بستن تنگه هرمز و تولد نظم جدید جهانی✍️ سید ابراهیم حسینی فرد تحلیل‌گر مسائل راهبردی بستن کامل تنگه هرمز توسط ایران در جنگ فعلی میان ایران و آمریکا-اسرائیل، تنها یک اقدام نظامی دفاعی نیست؛ این رویداد، تولد یک پارادایم جدید ژئوپلیتیکی در نظام بین‌الملل است. ایران با در اختیار گرفتن شاهرگ حیاتی انرژی جهان، در حال تبدیل شدن از یک بازیگر منطقه‌ای به یک ابرقدرت انرژی با قدرت اثرگذاری جهانی است. این تحول، ماهیت قدرت در قرن بیست‌ویکم را بازتعریف می‌کند: در عصر حاضر، کنترل مسیرهای انرژی از کنترل سرزمینی مهم‌تر است.هژمونی انرژی: اهرم فشار دائمیتنگه هرمز باید از یک گزینه دفاعی موقت به یک ابزار راهبردی دائمی تبدیل شود. کنترل این آبراه بین‌المللی، بزرگترین برگ برنده ایران در برابر غرب است. این کنترل، امکان اعمال فشار نامتقارن را فراهم می‌آورد: در حالی که غرب از برتری نظامی و فناوری برخوردار است، ایران از برتری جغرافیایی و انرژی بهره می‌برد. این تقابل، ماهیت این جنگ‌ را نشان می‌دهد: جنگی که در آن اقتصاد، انرژی و لجستیک، از مهم‌ترین میدان‌های نبرد هستند.خروج آمریکا: پیش‌شرط ثبات منطقهکنترل دائمی تنگه هرمز توسط ایران، مستلزم خروج کامل نیروهای آمریکایی از منطقه است. حضور ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و پایگاه‌های متعدد در کشورهای عربی، نه تنها تهدیدی برای امنیت ایران، که مانعی برای استقلال واقعی کشورهای منطقه است. ایران باید با استفاده از اهرم تنگه هرمز، خروج آمریکا از خلیج فارس را به یک ضرورت راهبردی برای غرب تبدیل کند. تنها در این صورت است که نظم امنیتی واقعی در منطقه شکل خواهد گرفت.
هماهنگی با روسیه: شکل‌گیری محور شرقیهمزمانی بستن تنگه هرمز با کاهش صادرات نفت روسیه به اروپا، تصادفی نیست. این هماهنگی، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک محور انرژی شرقی است که قادر به مقابله با هژمونی غرب است. ایران و روسیه با در اختیار داشتن ذخایر عظیم انرژی و کنترل مسیرهای انتقال، می‌توانند یک سیستم انرژی موازی ایجاد کنند. این سیستم می‌تواند با قیمت‌گذاری مستقل، مکانیسم‌های پرداخت غیردلاری و بازارهای مصرف جدید، وابستگی به نظام مالی غرب را کاهش دهد.بازتعریف نظم جهانیاقدام ایران در بستن تنگه هرمز، قدرت ایران در نظام بین‌الملل را آشکار کرده است. نظمی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و پس از فروپاشی شوروی تک‌قطبی شد، دیگر پاسخگوی واقعیت‌های جدید ژئوپلیتیکی نیست. ظهور قدرت‌های جدیدی مانند ایران که از اهرم‌های غیرمتعارفی مانند کنترل مسیرهای انرژی استفاده می‌کنند، نیاز به بازتعریف قواعد بازی جهانی توسط ایران را نشان می‌دهد.پیامدهای کلان راهبردیاین تحول، چند پیامد کلان دارد:۱. تغییر مرکز ثقل قدرت: از غرب به شرق در حال انتقال است۲. بازتعریف امنیت ملی: امنیت انرژی به مهم‌ترین مولفه امنیت ملی تبدیل می‌شود۳. شکل‌گیری اتحادهای جدید: اتحاد بر اساس منافع انرژی۴. تضعیف دلار: وابستگی به دلار در مبادلات انرژی کاهش می‌یابد
آینده‌نگری: ایران به عنوان نگهبان تنگه هرمزپس از اتمام جنگ، ایران باید خود را نه به عنوان یک کشور ساحلی، که به عنوان "نگهبان تنگه هرمز" تعریف کند. این نقش، مسئولیت‌ها و امتیازات خاص خود را دارد. ایران می‌تواند با ایجاد یک نظام مدیریتی شفاف و مبتنی بر قوانین بین‌المللی، کنترل تنگه را به یک نهاد بین‌المللی مشروع تبدیل کند. این امر هم منافع ایران را تأمین می‌کند و هم نگرانی‌های جامعه بین‌الملل را کاهش می‌دهد.نتیجه‌گیری: نقطه عطف تاریخیبستن تنگه هرمز توسط ایران، یک نقطه عطف تاریخی است. این اقدام نشان می‌دهد که قدرت در جهان معنا و مظاهر جدیدی یافته است. ایران با درک این تحول، در حال تبدیل شدن به یک بازیگر تعیین‌کننده در نظم جهانی آینده است. کنترل تنگه هرمز، اگر به درستی مدیریت شود، می‌تواند نه تنها امنیت ایران، که تعادل قوا در سطح جهانی را برای دهه‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد.#تنگه_هرمز#انرژی#نفت#ایران#جنگ#آمریکا#اسرائیل#روسیه#مقاومت#تحریم#سیدابراهیمحسینیفرد#حسینی_فرد#تنگه_هرمز_خط_قرمز #اختیار_انرژی_با_ایران #جنگ_اقتصادی#محور_مقاومت#هرمز_در_دستان_ما #شکست_تحریم#بازی_بزرگ_انرژی #هژمونی_انرژی_ایران #نظم_جدید_جهانی
19:13 - 15 اسفند 1404

12 نقل قول6 واکنش
22٫2k بازدید