شناس «رضا پر‌انه»طور «علیرضا کمالی» و حضور زائد «پیمان قاسم‌خانی» با بازی متوسّط و غیر قابل اعتناء، حتّی از نظر اجرا و بازیگری نیز، رمقی به رغبت مخاطب، نمی‌تواند تزریق کند.‏ضمناً قهرمان بودن «پلیس‌های زخم‌خورده‌ی رهاشده‌ی مطلّقه‌ی فرزندباخته» علاوه بر آن‌که نسخه‌ای دیگر از جنس قهرمان سریال «پوست شیر» و نخ‌نماشده است، یک قهرمان بازنده، سرخورده و
۶ MB
انسانی تک‌بعدی و ترحّم‌برانگیز را عرضه می‌کند و یک ایرانی با تماشای چنین اثری، پلیس را بیش از آن‌که قهرمان و تحسین‌برانگیز ببیند، بازنده و تحقیرشده می‌بیند که نمی‌توان او را فراتر از یک جسد متحرّک ولو وظیفه‌شناس -که به کارش پناه برده- در نظر گرفت؛‏«خاکستری‌نمایی» و «سیاه کردن قهرمان برای باورپذیر شدن پرسوناژ»، حماقت و خودزنی نوینی است که در دهه‌ی اخیر بر سر سینمای ایران آوار شده، توسّط فیلم‌سازانی که به خیال خود فرمالیستند ولی در واقع حتّی در فهم فرمالیزم هم محافظه‌کارانی مقلّد و نابلدند.‏۳- در قسمت اوّل این مجموعه، نکاتی گل‌درشت، جلب نظر می‌کردند به مثابه کدگذاری‌هایی برای حسّاس کردن گیرنده‌های مخاطب؛‏مثلاً نام مادر «ارغوان امینی»، «ونوس افتخاری» است و بدیهی است، این‌همانی ناخواسته‌ی بین این دو اسم، با نام‌های «مژگان افتخاری» و «امجد امینی»، مادر و پدر مرحومه «مهسا امینی»، در ذهن مخاطب، فارغ از اهداف فرامتنی و زیرمتنی مدّ نظر، می‌تواند ابتدایی‌ترین هدف ظاهری فیلم‌نامه‌نویس تلقّی شود، به ویژه با لحاظ کردن زمان آغاز پخش سریال، از قضا دقیقاً مقارن با ایّام سالگرد فوت خانم مرحومه مهسا امینی!‏۴- ایضاً اشاره‌ی نسبتاً بی‌ربط به ارزش ریالی سرمایه‌ی مادر ارغوان یعنی مژگان افتخاری -که از شوهر سابقش (پدر واقعی ارغوان) به ارث برده بوده- به مبلغ دو هزار و هشتصد میلیارد تومان، کدی دیگر است که برخلاف کد قبلی، فقط برای خواص قابل کدگشایی می‌تواند باشد؛‏سال ۱۳۹۰، به همراه بعضی همکاران، درگیر تحلیل، ارزیابی و افشای ابعاد گوناگون «اختلاس سه هزار میلیاردی» -که بسیار برایمان هزینه‌ساز تمام شد- بودیم و عددی که توسّط برخی مقامات از جمله «علی لاریجانی» به عنوان میزان دقیق اختلاس اعلام شد،
«دو هزار و هشتصد و میلیارد تومان» بود که البتّه طبیعتاً جهت جاافتادن بهتر در افکار عمومی، این عدد، توسّط برخی، کمی به بالا گرد شده بود.‏اشاره به شرکت نفتی ونوس افتخاری طبیعتاً بی‌ربط به بازی‌ها و دست‌های پنهات قدرت (سیاست) و ثروت نیست چرا که در ایران، نفت، راهبردی‌ترین حوزه‌ی اقتصادی حاکمیّتی به شمار می‌رود.‏گنجاندن برخی جزئیّات در فیلم‌نامه، برای نگارنده به عنوان یک منتقد سینما می‌تواند برانگیزاننده باشد ولی برای تماشاگران در صورت عدم برقراری ارتباط معنایی و منطقی در خدمت درام، عاری از جذّابیّت‌های سینمایی و حتّی داستانی است.‏۵- محرومیّت ارغوان امینی از یک پدر واقعی دلسوز و حضور منصور که میراث‌خوار پدر مقتولش شده در کنار مادری که دغدغه‌ی اوّلیّه‌اش، خودش و برخورداری‌های شخصی‌اش از زندگی بوده، گواه یک مضمون مستتر می‌تواند باشد تحت عنوان «ناپدری و مادرِ نامادر» در شخصیّت‌پردازی این سریال؛‏این مضامین نیز می‌توانند قرابت‌هایی با شخصیّت‌ها و رفتارهای پدر و مادر مهسا امینی داشته باشند.‏۶- ناگفته نماند که اسم فیلم «مرد بازنده» مهدویان در مرحله‌ی اوّلیّه‌ی فیلم‌نامه و دریافت پروانه‌ی ساخت «بازنده» بوده.
18:48 - 30 شهریور 1403

3505 بازدید




1 پاسخ