از محاصره تا فرمانروایی موجها؛ ایران در چشم طوفان
در روزهایی که نقشههای فشار و محاصره، تصویر انزوای ایران را در ذهنها ترسیم میکرد، واقعیت میدانی مسیر دیگری را گشود؛ مسیری که در آن ایران از دل موجهای تهدید عبور کرد و خود به نقطه هدایتکننده جریانها تبدیل شد. از تنگه هرمز تا میزهای مذاکره و از آرایشهای سیاسی تا میدانهای بازدارندگی، نشانهها از تغییر یک معادله حکایت دارند؛ معادلهای که در آن «محاصره» جای خود را به «فرمانروایی بر موجها» داده است.
خبرگزاری فارس _ کرمان: برخلاف تصویری که رسانههای معاند تلاش میکنند از ایرانِ منزوی و تحت فشار بسازند، واقعیت میدانی و دیپلماتیک منطقه از یک تغییر بنیادین در موازنه قدرت حکایت دارد. تهران دیگر صرفاً بازیگری نیست که در برابر تهدیدات واکنش نشان دهد؛ بلکه به نقطهای رسیده که میتواند قواعد بازی را در حساسترین آبراه انرژی جهان بازتعریف کند. در شرایطی که کاخ سفید با شکافهای داخلی و بحران تصمیمگیری مواجه شده و تلآویو درگیر آشفتگی سیاسی و امنیتی است، ایران با طراحی «مکانیسم تردد هوشمند» در تنگه هرمز و تثبیت دیپلماسی «آخر خط»، توانسته است طرف مقابل را از میدان تهدید به میز محاسبه بکشاند.
هرمز؛ جایی که تهدید به قانون تبدیل شد
دیگر از روزهایی که رسانههای غربی هر حادثه دریایی را «بحران امنیتی علیه ایران» معرفی میکردند، فاصله گرفتهایم. ایران اکنون با اعلام رسمی «سازمان منطقه خلیج فارس»، تردد ۲۶ کشتی طی ۲۴ ساعت گذشته را تحت ضوابط مشخص و مدیریتشده هدایت کرده است؛ اقدامی که نشان میدهد تهران از فاز «واکنش به تحرکات دریایی» عبور کرده و وارد مرحله «قانونگذاری ژئوپلیتیک» شده است.امروز عبور هر شناور بدون هماهنگی با سازوکار تعریفشده ایران، عملاً با چالش مواجه میشود و همین مسئله، یکی از مهمترین دستاوردهای راهبردی کشور در سالهای اخیر به شمار میرود؛ دستاوردی که معادلات انرژی جهان را مستقیماً تحت تأثیر قرار داده است.
مذاکرهای که از موضع قدرت آغاز شد
برخلاف ادعاهای رسانههای عبری و برخی تحلیلگران غربی، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا نه به بنبست رسیده و نه نشانه عقبنشینی تهران است؛ بلکه وارد مرحلهای شده که ایران در آن، خطوط قرمز را تعیین میکند. ترامپ که پیشتر از «توافق سریع» سخن میگفت، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که ناچار است منتظر پاسخ و شروط تهران بماند.درخواست رفع انسداد بنادر، آزادسازی داراییها و پذیرش مطالبات اقتصادی ایران، نشانه تغییر مدل دیپلماسی جمهوری اسلامی است؛ دیپلماسیای که دیگر بر پایه «کاهش فشار برای بقا» تعریف نمیشود، بلکه بر اساس «اثبات قدرت در میدان و سیاست» شکل گرفته است.
بازدارندگی جدید؛ جنگی که از کنترل خارج میشود
شاید مهمترین پیام هفتههای اخیر، همان هشداری بود که از سوی فرماندهان نظامی ایران صادر شد؛ هشداری که مفهوم آن فراتر از یک پاسخ نظامی ساده است. تهران صریحاً اعلام کرد، هرگونه تجاوز جدید، میتواند دامنه درگیری را از سطح منطقه فراتر ببرد و معادلات جهانی را درگیر کند.این یعنی دوران «حملات محدود و کنترلشده» به پایان رسیده است. دشمن اکنون به خوبی میداند هر خطای راهبردی، ممکن است هزینهای غیرقابل مدیریت برای تمام بازیگران بینالمللی ایجاد کند. به همین دلیل، ارتش اسرائیل امروز به قول خودش در وضعیت «بالاترین سطح آمادهباش دفاعی» قرار گرفته؛ وضعیتی که بیش از هر چیز، نشانه ترس از پاسخ است، نه آمادگی برای حمله.
اردوگاه رقیب؛ گرفتار شکاف و فلج تصمیمگیری
در سوی مقابل، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، آشفتگی در اردوگاه آمریکا و اسرائیل است. تصویب محدودیت اختیارات جنگی رئیسجمهور آمریکا در سنا و کنگره، نشان میدهد واشنگتن حتی درباره ورود به یک درگیری جدید نیز با بحران اجماع روبهروست.همزمان، انحلال کنست و تشدید بحران سیاسی در اسرائیل، این رژیم را وارد مرحلهای از بیثباتی کمسابقه کرده است؛ وضعیتی که توان تصمیمگیری راهبردی را از تلآویو گرفته است. از سوی دیگر، واکنش محدود نیروی دریایی آمریکا به تحولات تنگه هرمز و بسنده کردن به بازرسی یک نفتکش در دریای عمان، نشان میدهد طرف مقابل بیش از هر زمان دیگری از ورود به یک رویارویی مستقیم هراس دارد.
اما شاید مهمتر از همه اینها، چیزی باشد که در خیابانهای ایران جریان دارد؛ ملتی که از نخستین روزهای تجاوز آمریکایی ـ صهیونیستی، پشت دولت و کشور خود ایستاد و حالا بیش از ۸۰ شب است که میادین، خیابانها و اجتماعات مردمی را خالی نکرده است. تجمعات شبانهای که دیگر فقط یک واکنش احساسی نیست، بلکه به نماد «پایداری اجتماعی» و الگویی مردمی برای افکار عمومی جهان تبدیل شده است؛ تصویری که تمام محاسبات دشمن درباره ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت را برهم زد.این مجموعه تحولات، معنایی روشن دارد: «فلج تصمیمگیری در اردوگاه دشمن» در برابر ملتی که هنوز ایستاده است.
حرف آخر...
آنها تصور میکردند ایران زیر فشار تحریم، تهدید و جنگ روانی فرسوده خواهد شد؛ اما حالا همان کشوری که برای انزوایش نقشه کشیده بودند، در حال بازنویسی قواعد امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه است.ایران امروز فقط از خود دفاع نمیکند؛ بلکه با مدیریت تنگه هرمز، قانونمند کردن ترافیک دریایی و تبدیل شدن به محور هر معادله امنیتی در غرب آسیا، جایگاه تازهای برای خود ساخته است. تهدیدی که قرار بود شکاف ایجاد کند، حالا به بستری برای انسجام و قدرت تبدیل شده است.
و شاید مهمترین برگ برنده ایران، نه فقط موشکها و معادلات نظامی، بلکه همین مردم باشند؛ مردمی که بیش از ۸۰ شب است در میادین ماندهاند، خیابانها را رها نکردهاند و با حضور شبانه خود، تصویری تازه از «مقاومت مردمی» را به جهان نشان دادهاند. ملتی که در سختترین روزها کنار کشورش میایستد، بزرگترین کابوس هر پروژه براندازانه است.امروز، بیش از هر زمان دیگری، نشانههای عقبنشینی در اردوگاه دشمن دیده میشود؛ اردوگاهی که درگیر بحران داخلی، ترس از هزینههای جنگ و ناتوانی در تصمیمگیری است. در مقابل، ایران در یکی از مهمترین نقاط بازدارندگی تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایستاده؛ نقطهای که در آن، معادله «تهدید در برابر تهدید» جای خود را به «قدرت در برابر وحشت» داده است.
10:09 - 31 اردیبهشت 1405