ریاضیات جنگ؛ ماشین نظامی آمریکا چه زمانی از نفس می‌افتد؟

در جنگ‌های فرسایشی مدرن دیگر پیروز نهایی کسی نیست که لزوماً سلاح پیشرفته‌تری دارد بلکه کسی است که از نظر «سرعتِ جایگزینی تسلیحات» عملکرد بهتری دارد و قادر به حفظ «تداومِ آتش» است.
این نوشتار که داده‌های آن از آمارهای رسمی پنتاگون، اسناد بودجه کنگره و گزارش‌های مراکز تحقیقاتی غربی جمع‌آوری شده به دنبال مقایسه توان بازسازی آمریکا با ایران در جنگ جاری است.

مسئله اصلی: ظرفیت زرادخانه و توازن تولید

در نزدیک به ۵۰ روزی که از جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران می‌گذرد مسئله کمبود تسلیحاتی طرف‌های متجاوز به متغیری مهم برای گمانه‌زنی درباره آینده این جنگ تبدیل شده است. نهادهای رسمی و رسانه‌های معتبر در این مدت گزارش‌های متعددی درباره سرعت فزاینده کاهش این ذخائر منتشر کرده‌اند (به عنوان مثال اینجا، اینجا و اینجا).مثلاً در تازه‌ترین مورد، همین چند روز پیش خبرگزاری رویترز گزارش داده بود ایالات متحده به طور محرمانه به شماری از متحدان اروپایی‌اش هشدار داده که باید منتظر تأخیر در تحویل تسلیحات باشند چراکه جنگ با ایران ذخایر نظامی آمریکا را به شدت کاهش داده است. از طرف دیگر، با آنکه رسانه‌های آمریکا و اسرائیل، چه به دلیل نارسایی‌های اطلاعاتی و چه به خاطر فشارهای حکومتی، با محدودیت‌های عمده‌ای برای انتشار گزارش‌های واقعی درباره ذخائر تسلیحاتی ایران مواجه هستند گاهاً در برخی گزارش‌های پراکنده و کوچک‌نمایی‌شده به برتری وضعیت ایران در این زمینه اذعان می‌شود. مثلا روزنامه نیویورک‌تایمز روز یکشنبه گزارش داده که ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا حاکی از آن هستند که ایران هنوز به حدود ۷۰ درصد از ذخائر موشک‌های بالیستیک خودش نسبت به قبل از جنگ دسترسی دارد. در مجموع این عدم توازن در وضعیت انبارهای تسلیحاتی دو طرف موجب شده اندیشکده‌ها و مراکز نخبگانی در ایالات متحده و کشورهای غربی از اصطلاحی موسوم به «فرماندهی بازآماد» یا «فرماندهی چرخه آتش» (Command of the Reload) برای اینکه آینده جنگ احتمالاً به کدام سمت و سو پیش خواهد رفت استفاده کنند. (به عنوان مثال اینجا، اینجا و اینجا).
«فرماندهی بازآماد» به این واقعیت راهبردی اشاره دارد که در جنگ‌های فرسایشی مدرن دیگر پیروز نهایی کسی نیست که لزوماً سلاح پیشرفته‌تری دارد بلکه کسی است که از نظر «سرعتِ جایگزینی تسلیحات» عملکرد بهتری دارد و قادر به حفظ «تداومِ آتش» است.بنابراین در جنگ کنونی پرسش بنیادین این است: با توجه به نرخ مصرف تسلیحات پیشرفته در نبرد جاری علیه ایران و سرعت جایگزینی آن‌ها توسط صنایع آمریکا، زرادخانه استراتژیک این کشور در چه نقطه‌ای به سطحی می‌رسد که دیگر نه توان دفاع از ایالات متحده را داشته باشد و نه امکان پیشبرد یک عملیات هجومی معتبر؟ به زبان ساده: سوخت این ماشین جنگی چه زمانی تمام می‌شود؟

«بهمن تولید»؛ درس‌هایی از جنگ جهانی دوم

تاریخ جنگ‌ها نشان داده که تدارکات و لجستیک، همواره تعیین‌کننده‌تر از استراتژی بوده‌اند. برای درک اینکه چگونه یک ارتش بزرگ ممکن است ناگهان «از نفس بیفتد»، باید به یکی از حساس‌ترین لحظات جنگ جهانی دوم نگاه کنیم. در واقع استعاره «سوخت» ماشین جنگی آمریکا که در بالا به آن اشاره کردیم تصادفی نیست و ریشه در تاریخ جنگ دارد. در اوت ۱۹۴۴، ارتش سوم آمریکا به فرماندهی ژنرال «جورج پاتون» پس از ورود به سواحل فرانسه (نرماندی)، با سرعتی خیره‌کننده به سمت آلمان تاخت. این پیشروی چنان سریع بود که نه تنها آلمانی‌ها غافلگیر شدند، بلکه یگان‌های تدارکات خودِ آمریکا نیز به وحشت افتادند. مشکل اینجا بود که این ماشین جنگی عظیم، اشتهای سیری‌ناپذیری برای سوخت داشت. اعداد تکان‌دهنده بودند: هر لشکر زرهی برای آنکه فقط ۱۶۰ کیلومتر جلو برود، به ۲۷۶ هزار لیتر سوخت نیاز داشت.با افزایش تعداد لشکرها، مصرف روزانه ارتش آمریکا به عدد نجومی ۳ میلیون لیتر رسید. فاجعه دقیقاً زمانی رخ داد که پیروزی کامل در دسترس بود. خطوط امدادی که سوخت را از بنادر دوردستِ ساحلی می‌آوردند، دیگر نمی‌توانستند با سرعتِ تانک‌ها حرکت کنند.در ۲۹ اوت، در حالی که تانک‌های ژنرال پاتون تنها ۱۱۰ کیلومتر با مرز آلمان فاصله داشتند و می‌توانستند کار دشمن را یک‌سره کنند، ناگهان بنزین تمام شد. تانک‌های غول‌پیکر با باک‌های خالی در میان جاده متوقف شدند.این وقفه اجباری، دقیقاً همان فرصتی بود که هیتلر به آن نیاز داشت تا نیروهایش را بازسازی و خطوط دفاعی‌اش را تقویت کند.بسیاری از مورخان معتقدند همین «باک‌های خالی» باعث شد جنگی که می‌توانست در همان تابستان تمام شود، ماه‌ها طولانی‌تر شود و هزاران کشته‌ی بیشتر به جا بگذارد.
عکس زیر نمایی از وضعیت تدارکات و لجستیک سوخت‌رسانی ارتش آمریکا در فرانسه (اوت ۱۹۴۴) را نشان می‌دهند. این تصویر به‌خوبی گویای چالش انتقال هزاران گالن بنزین با استفاده از گالن‌های کوچک و کامیون‌های موسوم به "Red Ball Express" است که سعی داشتند پیش از خالی شدن باک تانک‌ها، سوخت را به خط مقدم برسانند.
درس‌های وسیع جنگ جهانی دوم حتی از این هم صریح‌تر هستند. یکی از دلایل شکست آلمان و ژاپن در این جنگ این بود که آنها حریفِ سرعتِ تولیدِ آمریکا نشدند. در حالی که ژاپن در اوج توان خود سالانه ۲۸ هزار هواپیما می‌ساخت، آمریکا رقم باورنکردنیِ ۱۰۰ هزار فروند را ثبت کرده بود.صنایع آمریکا در آن دوران به «بهمن تولید» مشهور شدند؛ بهمنی که دشمن را زیر کوهی از تولیدات تسلیحاتی خود دفن می‌کرد.برای درک این سرعت عجیب، کافی است به کارخانه‌ی «ویلو ران» متعلق به هنری فورد نگاه کنیم؛ جایی که در هر ۶۰ دقیقه، یک بمب‌افکن غول‌پیکر B-24 از خط تولید خارج می‌شد! آمار کل تجهیزاتی که آمریکا برای متحدانش فرستاد، امروز هم غیرقابل‌باور است: نزدیک به ۳۰۰ هزار هواپیما، حدود ۲ میلیون کامیون نظامی و بیش از ۸۶ هزار تانک. نیروهای آلمان و ژاپن شاید از نظر تاکتیکی ماهر یا از نظر تکنولوژی پیشرفته بودند، اما در نهایت مقابل ماشینی قرار گرفتند که با سرعتی چند برابرِ آن‌ها سلاح می‌ساخت.جالب اینجاست که خودِ دشمن هم این نقطه ضعف را می‌دانست. «یاماموتو»، فرمانده بزرگ نیروی دریایی ژاپن که در آمریکا تحصیل کرده و کارخانه‌های غول‌پیکر آن‌ها را از نزدیک دیده بود، پیش از شروع جنگ هشدار داده بود: «من می‌توانم در یک سال اولِ جنگ حسابی جولان بدهم، اما برای سال دوم و سوم هیچ امیدی به پیروزی ندارم.» پیش‌بینی او مو به مو درست از آب درآمد؛ ژاپن در ابتدا پیروزی‌هایی به دست آورد، اما در نهایت زیر آوارِ تولیدات بی‌پایان کارخانه‌های آمریکایی دفن شد.

پایان عصر «بهمن تولید»

اما آن برتری خیره‌کننده‌ی صنعتی آمریکا دیگر امروز از بین رفته است. این البته به معنای آن نیست که کارخانه‌های آمریکایی از نفس افتاده‌اند، بلکه مسئله اصلی در تغییر ماهیت خودِ سلاح‌هاست؛ به گونه‌ای که محاسبات قدیمی درباره «تولید انبوه» دیگر در جهان امروز کارایی ندارند. در دوران جنگ جهانی، سلاح‌ها قطعاتی مکانیکی بودند که با سرعت در خط تولید جفت‌وجور می‌شدند، اما یک موشک کروز تاماهاوک امروزی با قیمت ۲ میلیون دلاری‌اش، بیشتر شبیه به یک ابرکامپیوتر پرنده است که ساخت هر فروند از آن به ۲۴ ماه زمان نیاز دارد.وقتی به لیست قیمت‌ها نگاه می‌کنیم، ابعاد مسئله روشن‌تر می‌شود: هر موشک رهگیر پاتریوت بیش از ۴ میلیون دلار و سیستم‌های پیشرفته‌تری مثل «تاد» تا ۱۵ میلیون دلار هزینه روی دست مالیات‌دهندگان می‌گذارند. حتی موشک‌های ضدبالستیک فوق‌پیشرفته‌ای وجود دارند که قیمت هر کدامشان به ۲۸ میلیون دلار می‌رسد (موشک رهگیر بالستیک SM-3 Block IIA).یا برای مثال، بمب‌های غول‌پیکر سنگرشکن که برای هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌ای فردو در ایران طراحی شده‌اند، هر کدام ۲۰ میلیون دلار قیمت دارند و نکته اصلی اینجاست که کل موجودی آمریکا از این سلاح خاص، تنها به ۵۰ عدد محدود می‌شود.این تجهیزات برخلاف بمب‌افکن‌های قدیمی، کالاهایی نیستند که بتوان با سرعت زیاد روی نوار نقاله کارخانه‌ها تولیدشان کرد.
هر کدام از این‌ها سیستم‌های مهندسی‌شده دقیقی هستند که به موتورهای راکتی جامد، میکروالکترونیک، مواد معدنی کمیاب، جستجوگرهای پیشرفته و قطعاتی نیاز دارند که از ده‌ها تأمین‌کننده تهیه می‌شوند؛ تأمین‌کنندگانی که بسیاری از آن‌ها انحصاری هستند و بسیاری با همان شکنندگی‌های زنجیره تأمین که در دوران پاندمی کرونا و جنگ اوکراین فاش شد، دست به گریبان‌اند.بزرگترین گلوگاه این صنعت، وابستگی به رقیب است؛ تقریباً ۹۸ درصد از ماده «گالیوم» جهان که برای ساخت مغز الکترونیکی این مهمات مدرن ضروری است، در چین تولید می‌شود. از سوی دیگر، تولید موتورهای راکتی که قلب تپنده تمام موشک‌های زرادخانه آمریکاست، با موانع بزرگی روبروست. گسترش ظرفیت تولید این موتورها به تأسیسات فوق‌تخصصی و نیروی کار بسیار ماهری نیاز دارد که فراهم کردن آن‌ها نه با ماه، بلکه با سال اندازه‌گیری می‌شود.به زبان ساده، آمریکا امروز با سلاح‌هایی می‌جنگد که جایگزین کردن آن‌ها سال‌ها طول می‌کشد، در حالی که در میدان نبرد، این سرمایه‌های گران‌بها ظرف فقط چند ساعت مصرف می‌شوند.

اشتباه تکراری آمریکا در ایران

اما مسئله‌ی تأمین سلاح و تدارکات، تنها نیمی از این معادله‌ی پیچیده است. درس دومی که ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم بارها با آن روبرو شده، اما گویا هنوز آن را نیاموخته، این است: ارتش یک کشور می‌تواند در تک‌تک نبردها از لحاظ تاکتیکی پیروز میدان باشد، اما در نهایت کل جنگ را از نظر راهبردی بازنده تمام کند.نگاهی به تاریخ معاصر آمریکا، این حقیقت را روشن می‌کند. در جنگ ویتنام، نیروهای آمریکایی حتی در یک درگیری بزرگ هم شکست نخوردند. برای نمونه، حمله‌ی مشهور «تِت» در سال ۱۹۶۸ از نظر نظامی یک شکستِ فاجعه‌بار برای ویتنام شمالی بود و نیروهای آن‌ها در میدان نبرد تار و مار شدند. اما در نهایت، پیروزی نظامی اهمیتی نداشت؛ چرا که تصاویرِ پخش‌شده از تلویزیون‌ها، فهرست‌های طولانی کشته‌شدگان و این حس که جنگ هرگز تمام نمی‌شود، حمایت مردم آمریکا از این جنگ را به کلی نابود کرد.نتیجه این شد که هفت سال بعد، آخرین هلیکوپتر آمریکایی در میان ناامیدی از روی سقف سفارت در سایگون برخاست و فرار کرد.
همین الگو در افغانستان نیز بیست سال تمام ادامه یافت. ارتش آمریکا در همان هفته‌های اول حکومت طالبان را سرنگون کرد، در درگیری‌های نظامی پیروز شد و دو تریلیون دلار ثروت ملی آمریکا را خرج کرد. اما طالبان نیازی نداشت که ارتش قدرتمند آمریکا را در میدان نبرد شکست دهد؛ آن‌ها فقط کافی بود آنقدر دوام بیاورند تا حریف از نفس بیفتد. بیست سال بعد، دیدیم که طالبان ظرف تنها یازده روز دوباره کابل را تصرف کرد. در عراق نیز همین اتفاق افتاد؛ ارتش آمریکا چهارمین ارتش بزرگ جهان را در سه هفته نابود کرد، اما در برابر شورشی که سلاح‌ها حریف آن نمی‌شدند و افکار عمومی که از اشغالگری حمایت نمی‌کردند درمانده شد.رشته‌ی مشترکی که تمام این شکست‌ها را به هم وصل می‌کند یک چیز است: دشمنان آمریکا نیازی ندارند که قدرت آتشِ خود را با این ابرقدرت برابر کنند. آن‌ها فقط باید مقاومت کنند؛ یعنی آنقدر ضربات را بپذیرند و دوام بیاورند تا ذخیره‌ی سلاح‌های گران‌قیمت آمریکا ته بکشد، خزانه‌اش خالی شود و از همه مهم‌تر، صبر و حمایت مردم در داخل آمریکا به پایان برسد. این یک واقعیت استراتژیک است که از سال ۱۹۴۵ تا به امروز بارها ثابت شده و حالا، دقیقاً ایالات متحده در حال بازتکرار همان اشتباه و سناریوی قدیمی در ایران است.

ذخایر رو به کاهش

ایالات متحده روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ عملیات موسوم به «خشم حماسی» را آغاز کرد. داده‌هایی که در ادامه می‌آید تماماً از منابع رسمی استخراج شده‌اند. تحلیل اندیشکده «پین» نشان داد ایالات متحده در ۹۶ ساعت اول جنگ حدود ۵,۱۹۷ مهمات از ۳۵ نوع مختلف مصرف کرد. مطابق این تحلیل صرفاً جایگزینی این حجم از مهمات هزینه‌ای بین ۱۰ تا ۱۶ میلیارد دلار خرج روی دست مالیات‌دهندگان آمریکایی می‌گذاشت؛ آماری که با گزارش رسمی پنتاگون به کنگره همخوانی داشت: ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه، تنها برای ۶ روز اول جنگ.داستان موشک‌های کروز تاماهاوک وضعیت را روشن‌تر می‌کند. در همان ۷۲ ساعت اول، ۴۰۰ فروند از این موشک‌ها شلیک شد؛ این رقم معادل ۱۰ درصد از کل ذخایر آمریکا از این تسلیحات است که ظرف تنها سه روز بلعیده شده است. فاجعه اصلی برای طرف آمریکایی زمانی آشکار می‌شود که بدانیم ظرفیت تولید کارخانه‌ها سالانه فقط حدود ۱۰۰ موشک تاماهاوک است. این یعنی جایگزین کردن شلیک‌های همان سه روز اول، به چهار سال زمان نیاز دارد.وضعیت در مورد موشک‌های رهگیر پاتریوت «PAC-3 MSE« هم به همین اندازه بحرانی است؛ ایالات متحده در این جنگ روزانه ۲۰۰ موشک پاتریوت شلیک‌کرد در حالی که کل تولید سالانه کارخانه‌ها از این سلاح‌ها تنها ۶۰۰ عدد است. یعنی ذخیره‌ی یک سال، ظرف سه روز تمام می‌شود.در مورد سیستم‌های پیشرفته‌تری مثل «تاد» (THAAD) که برای مقابله با موشک‌های بالستیک حیاتی هستند، نرخ مصرف چنان بالا بود که ذخایر موجود را ظرف دو هفته به پایان می‌رساند؛ آن هم در شرایطی که کارخانه‌ها در کل سال فقط ۹۶ واحد تولید می‌کنند. در جدول زیر اسامی سیستم‌های تسلیحاتی مورد استفاده آمریکا و اطلاعات مربوط به آنها خلاصه شده است.

ریاضیات ویرانگر ایران

اما محاسبات برای طرف آمریکایی زمانی ویرانگر می‌شود که آمار و ارقام مربوط به توان پشتیبانی تسلیحاتی ایران را در نظر بگیریم.یک پهپاد ایرانی (مانند شاهد) حدود ۳۵ هزار دلار قیمت دارد، اما آمریکا برای ساقط کردن آن ناچار است موشکی شلیک کند که بیش از ۴ میلیون دلار می‌ارزد.این یعنی نسبت هزینه ۱۰۶ به ۱ به ضرر آمریکا؛ سناتور مارک کلی، خلبان رزمی سابق نیروی دریایی، موضوع را این‌گونه خلاصه کرد: «ریاضیاتِ این مسئله جواب نمی‌دهد.»«چارلز جت» تحلیلگر مسائل نظامی در آمریکا در همین باره می‌نویسد: «استراتژی ایران در اینجا کاملاً روشن است. آن‌ها با فرستادن انبوهی از پهپادهای ارزان‌قیمت، به جای هدف گرفتن خاک آمریکا، "کیف پول" و "انبار مهمات" کشور [آمریکا] را هدف گرفته‌اند. ایران نیازی ندارد که پهپادهایش حتماً به هدف برخورد کنند؛ کافی است فقط آمریکا را مجبور کنند تا خشاب‌های گران‌قیمت خود را خالی کند.این همان منطقِ فرسایش است؛ همان منطقی که نیروی هوایی آلمان و نیروی دریایی ژاپن را از پا درآورد و اکنون علیه ایالات متحده به کار گرفته شده است.» پنتاگون خیلی زود متوجه شد که این مسیر به بن‌بست می‌رسد و سعی کرد از بمب‌های ارزان‌قیمت‌تر استفاده کند. سنت‌کام در روز چهارم جنگ اعلام کرد که به جای استفاده از موشک‌های گران‌قیمت تاماهاوک بمب‌های سقوط آزاد ۸۰ هزار دلاری مجهز به کیت JDAM استفاده خواهند کرد. اما این تغییر هم مشکل اصلی را برای آمریکا حل نمی‌کند؛ چون در بخش دفاعی، آمریکا راهی ندارد جز اینکه موشک‌ها و پهپادهای مهاجم را با همان گلوله‌های میلیون دلاری رهگیری کند.

ساعت شنی جنگ برای آمریکا

«چارلز سی جت»، استاد بازرگانی دانشگاه هاروارد در روز ۱۹ مارس (۲۸ اسفند) یعنی نوزدهمین روز از جنگ ایران و آمریکا یک مدلسازی انجام داده و چند سناریو را مطرح کرده که ایالات متحده تا چه زمانی می‌تواند جنگ را ادامه دهد. نگاه به این مدلسازی خالی از لطف نیست اما باید یک نکته را درباره آن در نظر داشت و آن اینکه باید این را در نظر بگیریم که جنگ در روز ۷ آوریل (یعنی ۱۸ اسفند مصادف و سی و هشتمین روز جنگ) با آتش‌بس به مدت دو هفته متوقف شد و این موضوع طبیعتاً در محاسبات این استاد دانشگاه لحاظ نشده است. نکته دیگر اینکه ایالات متحده با توجه به کمبود ذخایر تسلیحاتی‌اش شدت استفاده از مهماتش را نسبت به زمان نگارش این مقاله تغییر داد و بنابراین به همین جهت احتمالاً مدت زمانی که می‌تواند انبارهایش را پر نگاه دارد اندکی بیش از آن چیزی است که در اینجا محاسبه شده است. چارلز جت می‌نویسد اگر ذخایر سلاح‌های آمریکا قبل از جنگ را در کنار سرعت مصرف آن‌ها در میدان نبرد و سرعت تولید کارخانه‌ها بگذاریم، می‌توانیم سه وضعیت یا «سناریو» را برای آینده پیش‌بینی کنیم. در تمام این حالت‌ها فرض بر این است که کارخانه‌ها با تمام توان کار می‌کنند و هر موشکی که ساخته می‌شود، بلافاصله به جبهه فرستاد می‌شود.
سوال اصلی این است: با این وضعیت، ارتش آمریکا تا چند روز دیگر می‌تواند به جنگ ادامه دهد؟۱. سناریوی اول: جنگ با شدت کاملجت نوشته چنانچه جنگ با همان سرعت در تاریخ نگارش مقاله پیش برود روزانه حدود ۱,۳۰۰ قطعه مهمات مصرف می‌شود که هزینه‌ی آن ۲.۷ میلیارد دلار در هر روز است.در این حالت موشک‌های حیاتی «پاتریوت» تنها ۱۰ روز دوام می‌آورند؛ موشک‌های «تاد» (برای مقابله با موشک‌های بالستیک) ظرف ۱۴ روز تمام می‌شوند. و موشک‌های استراتژیک «تاماهوک» حداکثر تا یک ماه پاسخگو هستند.۲. سناریوی دوم: کاهش سرعت جنگ به شدت متوسطبه نوشته این استاد دانشگاه اگر آمریکا سعی کند صرفه‌جویی کند و با نصف قدرت بجنگد، هزینه‌اش روزانه ۱.۴ میلیارد دلار خواهد بود. در این وضعیت، موشک‌های پاتریوت تا ۲۰ روز و تاماهاوک‌ها تا ۲ ماه دوام می‌آورند. اما نکته اینجاست که فقط در عرض یک ماه، ۴۱ میلیارد دلار از دارایی مالیات‌دهندگان دود می‌شود و به هوا می‌رود.۳. سناریوی سوم: حداقل فعالیت نظامی (شدت یک‌چهارم)او می‌نویسد حتی اگر ارتش آمریکا جنگ را به حداقل شدت ممکن برساند (روزانه ۶۷۸ میلیون دلار هزینه)، باز هم ذخیره پاتریوت‌ها به روز ۴۱‌ام نمی‌رسد. در این سناریو، صورت‌حسابِ مهمات برای سه ماه به رقم نجومی ۶۱ میلیارد دلار می‌رسد.

چرا این محاسبات ویرانگر است؟

نقطه ضعف اصلی آمریکا در بخش «دفاعی» است. ارتش آمریکا شاید بتواند برای حمله از بمب‌های ارزان‌تر استفاده کند، اما وقتی موشکی به سمت ناوها یا پایگاه‌هایش می‌آید، نمی‌تواند بگوید «رهگیری نمی‌کنم چون گران است!». او مجبور است موشک‌های دفاعی را شلیک کند.فاجعه واقعی در سرعت جایگزینی است: کارخانه‌های آمریکا در هر روز فقط می‌توانند حدود ۱.۶ عدد موشک پاتریوت بسازند و برای ساختنِ تنها یک عدد موشک تاد، به چهار روز زمان نیاز دارند.این یعنی حتی در آرام‌ترین حالتِ جنگ، آمریکا سلاح‌های دفاعی‌اش را ۳۰ تا ۱۴۵ برابر سریع‌تر از آنچه می‌سازد، مصرف می‌کند. این همان وضعیت ترسناکی است که نظامی‌ها به آن «وینچستر» می‌گویند: لحظه‌ای که سرباز ماشه را می‌چکاند و متوجه می‌شود که دیگر حتی یک گلوله هم در خشاب باقی نمانده است.اما این معادله وجه ناامیدکننده دیگری هم برای آمریکایی‌ها دارد و آن برتری طرف ایرانی در توان بازسازی تأمین تسلیحاتی خودش است. بر خلاف طرف آمریکایی جمهوری اسلامی ایران به دلیل توانایی‌های بومی خود و عدم اتکا به قدرت‌های خارجی در وضعیتی است که بسیار سریع‌تر از دشمن می‌تواند موشک‌ها و پهپادهایش را آماده عملیات کند. در روزهای گذشته سردار نقدی، مشاور فرمانده سپاه در یک گفت‌وگوی تلویزیونی گفت: «اگر جنگ را دوباره شروع کنند موشک‌ها و پهپادهایی شلیک خواهیم کرد که تاریخ تولیدشان اردیبهشت ۱۴۰۵ است. توان اصلی و برتری ما در نیروی زمینی است که هنوز وارد میدان نشده است.»
در حالی که سخنان این فرمانده ارشد ایرانی بازتاب بسیاری در فضای مجازی یافته بود، سردار سید مجید موسوی نیز با انتشار ویدیوی بازسازی ذخایر موشکی و پهپادی نوشت: در دوره توقف آتش، سرعت ما در به‌روزرسانی و پرکردن سکوهای پرتاب موشک و پهپاد، از قبل جنگ هم بیشتر است. خبر داریم که دشمن در ایجاد این شرایط برای خود ناتوان است و مجبورند مهمات را از آنسوی دنیا قطره‌چکانی بیاورند.بنابراین به نظر می‌رسد ریاضیات جنگ همانقدر که برای طرف آمریکایی نگران‌کننده است برای جمهوری اسلامی ایران وضعیت مناسبی دارد.
16:55 - 31 فروردین 1405
بین‌الملل




18 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌رضا پویا‌
@poyan136931 فروردین 1405
در پاسخ به
ضربه اقتصادی جنگ ایران به بازار انرژی و سهامدر برابر خسارت مالی و جنگ ، حکایت فیل و فنجان استجنگ اگر دوماه دیگه ادامه پیدا کند و رکود جهانی آغاز بشه و حباب بازار هوش مصنوعی بترکهخسارات وحشتناک مالی چیزی از ماشین جنگی باقی نمی‌گذارد

تصویر نمایه‌ی ‌Omid Darabi‌
@OmidDarabi31 فروردین 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌Omid Darabi‌
Omid Darabi

@OmidDarabi  •  8 فروردین 1405

مطالبه

اعتراض به کمپین ممنوعیت درج لینک در قسمت نظرات فارس

اخیراً کمپینی خواستار ممنوعیت درج لینک در بخش نظرات خبرگزاری فارس شده است. ما کاربران با این مطالبه مخالفیم. لینک‌ها ابزار تبادل محتوای مفید، معرفی نویسندگان توانمند و افزایش تعامل هستند. آن کمپین به بهانه‌ی جلوگیری از سوءاستفاده، عملاً فضای گفتگو و آگاهی را محدود می‌کند. خواسته‌ی ما: نظارت هوشمند، نه ممنوعیت کور. با حمایت از این مطالبه، حق تعامل آزاد را برای کاربران فارس حفظ کنیم.

خبرگزاری فارس

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

@user17688490086431 فروردین 1405
در پاسخ به
بزرگ ترین تولید کننده ، صادر کننده و مصرف کننده جَنگ‌اَفزار دنیا با سابقه چندین جنگ در اروپا، شرق آسیا و خاورمیانه قراره با ۳۹ روز جنگ ،سلاح کم بیاره و از نفس بیوفته :)))))))))

تصویر نمایه‌ی ‌آرسام جواهریان‌
@arsam_javaherian31 فروردین 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌آرسام جواهریان‌
آرسام جواهریان

@arsam_javaherian  •  31 فروردین 1405

کور سوی امید در دل هرج و مرج: چگونه مردم فریب خورده دوباره متحد شدنددر اوایل قرن هجدهم، ایران در بدترین وضعیت خود قرار داشت. حمله افغان‌ها به اصفهان و سقوط صفویه، ضعف حاکمیت،‌ وعده زندگی خوب در حکومت عثمانی برای مردم ترک زبان ایران و تهاجم همزمان عثمانی و روس، کشور را به ورطه نابودی کشانده بود. ای…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش


@user17093123161531 فروردین 1405
در پاسخ به
همین چرت و پرتارو هی بنویسید و خودتون بخونید و توی حباب توهم خودتون باقی بمونید. شاعر میگه خود گویی و خود خندی، عجب خر هنرمندی

تصویر نمایه‌ی ‌روبومارکت‌
@ROBOMARKET_ir31 فروردین 1405
اگر فقط یک ماه دیگر فرصت آتش بس و فریب مذاکره را به دشمن نداده بودیم بی شک وضعیت بسیار متفاوت بود.خطای ما در قبول آتش بس بی شباهت با توقف تانک های ژنرال پاتون در ۱۱۰ کیلومتری مرز آلمان نیست.

@pejmaaan31 فروردین 1405
در پاسخ به
مقاله از نظر فنی کاملا درسته .ضمن اینکه فشاری که بسته شدن تنگه هرمز به افکار عمومی دنیا وارد کرده و مسببش رو آمریکا میدونن هم باید در نظر گرفت🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷

تصویر نمایه‌ی ‌رسول شریفی‌
@LonelyNightowl31 فروردین 1405
در پاسخ به
فوق‌العاده کامل بودکاش به ابعاد انسانی هم یه نگاه میکردیداینکه آمریکا ۵۰ هزار نیرو داره ولی تعداد خیلی کمی در واقع نیروی تهاجمی هستند

تصویر نمایه‌ی ‌الهام بهمن پور‌
@ElhamB896831 فروردین 1405
در پاسخ به
مقاله خوبی بود فقط جسارتا تمام اون منابعی که بهشون استناد کردین، برای مردم قابل دسترسی نیست چون نت بین الملل میخواد!!! واقعا نمیدونم بابتش گریه کنم یا بخندم که حتی نمیتونم‌ به عنوان خواننده ای که اتفاقا توی حوزه هوافضا سررشته داره، صحت آمارهای گزارشی که توی خبرگزاری داخلی منتشر شده رو چک کنم😑🙄

تصویر نمایه‌ی ‌Amir‌
@LinuxUser31 فروردین 1405
در پاسخ به
👌🏻👌🏻

@BikarBiaar31 فروردین 1405
در پاسخ به
روی دیگه این بازی ریاضی اینه که با یه هواپیمای ۵۰ سال پیش و یه راکت ارزان یه کارخانه چند میلیارد دلاری از دست میدیم

@IRAN140031 فروردین 1405
در پاسخ به
اينجوريكه جنگ برنده يا بازنده نداره ،چون هر طرف دچار ضرر و زيان ميشن حالا يكي بيشتر و يكي كمتر در واقع جنگ بازنده و بازنده تر. داره ، دست برتر با طرفيست ك زودتر خودشو بازسازي كنه

@user17683014406531 فروردین 1405
در پاسخ به
بزن کلکش بکن خوب بزن تمومش کنیم

@user17767161484231 فروردین 1405
در پاسخ به
به نظرم در یک بازی دو دوزه گیر افتاده ایم. اگر نجنگیم، حسابمان پاک است. اگر بجنگیم هم! در این مقاله به ویتنام و عراق و افغانستان اشاره شده است. خب. حال و روز امروز ویتنام و افغانستان و عراق چگونه است؟ آیا میتوانیم از آنها به عنوان کشورهای موفق یاد کنیم؟! سیاستمدار یا نظامی نیستم، حیرانم!

تصویر نمایه‌ی ‌9**6691‌
@user17091014887822818691 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
جنگ پدیده منحوسی هست، بخصوص اگر تحمبلی باشد. هیچ کشوری جنگ راه نمی‌اندازد چون از حیث مالی و جانی دچار آسیب می‌شود، مگر برای اهداف حیاتی مثل دفع تهدید جدی. اما آمریکا کاغذی به اسم دلار چاپ می‌کند و با آن هر چیزی را می‌خرد، حتی سرباز. لذا در طی ۷۰ سال گذشته ده‌ها جنگ و مداخله نظامی درست کرده است.