آخرین محرم یک سرباز

آخرین محرم «حاج قاسم» به یکی از ماندگارترین قاب‌های زندگی او تبدیل شد؛ شبی که در حسینیه امام خمینی(ره)، در محضر رهبر شهید انقلاب و زیر پرچم عزای حسین(ع) نشست. آن تصویر، خلاصه یک عمر بود؛ مردی که از عاشورا راه را آموخت، با ولایت مسیر را شناخت و تا آخرین نفس، خودش را «سرباز» نامید. کمتر از چهار ماه بعد، صاحب آن قاب رفت؛ اما تصویرش هنوز گواه این حقیقت است که بعضی‌ها پیش از شهادت، سال‌ها شهیدانه زندگی می‌کنند.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: شام غریبان محرم ۱۳۹۸، حسینیه امام خمینی(ره) غرق در عزا بود.اشک‌ها می‌آمدند و روضه ادامه داشت. در میان جمعیت عزاداران، مردی نشسته بود که نامش سال‌ها در مهم‌ترین میادین نبرد منطقه پیچیده بود.اما آن شب، نه از فرماندهی خبری بود و نه از هیبت میدان. «حاج قاسم»، مثل هزاران عزادار دیگر، زیر پرچم حسین(علیه السلام) نشسته بود.آرام و بی‌ادعا. بی‌آنکه کسی بداند این آخرین محرم اوست.

مردی که خودش را «سرباز» می دانست

بسیاری او را با عنوان سردار می‌شناختند. فرمانده‌ای که معادلات جنگ را تغییر می‌داد و در سخت‌ترین میادین تصمیم می‌گرفت.اما خودش، عنوان دیگری را بیشتر دوست داشت. «سرباز». این واژه برای او یک تعارف نبود. یک سبک زندگی بود. سربازی یعنی خودت را محور ندانی. یعنی راه را مهم‌تر از نام خودت بدانی. یعنی هرجا لازم شد، پیش بروی و هرجا لازم شد، بی‌صدا کنار بایستی.شاید به همین دلیل است که آخرین تصویر ماندگارش نه در اتاق فرماندهی شکل گرفت و نه در میدان نبرد. در مجلس روضه رقم خورد. زیر پرچمی که تمام عمر به آن اقتدا کرده بود.

عاشورا؛ مدرسه‌ای که حاج قاسم را ساخت

برای حاج قاسم، عاشورا فقط یک حادثه تاریخی نبود. یک مکتب بود. مکتبی که به او آموخته بود چگونه در اوج قدرت، متواضع بماند. چگونه در اوج تهدید، نترسد و چگونه میان همه هیاهوی دنیا، راه را گم نکند.شاید راز پیوند عمیق او با ولایت نیز از همین‌جا آغاز می‌شد. او بارها نشان داد که عاشورا را بدون ولایت معنا نمی‌کند و ولایت را ادامه همان راهی می‌داند که از کربلا آغاز شده است.برای همین، حضورش در آن شب تنها حضور در یک مراسم عزاداری نبود. حضور در میعادگاهی بود که تمام مختصات فکری و اعتقادی او را شکل داده بود.

قابی که به وداع تبدیل شد

کمتر از چهار ماه از آن شب گذشت. سحرگاه سیزدهم دی‌ماه فرا رسید و همان مردی که در مجلس روضه نشسته بود، به یاران شهیدش پیوست.آن روز، خیلی‌ها دوباره به تصاویر محرم ۱۳۹۸ برگشتند. به همان قاب آرام. به همان چهره متواضع و ناگهان عکس، معنای دیگری پیدا کرد.دیگر فقط یک تصویر نبود. آخرین روایت یک سرباز بود. سربازی که تا آخرین لحظه، از مسیری که انتخاب کرده بود عقب ننشست.

حرف آخر ...

آخرین قاب محرمی «حاج قاسم» هنوز زنده است. هر محرم که از راه می‌رسد، دوباره دیده می‌شود.نه فقط به خاطر چهره حاج قاسم. به خاطر حقیقتی که در دل خود پنهان کرده است.اینکه می‌شود در اوج شهرت، همچنان سرباز ماند. می‌شود در اوج قدرت، زیر پرچم روضه نشست و می‌شود پیش از آنکه به شهادت رسید، سال‌ها شهیدانه زندگی کرد.
شاید به همین دلیل است که آن تصویر، هنوز پس از سال‌ها فقط یک عکس نیست. سندی است از یک عمر بندگی.روایت مردی که از عاشورا راه را آموخت، با ولایت مسیر را شناخت و سرانجام، در همان مسیری که زیست، به لقاءالله پیوست.

مردی که از «روضه» پاسداری می‌کرد

بعضی‌ها از مرزهای خاکی پاسداری می‌کنند و بعضی از مرزهای حقیقت. «حاج قاسم» هر دو را بر دوش داشت؛ همان فرمانده‌ای که سال‌ها در خط مقدم نبرد ایستاد، پای روضه حسین(ع) هم نگهبانی می‌داد؛ مراقب بود حقیقت عاشورا تحریف نشود، اشک از معرفت جدا نماند و پرچم عزای سیدالشهدا(ع) همان‌گونه که از کربلا برخاسته، به ن…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش

خانه‌ای که «حاج قاسم» وقف روضه کرد

در قلب کرمان، خانه‌ای هست که صاحبش آن را برای خودش نخواست. «بیت‌الزهرا» یادگار «حاج قاسم»، سال‌هاست در محرم با نام حسین(ع) و در فاطمیه با نام حضرت زهرا(س) نفس می‌کشد؛ خانه‌ای که از یک ملک شخصی فراتر رفت و به پناهگاهی برای اشک‌های روضه، نوای زیارت عاشورا و دلدادگی به مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) تبدیل…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش

فرمانده‌ای که برای امام حسین(ع) روضه می‌خواند

«حاج قاسم» را با هیبتِ رزم و نقشه‌های پیروزی در میدان جنگ می‌شناسند؛ فاتح بحران‌ها که سرنوشت نبردها را می‌نوشت. اما در روایتی دیگر، او نه سردار، که سربازی کوچک در بارگاه اباعبدالله(ع) است؛ مردی که ابهت فرماندهی را پشت در می‌گذارد و در برابر نام حسین(ع)، اقتدارش به اشک می‌نشیند.

نمایش گزارش

13:13 - 30 خرداد 1405

0 بازدید