کور سوی امید در دل هرج و مرج: چگونه مردم فریب خورده دوباره متحد شدنددر اوایل قرن هجدهم، ایران در بدترین وضعیت خود قرار داشت. حمله افغانها به اصفهان و سقوط صفویه، ضعف حاکمیت، وعده زندگی خوب در حکومت عثمانی برای مردم ترک زبان ایران و تهاجم همزمان عثمانی و روس، کشور را به ورطه نابودی کشانده بود. این فاجعه، سرخوردگی عمیقی در میان مردم ایجاد کرد.در چنین شرایطی، نادر که خود نیز از طبقات پایین برخاسته بود، به نماد امید و تغییر تبدیل شد. او با شعار نجات ایران از دست بیگانگان توانست گروههای مختلف قومی و ایلی را که از اوضاع ناامید شده بودند، متحد سازد. نادر با جلب حمایت چهرههای بانفوذ و استفاده از روحیه ملیگرایانه، ارتشی منسجم و وفادار به خود را پایهریزی کرد که به سرعت به یک نیروی یکپارچه تبدیل شد.
نادر برای دستیابی به پیروزیهای بزرگ، نیازمند نیرویی بود که با هیچ ارتشی قابل مقایسه نباشد. او با نبوغ نظامی خود، اصلاحات بنیادینی در ساختار ارتش انجام داد:ساختاری منظم: او نیروهای پراکنده و غیرمنضبط قبیلهای را برچید و به جای آن، ارتشی منظم و حرفهای با فرماندهی متمرکز ایجاد کرد.آموزش و تجهیزات: نادر به آموزش و تجهیز سربازانش اهمیت ویژهای داد. او با آشنایی با فنون نظامی روز اروپا، تفنگ و توپخانه مدرن را به کار گرفت و واحدهای پیادهنظام و سوارهنظام را سازماندهی کرد.تاکتیکهای نوآورانه: نادر با استفاده از تاکتیکهای غافلگیرکننده، توپخانههای سبکِ نصبشده بر شتر (زنبورک) برای افزایش سرعت عمل، و شبکههای جاسوسی دقیق، در نبردهای کلیدی نظیر "باغ آورد" پیروز شد.انضباط آهنین: انضباط شدید در ارتش نادر به یک افسانه تبدیل شده بود. او با اعمال قوانین سختگیرانه، ارتشی مثالزدنی و وفادار به فرماندهی خلق کرد.فتوحات: بازپسگیری و گسترش مرزهاارتش منظم و مجهز نادر، زمینهای از دست رفته را بازپس گرفت و مرزها را فراتر از گذشته گسترش داد.نبرد دامغان (۱۷۲۹): شکست قطعی اشرف افغان و آزادی ایران از سلطه آنان.جنگ با عثمانی: بازپسگیری غرب و قفقاز از امپراتوری عثمانی و اعاده حاکمیت ایران بر مناطقی مانند قفقاز و بینالنهرین.فتح قندهار (۱۷۳۸): پایان دادن به تهدید هوتکیان در شرق کشور و تثبیت قدرت در آن منطقه.فتح دهلی (۱۷۳۹): معروفترین لشکرکشی نادر که با پیروزی در جنگ کرنال، منجر به سقوط دهلی و انتقال گنجینههای عظیم به ایران شد.