ناگفته‌های حاج‌قاسم از فرماندهانی که خیبر را رقم زدند

جزیره مجنون زیر آتش بی‌امان دشمن می‌سوخت. گلوله‌ها بی‌وقفه فرود می‌آمدند و هر لحظه خبر سقوط خاکریزی تازه می‌رسید. در دل همان جهنم، فرماندهانی ایستاده بودند که بعدها، نامشان در شمار اسطوره‌های دفاع مقدس ماندگار شد. سال‌ها بعد، حاج‌قاسم سلیمانی از خیبر روایت کرد؛ از روزهایی که فرماندهان، میان دود، آتش و گلوله، سرنوشت یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های دفاع مقدس را رقم زدند.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: شب، آرام نیامده بود. با آتش آمده بود. جزیره مجنون در تاریکی گم شده بود؛ اما هر انفجار، برای چند ثانیه همه‌جا را روشن می‌کرد؛ روشن نه از نور، از شعله.بوی باروت، خاک خیس هور و دود خمپاره در هم آمیخته بود. هیچ‌کس نمی‌توانست حدس بزند گلوله بعدی کجا فرود می‌آید.خاکریزها یکی پس از دیگری زیر آتش می‌لرزیدند. بی‌سیم‌ها لحظه‌ای خاموش نمی‌شدند و صدای خش‌خش دستگاه‌ها، میان رمزها و کلمات کوتاه، در فضای سنگرها می‌پیچید.جنگ دیگر فقط روی نقشه جریان نداشت؛ نفس می‌کشید، می‌دوید و خودش را به نزدیک‌ترین نقطه‌های مقاومت رسانده بود.

اسفند ۱۳۶۲؛ هوری که دشمن آن را دیوار دفاعی می‌دانست

در نقشه‌های نظامی، هورالعظیم بیشتر از آنکه یک میدان نبرد باشد، یک مانع طبیعی عظیم به شمار می‌رفت. آب، نیزار، باتلاق و مسیرهایی که حتی برای نیروهای آشنا با منطقه هم ناشناخته بود. نه تانک به‌راحتی از آن عبور می‌کرد، نه نفربر و نه تجهیزات سنگین جنگی.دشمن روی همین ویژگی حساب کرده بود؛ اینکه هور پیش از هر خط دفاعی و پیش از هر گلوله‌ای، مهاجم را متوقف می‌کند.اما فرماندهان ایرانی نگاه دیگری داشتند. اگر دشمن هور را غیرقابل عبور می‌دانست، شاید همان‌جا نقطه‌ای بود که باید انتخاب می‌شد.همین نگاه، زمینه‌ساز یکی از جسورانه‌ترین عملیات‌های دفاع مقدس شد؛ عملیاتی که قرار بود از دل آب و نیزار آغاز شود.ماه‌ها پیش از آغاز خیبر، نیروهای شناسایی قرارگاه نصرت به فرماندهی شهید علی هاشمی، قدم‌به‌قدم هور را شناختند. شب‌ها قایق‌های کوچک در سکوت میان نیزارها حرکت می‌کردند؛ هر مسیر، هر کانال و هر نقطه عبور باید شناخته می‌شد.

ماه‌ها در سکوت؛ نبردی که پیش از آغاز شروع شد

عملیات خیبر، از شب حرکت قایق‌ها آغاز نشد. ماه‌ها پیش از آن، نبردی دیگر در جریان بود؛ نبرد شناخت.شهید علی هاشمی و نیروهای قرارگاه نصرت، راهی را جست‌وجو می‌کردند که دشمن هرگز تصورش را نمی‌کرد. در کنار این طراحی و شناسایی، فرماندهان یگان‌ها نیز آماده نبردی بزرگ می‌شدند.سردار غلامعلی رشید در قرارگاه خاتم‌الانبیا، هماهنگی‌های کلان عملیات را دنبال می‌کرد.شهید محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص)، شهید مهدی زین‌الدین، فرمانده لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) و شهید حمید باکری، جانشین فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا، هدایت نیروها را بر عهده داشتند.در همین میدان، حاج‌قاسم نیز به‌عنوان فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله حضور داشت؛ فرمانده‌ای که سال‌ها بعد، از خیبر به‌عنوان یکی از سخت‌ترین و سرنوشت‌سازترین تجربه‌های دوران دفاع مقدس یاد کرد.

سوم اسفند ۱۳۶۲؛ شبی که هور نفسش را حبس کرد

سوم اسفند ۱۳۶۲، شب آرام روی هور نشسته بود. نه صدای موتوری شنیده می‌شد و نه نوری روی آب افتاده بود. تنها صدایی که میان نیزارها می‌پیچید، برخورد آرام پاروها با آب بود.هزاران رزمنده در سکوت کامل به سمت مسیری حرکت می‌کردند که دشمن آن را امن‌ترین بخش خطوط دفاعی خود می‌دانست.دستور روشن بود؛ سکوت باید حفظ شود. یک تیر، یک نور یا یک حرکت اشتباه می‌توانست ماه‌ها شناسایی و برنامه‌ریزی را از بین ببرد.در همان لحظات، باد بر سطح هور وزید. نیزارها به حرکت درآمدند و مه، دید دیده‌بان‌های دشمن را محدود کرد.چند لحظه بعد، رمز عملیات در بی‌سیم‌ها پیچید: «یا رسول‌الله(ص)»سکوت هور شکست. قایق‌ها حرکت کردند و رزمندگان از دل آب گذشتند؛ از مسیری که دشمن هرگز تصور نمی‌کرد.تا سپیده‌دم، بخش مهمی از جزایر مجنون در اختیار نیروهای ایرانی قرار گرفت. اما سخت‌ترین روزهای خیبر تازه آغاز شده بود.

روزهای پس از فتح؛ جزیره زیر باران آتش

دشمن خیلی زود برای بازپس‌گیری جزایر وارد عمل شد. آتش از زمین و آسمان می‌بارید. هواپیماها بر فراز هور ظاهر می‌شدند و توپخانه لحظه‌ای آرام نمی‌گرفت.در این میان، فرماندهان ایرانی در کنار نیروهایشان در میدان حضور داشتند.حاج‌قاسم که فرماندهی لشکر ۴۱ ثارالله را بر عهده داشت، سال‌ها بعد از خیبر به‌عنوان مدرسه‌ای از ایستادگی و مسوولیت یاد کرد؛ عملیاتی که در آن، معنای واقعی فرماندهی را دید.در همین روزهای سخت، فرماندهانی نام خود را در تاریخ ماندگار کردند. شهید محمدابراهیم همت حاضر نشد جزیره را ترک کند. او ماند تا کنار نیروهایش بجنگد و سرانجام در ۲۲ اسفند ۱۳۶۲ به شهادت رسید.چند ساعت بعد، شهید حمید باکری نیز هنگام هدایت نیروهایش در همین عملیات به شهادت رسید و پیکرش در آب‌های هور ماند.خیبر، پیروزی بزرگی بود، اما بهای سنگینی داشت؛ بهایی که فرماندهانی پرداختند که فرماندهی را با حضور در سخت‌ترین میدان‌ها معنا کردند.

روایت حاج‌قاسم از مکتب خیبر

سال‌ها از آن روزها گذشت، اما خیبر برای حاج‌قاسم تمام نشد. او از خیبر فقط به‌عنوان یک عملیات نظامی یاد نمی‌کرد؛ بلکه آن را روایت نسلی می‌دانست که فرماندهی را با مسوولیت، ایثار و حضور معنا کرد.برای حاج‌قاسم، شهید همت، شهید باکری، شهید زین‌الدین، شهید علی هاشمی و دیگر فرماندهان خیبر، نماد مردانی بودند که پیش از آنکه دیگران را به مقاومت دعوت کنند، خودشان در میدان ایستادند.این همان مکتبی بود که حاج‌قاسم خود نیز سال‌ها با آن فرماندهی کرده بود؛ فرماندهی در کنار نیروها، لمس سختی میدان از نزدیک و ایستادن در خط مقدم مسوولیت، پیش از آنکه از دیگران انتظار مقاومت داشته باشد.

خیبر؛ روایتی که ماندگار شد

عملیات خیبر فقط عبور از یک منطقه جغرافیایی نبود. رزمندگان ایرانی از جایی عبور کردند که دشمن آن را غیرقابل نفوذ می‌دانست و معادلات نظامی جنگ را تغییر دادند.شهید علی هاشمی، فرمانده قرارگاه نصرت، یکی از چهره‌های اصلی این حماسه بود؛ فرمانده‌ای که ماه‌ها برای شناخت هور و طراحی مسیرهای عبور تلاش کرد و بعدها در سال ۱۳۶۷ در همان منطقه به شهادت رسید. پیکر او پس از ۲۲ سال شناسایی شد و به آغوش میهن بازگشت.خیبر، روایت مردانی بود که در دل یک جغرافیای سخت، راهی تازه ساختند.

حرف آخر؛ هور هنوز روایت می‌کند

سال‌ها بعد، وقتی حاج‌قاسم از خیبر روایت می‌کرد، از یک عملیات صرف سخن نمی‌گفت. او از نسلی حرف می‌زد که پیروزی را در مکتب ازخودگذشتگی آموخته بود.هورالعظیم امروز فقط یک جغرافیا نیست؛ صدای پاروهایی است که در سکوت شب حرکت کردند، صدای فرماندهانی است که ماندند و روایتی از مردانی که مسیر تاریخ را تغییر دادند.خیبر تمام نشد؛ زیرا مردانی که آن را ساختند، هنوز در حافظه یک ملت زنده‌اند.
برای وجب‌به‌وجب این سرزمین، خون‌های بسیاری بر زمین ریخته شده است؛ از هورالعظیم و جزایر مجنون تا همه میدان‌هایی که نامشان با ایثار گره خورده است. خون شهید محمدابراهیم همت، شهید حمید باکری، شهید مهدی زین‌الدین، شهید علی هاشمی و همه رزمندگانی که در عملیات خیبر حماسه آفریدند، در کنار راهی که حاج‌قاسم سلیمانی، سردار غلامعلی رشید و دیگر فرماندهان این مکتب ادامه دادند، امروز به سرمایه‌ای برای امنیت و اقتدار ایران تبدیل شده است. اگر امروز دشمن آمریکایی و رژیم صهیونیستی چشم طمع به این خاک دوخته‌اند، باید بدانند ریشه این ملت در مکتب همان مردان است؛ مردانی که از دل هور گذشتند، از آتش نهراسیدند و برای عزت ایران از جان خود گذشتند. تا زمانی که این روحیه در فرزندان این سرزمین زنده است، هیچ متجاوزی رؤیای دست‌اندازی به حتی یک وجب از خاک ایران را محقق نخواهد کرد؛ زیرا خیبر تنها یک عملیات نبود، آغاز مکتبی بود که هنوز هم زنده است و در رگ‌های این ملت جریان دارد.
.
16:42 - 7 مرداد 1405
حماسه و مقاومت
استان ها
کرمان

4 بازنشر5 واکنش
34٫5k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌فاطمه کریمی‌
@FATEMEH_KARIMI85137 مرداد 1405
در پاسخ به
https://www.aparat.com/v/lopy7waاز مدافعان دهه هشتادی هرمز تا داغ دوباره مینابمحمدامین سلیمی، مجری و فعال رسانه‌ای در قسمت 153 «فرهیختگان گپ» مشاهدات میدانی خود از دفاع جانانه قشرهای مختلف مردم در جریان نبرد هرمز را بیان کرد.