«پارتنر» رویایی برای جایگزینی «همسر»

پارتنر شریک لحظه‌هاست و این تفاوتش با شریک زندگی، دقیقاً همان چیزی‌ است که در پایان رابطه، بسیاری از افراد را با حس فریب‌خوردگی، تنهایی و پشیمانی تنها می‌گذارد.
گروه زندگی: «اون روز داشتم دیوونه می‌شدم. همه‌اش با خودم می‌گفتم ای کاش بلاکم می‌کرد، بعد خبر دومادیشو می‌ذاشت؛ اما با کمال وقاحت و بعد از سه سال پارتنری، بدون اینکه حتی بهم بگه، با یه دختر دیگه که اتفاقاً دوست مشترکمون بود ازدواج کرد. تازه من استوریشو هم دیدم. می‌تونی حالم رو تصور کنی؟ سرخورده و تحقیر شده بودم و تصمیم به خودکشی گرفتم.» این فقط یک روایت از ده‌ها گفت‌وگویی است که با دختران و پسران ۱۸ تا ۲۵ ساله داشتم؛ جوان‌هایی که با رویای عشق وارد رابطه‌های پارتنری شده بودند اما پایان داستانشان چیزی نبود جز سردرگمی، بی‌اعتمادی و آشفتگی روانی.

من اسباب‌بازی نیستم

سعید، ۲۴ ساله و مترجم آزاد است. می‌گوید: «من شدیداً به ازدواج معتقدم. تجربه دو تا رابطه پارتنری هم داشتم، ولی تهش فقط برام بی‌اعتمادی آورد. چون اونا دنبال رابطه‌های گذرا بودن نه تشکیل خانواده. الآن اگه قراره با کسی باشم، از همون اول باید بدونم هدفمون یکیه. نمی‌خوام اسباب‌بازی تفریحی کسی بشم.» ریحانه، دانشجوی ۱۹ ساله گرافیک دانشگاه تهران، هنوز در دل یک رابطه پارتنری‌ است. با لحنی مردد و آمیخته با امید و تردید می‌گوید: «من یه پارتنر دارم که از ۱۶ سالگی باهمیم. عاشقشم. ولی راستش نمی‌دونم تهش چی میشه. اون هنوز نمی‌دونه می‌خواد مسئولیت زندگی مشترک رو قبول کنه یا نه. بعضی وقتا می‌ترسم این رابطه فقط وقت منو گرفته باشه...»

روابطی خارج از چارچوب

بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های اجتماعی دانشگاه تهران در سال ۱۴۰۲، حدود ۳۷ درصد جوانان مجرد ۱۸ تا ۳۵ ساله در شهرهای بزرگ، تجربه رابطه عاطفی بلندمدت خارج از چارچوب ازدواج را داشته‌اند که نیمی از آن‌ها گفته‌اند این تجربه، تمایلشان به ازدواج رسمی را کاهش داده. دکتر شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس، معتقد است: «معاشرت‌های پیش از ازدواج، یکی از عوامل مهم در افزایش سن ازدواج به‌ویژه در میان دانشجویان است.» از سوی دیگر، دکتر میلاد بیگی نیز در پژوهشی نشان می‌دهد که با وجود برنامه‌های متعدد برای کاهش سن ازدواج، این سن همچنان روندی افزایشی دارد.

من دیگه چاره‌ای ندارم

راضیه، زنی که به چهل سالگی رسیده، با صدایی خونسرد اما تلخ پشت تلفن می‌گوید: «اولین و دومین پارتنرم رو به نیت ازدواج انتخاب کردم. چند سال هم باهاشون پیش رفتم، اما وقتی تیرم فقط به سنگ خورد، تصمیم گرفتم منم مثل پسرا فقط دنبال لذت خودم باشم! هیچ علاقه‌ای به ازدواج ندارم. پارتنری بهم آزادی می‌ده، چون نه تعهد صد درصدی داره، نه دخالت خانواده، و هر وقت بخوام تمومش می‌کنم.» این روایت‌ها در حالی‌ است که هر روز در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرهای بزرگ و فضای مجازی، داستان‌های عاشقانه‌ای شنیده می‌شود که نه به خطبه عقد می‌رسند، نه به همسری.

دلایل کاهش گرایش به ازدواج

مطالعه‌ای در سال ۱۳۹۰ روی بیش از ۲۰۰۰ دانشجوی دانشگاه تهران نشان داد که تجربه رابطه با جنس مخالف پیش از ازدواج، میانگین سن ازدواج را حدود دو سال عقب می‌اندازد. پژوهشی دیگر در دانشگاه اصفهان نیز نشان داد روابط جنسی قبل از ازدواج می‌تواند گرایش به ازدواج را کاهش داده و باعث شکل‌گیری نگرش‌های منفی و بی‌اعتمادی به جنس مخالف شود. همچنین یک مطالعه کیفی در ارومیه بررسی کرد که نیاز عاطفی و جنسی، ترس از تجرد، تأثیر شبکه‌های اجتماعی، تغییر ارزش‌ها، فشار دوستان و کاهش نظارت خانواده، از مهم‌ترین عوامل گرایش دختران به روابط پارتنری است.

آزادی یا بلاتکلیفی؟

پارتنری در ظاهر، آزادی و رهایی از تعهدات سنتی را نوید می‌دهد؛ اما در عمل، بسیاری از جوانان را در چرخه‌ای از بلاتکلیفی، بی‌ثباتی عاطفی و فرسایش روانی گرفتار می‌کند. رابطه‌ای که نه نام دارد، نه مسئولیت مشخص، نه آینده‌ای تضمین‌شده، چطور می‌تواند مأمن عاطفه و اعتماد باشد؟ پارتنر، شریک زندگی نیست؛ شریک لحظه‌هاست و این تفاوت، دقیقاً همان چیزی‌ است که در پایان، بسیاری را با حس فریب‌خوردگی، تنهایی و پشیمانی تنها می‌گذارد. نسلی که روزی از ازدواج می‌گریخت تا آزاد باشد، امروز در روابطی گیر افتاده که نه او را به کسی می‌سپارد، نه از کسی جدا می‌کند و فقط فرسوده‌اش می‌کند.
پارتنری اگرچه برای برخی جای همسر را گرفته، اما بیشتر شبیه سایه‌ای از رابطه است؛ رابطه‌ای بی‌ریشه، بی‌پشتوانه و بی‌سرانجام. شاید بهتر باشد یک بار صادقانه جلوی آینه بایستیم و از خودمان بپرسیم: «در جهانی که همه‌چیز موقتی شده، آیا عشق هم باید موقتی باشد؟»#پارتنر#روابط_نامشروع#ازدواج#عشق_واقعی
12:06 - 21 اردیبهشت 1404

0 بازدید