جنگ قبل از جنگ
«قبل از حمله، باید جامعه را از درون خسته کرد» این شاید دقیقترین خلاصه از راهبردی باشد که امروز آمریکا و رسانههای همسو با آن علیه ایران دنبال میکنند؛ راهبردی که دیگر فقط بر تحریم یا تهدید نظامی متکی نیست، بلکه «ذهن جامعه» را به میدان اصلی نبرد تبدیل کرده است.
در هفتههای اخیر، همزمان با تشدید تهدیدهای واشنگتن علیه زیرساختهای ایران، یک الگوی هماهنگ در رسانههای غربی، عبری و فارسیزبان معاند قابل مشاهده است؛ الگویی که هدف آن صرفاً پوشش خبر نیست، بلکه ساختن یک فضای روانی از «فروپاشی قریبالوقوع» در ذهن افکار عمومی ایران است.اظهارات مارک دوبوویتز، رئیس اندیشکده FDD، این راهبرد را عریانتر از همیشه نشان داد؛ جایی که او صریحاً از بیارزش شدن ریال، دو برابر شدن قیمتها، ضرورت محاصره دریایی و هوایی و حتی تمرکز بر زیرساختهای انرژی ایران سخن گفت.اهمیت این اظهارات فقط در لحن تند آن نیست، بلکه در این واقعیت است که بخشی از اتاقهای فکر آمریکایی، اکنون فشار اقتصادی را نه یک ابزار دیپلماتیک، بلکه مقدمهای برای بیثباتسازی اجتماعی تعریف میکنند.
در چنین چارچوبی، رسانههای فارسیزبان معاند نقش یک بازیگر مکمل را برعهده گرفتهاند. پروژه آنها صرفاً «اطلاعرسانی» نیست؛ بلکه تبدیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی به «احساس فروپاشی عمومی» است.به همین دلیل، شایعات کمبود دارو و بنزین، بزرگنمایی اخبار اقتصادی و تکرار گزارههایی مانند «مرحله بعد، کمبود بنزین در ایران» با شدت بیشتری در حال بازتولید است؛ همان پروژهای که تلاش میکند جامعه را پیش از هر فشار بیرونی، از درون دچار فرسایش روانی کند. این همان نقطهای است که جنگ اقتصادی به جنگ شناختی گره میخورد.در جنگ شناختی، هدف اصلی تخریب زیرساختها نیست؛ بلکه فرسایش روانی جامعه، تضعیف اعتماد عمومی و القای بیآیندگی است. رسانههای معاند دقیقاً بر همین نقطه تمرکز کردهاند: ایجاد اضطراب مزمن، تشدید نااطمینانی و تبدیل «احتمال بحران» به «احساس قطعی فروپاشی».از همین منظر باید پروژه رسانهای پیرامون اینترنت را نیز تحلیل کرد. تمرکز بر روایت «تبعیض»، برجستهسازی اختلاف روایت نهادهای داخلی و تحریک واکنشهای عصبی در افکار عمومی، بخشی از تلاش برای تعمیق شکاف اجتماعی و فرسودهسازی ذهن جامعه است. در این عملیات، هر اختلاف مدیریتی یا ابهام رسانهای، بهعنوان نشانهای از «بحران ساختاری» بازنمایی میشود تا حس بیثباتی دائماً بازتولید شود.
برای نمونه، سوتی تلگرامی شبکه العربی فارسی نیز ناخواسته بخشی از پشتصحنه این عملیات را آشکار کرد؛ جایی که در یک پیام داخلی، صراحتاً از «کار کردن روی آکسیوس و ترامپ» و تولید «فتونیوز» با تیتر «ترامپ: ایران میان دیوانهها و میانهروها دچار شکاف است» سخن گفته شد.این خط خبری نشان میدهد که بخشی از رسانههای معاند، مأموریت خود را نه روایت واقعیت، بلکه القای دوگانهسازی، تشدید شکاف و ساختن تصویر یک حاکمیت ازهمگسیخته تعریف کردهاند.هرچند خود آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز بهخوبی میدانند که هرگونه درگیری مستقیم و حمله به زیرساختهای ایران، هزینههای سنگینی در حوزه انرژی، اقتصاد و امنیت برای آنها ایجاد میکند.
به همین منظور پیش از هر اقدام نظامی، تمرکز اصلی بر ملتهبسازی فضای داخلی و کاهش تابآوری اجتماعی قرار گرفته است؛ چراکه بدون فرسایش روانی جامعه، پروژه فشار حداکثری و حتی تهدید نظامی نیز به نتیجه مطلوب آنها نخواهد رسید.و دقیقاً به همین دلیل است که امروز، مهمترین میدان نبرد نه صرفاً آسمان و دریا، بلکه ذهن جامعه است. راهبردی که با «خسته کردن مردم از درون» آغاز میشود، تلاش دارد پیش از هر تقابل بیرونی، امید اجتماعی و احساس ثبات را هدف قرار دهد؛ اما اگر جامعه بتواند در برابر این عملیات ادراکی، انسجام روانی و اعتماد خود را حفظ کند، بسیاری از این تهدیدها نیز مانند گذشته، بیش از آنکه واقعیت میدانی باشند، به ابزار جنگ روانی و عملیات رسانهای محدود خواهند ماند.#جنگ_شناختی #جنگ_رمضان #سواد_رسانه #مهندسی_فشار * پینوشت:Foundation for Defense of Democracies یا FDDیک اندیشکده آمریکایی در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی است که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در واشینگتن تأسیس شد. این نهاد بیشتر روی موضوعاتی مثل ایران، خاورمیانه، تروریسم، تحریمها و امنیت بینالملل کار میکند و معمولاً به داشتن مواضع محافظهکارانه و حمایت از سیاستهای سختگیرانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران شناخته میشود. با اینکه FDD نزدیک به جریانهای حامی اسرائیل است اما حامیانش آن را نهادی برای دفاع از امنیت ملی آمریکا معرفی میکنند.
13:47 - 28 اردیبهشت 1405