در سالهایی که داعش بخشهای وسیعی از عراق و سوریه را تصرف کرده، خود را «خلافت اسلامی» مینامید و از فتح پایتختهای منطقه سخن میگفت، نام یک نفر بیش از بسیاری از فرماندهان در گزارشها و تهدیدهای این گروه تروریستی تکرار میشد؛ سردار «حاج قاسم سلیمانی»، فرماندهای که به یکی از بزرگترین موانع تحقق رؤیای داعش تبدیل شد.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: سال ۱۳۹۳، خاورمیانه با پدیدهای روبهرو شد که بسیاری آن را خطرناکترین گروه تروریستی عصر جدید میدانستند.داعش از دل آشوبهای عراق و سوریه سر برآورده بود. موصل سقوط کرده بود. پرچمهای سیاه بر فراز شهرها برافراشته شده بودند. ابوبکر بغدادی در مسجد موصل از تشکیل «خلافت اسلامی» سخن میگفت و رسانههای جهان هر روز از پیشرویهای تازه این گروه خبر میدادند.در آن روزها، داعش فقط یک گروه تروریستی نبود؛ یک ماشین جنگی بود که تصور میکرد هیچ نیرویی توان توقفش را ندارد.
هیولایی که هر روز بزرگتر میشد
داعش با سرعتی خیرهکننده در عراق و سوریه گسترش یافت. شهرها یکی پس از دیگری سقوط میکردند.قتلعامها، اعدامهای دستهجمعی و جنایتهای هولناک، نام این گروه را به تیتر اول رسانههای جهان تبدیل کرده بود.بسیاری از تحلیلگران از احتمال سقوط بغداد سخن میگفتند و برخی حتی آینده منطقه را در سایه خلافت داعش ترسیم میکردند.اما در همان روزها، مردی وارد میدان شد که نگاهش فراتر از یک نبرد مقطعی بود.
مردی که مقابل خلافت داعش ایستاد
شهید «حاج قاسم سلیمانی» از نخستین فرماندهانی بود که خطر داعش را صرفاً یک تهدید محلی نمیدانست.او در روزهایی که بغداد، سامرا، اربیل و بسیاری از مناطق عراق در معرض تهدید بودند، در میدان حضور یافت و در سازماندهی خطوط دفاعی، ایجاد هماهنگی میان نیروهای مقاومت و طراحی عملیاتهای مقابله با داعش نقشآفرینی کرد.از آمرلی تا جرفالصخر، از تکریت تا فلوجه و موصل، نام او در بسیاری از عملیاتهایی شنیده میشد که روند پیشروی داعش را متوقف کرد.هر شکست داعش، یک واقعیت را پررنگتر میکرد؛ رؤیای خلافت، آنگونه که سرکردگان این گروه تصور میکردند، پیش نمیرود.
چرا داعش برای سر «حاج قاسم» جایزه گذاشت؟
با افزایش شکستها، نام «حاج قاسم» بیش از گذشته در ادبیات داعش تکرار شد.او فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ به نماد مقاومت در برابر گسترش خلافت داعش تبدیل شده بود.به همین دلیل، در روایتهای منتشرشده از آن سالها، بارها به تلاش داعش برای شناسایی، ترور یا ضربه زدن به او اشاره شده است.برای داعش، حذف «حاج قاسم» فقط حذف یک فرد نبود؛ حذف فرماندهای بود که در بسیاری از ناکامیهای این گروه، رد پای او دیده میشد.
پایان رؤیای خلافت
شکست داعش یکشبه اتفاق نیفتاد. میان روزی که پرچمهای سیاه بر فراز موصل برافراشته شد و روزی که آخرین پایگاههای این گروه فرو ریخت، سالها نبرد سنگین جریان داشت.نبردهایی که در آن هزاران رزمنده عراقی، سوری، لبنانی، ایرانی و نیروهای مقاومت جان خود را از دست دادند.در بسیاری از این میادین، «حاج قاسم سلیمانی» نه در اتاقهای فرماندهی دور از جنگ، بلکه در چند کیلومتری خط مقدم حضور داشت.او بارها در آمرلی، سامرا، جرفالصخر، تکریت، فلوجه، موصل و بوکمال در کنار نیروهایی دیده شد که مقابل پیشروی داعش ایستاده بودند.بسیاری از فرماندهان مقاومت بعدها روایت کردند که در سختترین لحظات نبرد، او در میدان حاضر بود؛ نه برای گرفتن عکس یادگاری با پیروزی، بلکه برای عبور از روزهایی که هنوز نتیجه جنگ مشخص نبود.داعش نیز به همین دلیل از او هراس داشت. زیرا هرجا خطوط دفاعی در آستانه فروپاشی قرار میگرفت، نام «حاج قاسم» دوباره شنیده میشد.هرجا یک شهر در محاصره بود، ردپایی از او دیده میشد و هرجا داعش تصور میکرد به پیروزی نزدیک شده، معادلهای تازه شکل میگرفت.سرانجام ورق جنگ برگشت. موصل آزاد شد. رقه پایتخت داعش سقوط کرد. بوکمال از اشغال داعش خارج شد و گروهی که روزی خود را صاحب یک «خلافت جهانی» میدانست، قلمروهایش را یکی پس از دیگری از دست داد.چند سال بعد، از آن خلافتی که قرار بود مرزهای منطقه را تغییر دهد، چیزی جز هستههای پراکنده و فراری باقی نماند.
حرف آخر ...
روزی داعش روی نقشه، برای خود دولت ترسیم میکرد. پرچم برافراشته بود. نفت میفروخت. مالیات میگرفت. ارتش داشت و از فتح پایتختها حرف میزد.در همان روزها، برای سرِ «حاج قاسم» جایزه گذاشته بود؛ زیرا او را بزرگترین مانع رؤیای خود میدید.همان فرماندهای که از نخستین روزهای ظهور داعش در میدان حاضر شد، نیروهای مختلف را کنار یکدیگر نشاند، میان ارتشها و گروههای مقاومت هماهنگی ایجاد کرد، برای عملیاتها نقشه کشید و در سختترین روزهای نبرد از خط مقدم فاصله نگرفت.داعش تصور میکرد با حذف او میتواند راه خود را هموار کند؛ اما سرانجام این داعش بود که یکی پس از دیگری شهرهای اشغالی را از دست داد، خلافت خودخواندهاش فرو ریخت و رؤیایی که برای منطقه ترسیم کرده بود به پایان رسید.
امروز از آن گروهی که زمانی خود را صاحب یک «خلافت جهانی» میدانست، جز هستههایی پراکنده و فراری باقی نمانده است؛ اما نام «حاج قاسم سلیمانی» همچنان در کنار بزرگترین شکست داعش در تاریخ ثبت شده است.شاید به همین دلیل باشد که داعش برای سر او جایزه گذاشت؛ اما در نهایت این «حاج قاسم» بود که در صف فرماندهان اصلی شکست و فروپاشی بزرگترین پروژه تروریستی منطقه ایستاد؛ فرماندهی که داعش از او هراس داشت و تاریخ، او را در کنار پایان خلافت داعش به یاد خواهد آورد.
در روزهایی که بیروت و جنوب لبنان زیر سنگینترین حملات اسرائیل قرار داشت و بسیاری پایان سریع جنگ را قطعی میدانستند، شهید «حاج قاسم سلیمانی» لبنان را ترک نکرد؛ حضوری که در کنار فرماندهان مقاومت، به حفظ انسجام جبهه نبرد و تغییر تدریجی معادلات جنگ ۳۳ روزه کمک کرد.
در روزهایی که دمشق زیر سنگینترین فشارهای جنگ قرار داشت و بسیاری سقوط دولت سوریه را نزدیک میدانستند، شهید حاج قاسم سلیمانی در سفری محرمانه راهی مسکو شد و در دیداری ۱۴۰ دقیقهای با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه را برای ورود به جنگ سوریه مجاب کرد؛ تصمیمی که مسیر نبرد را تغییر داد و معادلات منطقه ر…
شبی که «حاج قاسم» ۶۰ فرمانده را از بیروت به عراق آورد
ساعت از نیمهشب گذشته بود. موصل سقوط کرده بود، داعش به سمت بغداد میتاخت و سامرا زیر سنگینترین فشار روزهای خود قرار داشت. در آن لحظات که بسیاری فروپاشی عراق را قطعی میدانستند، شهید «حاج قاسم سلیمانی» دست به اقدامی زد که بعدها به یکی از روایتهای ماندگار نبرد با داعش تبدیل شد؛ او تنها در چند ساعت، …