در تاسوعا، بیش از آنکه از شمشیر حضرت عباس(ع) یاد شود، از عَلَم او سخن گفته میشود؛ نشانهای از وفاداری و مسوولیتی که نباید بر زمین میماند. شاید به همین دلیل است که نام حاج قاسم سلیمانی در ذهن بسیاری از مردم، با همین تصویر گره خورده؛ مردی که سالها پس از رفتن همرزمانش ماند تا بار راهی را بر دوش بکشد که باور داشت نباید متوقف شود.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: تاسوعا، روز حضرت عباس(علیه السلام) است. روز مردی که تاریخ، او را بیش از هر چیز با وفاداری میشناسد. با ایستادن. با نرفتن از کنار امام و با عَلَمی که تا آخرین لحظه بر دوش کشید.در فرهنگ عاشورا، عَلَم فقط یک نشانه جنگ نیست. یک مسوولیت، یک امانت و یک راه است. راهی که اگر بر زمین بماند، کاروان متوقف میشود.شاید به همین دلیل است که قرنها بعد، هر جا سخن از وفاداری به میان میآید، نام عباس(علیه السلام) نیز زنده میشود.
مردانی که بار راه را بر دوش میکشند
همه آدمها سهم یکسانی از مسیر ندارند. بعضیها آغازگر راهند. بعضیها همراه راه و بعضیها باید بار راه را بر دوش بکشند.بارهایی که دیده نمیشوند اما اگر بر زمین بیفتند، همه چیز فرو میریزد.حضرت عباس(ع) در عاشورا از همین جنس بود. او فقط یک رزمنده نبود. تکیهگاه خیمهها، پناه کودکان، آرامش دل اهل حرم و علمدار کاروانی بود که باید تا آخرین لحظه استوار میماند.برای همین است که تاسوعا فقط یادآور شجاعت نیست. یادآور مسوولیت است.
پس از جنگ، هنوز راه تمام نشده بود
سالها بعد، در روزگاری دیگر، مردی از کرمان نیز بارها با چنین انتخابی روبهرو شد. جنگ تمام شده بود. بسیاری از همرزمانش رفته بودند. بعضی به شهادت رسیده بودند. بعضی از میدان فاصله گرفته بودند. اما او ماند. نه برای نام. نه برای مقام و نه برای دیده شدن.ماند چون احساس میکرد هنوز راهی بر زمین مانده است. هنوز آتشی بود که باید خاموش میشد. هنوز مرزهایی بود که باید از آنها پاسداری میشد.هنوز مردمی بودند که آرامش شبهایشان به بیداری مردانی در میدان گره خورده بود و هنوز عَلَمی بود که نباید بر زمین میماند.شاید راز سالهای طولانی حضور حاج قاسم در متن سختترین میدانهای منطقه را باید همینجا جستوجو کرد. در حس مسوولیتی که اجازه کنار رفتن به او نمیداد.
وفاداری؛ میراث مشترک عباس(ع) و حاج قاسم
اگر بخواهیم نزدیکترین واژه به شخصیت حضرت عباس (علیه السلام) را پیدا کنیم، شاید چیزی جز «وفاداری» نباشد. وفاداری تا آخرین نفس، وفاداری بدون معامله، وفاداری بدون تردید.و اگر بخواهیم یکی از پررنگترین ویژگیهای حاج قاسم را نیز نام ببریم، باز به همین واژه میرسیم، وفاداری به عهد، وفاداری به مردم، وفاداری به همرزمان و وفاداری به راهی که انتخاب کرده بود.برای همین است که بسیاری از کسانی که او را میشناختند، بیش از آنکه از پیروزیهایش سخن بگویند، از پایمردیاش حرف میزنند. از اینکه در سختترین روزها نیز جای خود را عوض نکرد.
عَلَمی که بر زمین نماند
تاریخ، بعضی آدمها را با آنچه به دست آوردهاند به خاطر میسپارد. اما بعضی دیگر را با آنچه بر زمین نگذاشتهاند.حضرت عباس (علیه السلام) را با عَلَمی به یاد میآورند که تا واپسین لحظه بر دوش داشت.و شاید حاج قاسم نیز در حافظه مردم با همین تصویر مانده باشد؛ مردی که سالها بار مسوولیتی سنگین را بر دوش کشید و اجازه نداد راهی که برای آن خونهای بسیاری ریخته شده بود، بیصاحب بماند.
حرف آخر ...
تاسوعا فقط روایت یک روز نیست. روایت یک انتخاب است. انتخاب میان ماندن و رفتن. میان راحتی و مسوولیت. میان تماشا کردن و به دوش کشیدن بار یک راه.حضرت عباس(علیه السلام) انتخاب خود را در کربلا انجام داد و قرنها بعد، مردی از دیار کریمان نیز تلاش کرد همان درس را زندگی کند.شاید به همین دلیل است که هر سال، وقتی پرچمهای تاسوعا در باد میپیچند، برای بسیاری از مردم فقط یاد علمدار کربلا زنده نمیشود.تصویر مردی هم در ذهنشان جان میگیرد که تمام عمر کوشید امانتی را که به او سپرده شده بود، بر زمین نگذارد.
عَلَمی که ظهر عاشورا از دست عباس(علیه السلام) بر زمین افتاد، اما راهش هرگز بر زمین نماند. از کربلا گذشت، از قرنها عبور کرد، بر شانه مردان بسیاری نشست و روزی به دست سربازی از کرمان رسید.سربازی که تا آخرین نفس نخواست عَلَم را بر زمین بگذارد. شاید راز ماندگاری بعضی آدمها همین است؛ خودشان میروند، اما عَلَمی که بر دوش گرفتهاند، هنوز در باد تاریخ میچرخد.
بعضی آرزوها، خانه، مقام و موفقیتند اما بعضی آرزوها یک عمر بر شانه آدم سنگینی میکنند. آرزوی «حاج قاسم» از جنس دوم بود؛ رسیدن به قافله شهدا. آرزویی که سالها با او ماند، در نگاهش نشست و سرانجام در سحرگاهی زمستانی، به «رسیدن» بدل شد.
بعضی نوشتهها فقط برای خواندن نیستند؛ برای ادامه دادن یک راه نوشته میشوند. وصیتنامه «حاج قاسم» از همین جنس است؛ یادگاری مردی که سالها در میادین سخت جنگید، تجربه اندوخت و حاصل یک عمر مجاهدت را برای مردم به امانت گذاشت. او در این نوشته نه از پیروزیهایش سخن میگوید و نه از نام و جایگاهش؛ از خدا می…
بعضی آدمها روزشان را با خبرهای دنیا آغاز میکنند؛ بعضی با برنامههای کاری و بعضی با نگرانیهای زندگی. اما سردار «حاج قاسم سلیمانی»، سالها پیش از آنکه وارد شلوغترین میادین منطقه شود، روزش را با نام حسین(ع) آغاز میکرد. زیارت عاشورا برای او فقط دعا نبود؛ قرارِ سحرگاهی مردی بود که نمیخواست در غبار …