کرمان؛ خروشِ فولاد و خون در شانزدهمین شبِ مقاومت
در شامگاهِ شانزدهمین شب سرنوشتساز، کرانههای شهر پرآوازهٔ کرمان، آتشفشانی از غیرت و اراده شد؛ هزاران تن، چونان سیلی خروشان، از دل خاک برخاستند تا در خیابانهای این دیار حماسه، نبض اقتدار را به تپش درآورند و فریاد مقاومت را در گوش تاریخ طنینانداز سازند.
خبرگزاری فارس _ کرمان: در شامگاهِ شانزدهمین شبِ تقویم مقاومت، هنگامی که سکوت شب، بر چهرهٔ شهر سنگینی میکرد، ستارگان پرفروغ غیرت و ایمان، در آسمانِ کربلاگونهٔ کرمان، گرد هم آمدند. نه از جنس کوچههای تنگ و تاریک، که از جنس خیابانهای پهناور ویلا، حمزه و هزار و یک شب، فریاد «ما آمدیم…» برخاست. این بار، نه از سر عادت، که از عمق جان، برای «علمدارِ بصیرت»، برایِ «امام شهید امت» و برای «امام جدید»، بیعتی از جنس خون و آتش، در رگهای کرمانیان جاری شد.
ترامپ یاوهگو، با آن گزافهگوییهای پوچش، از جمعیت حاضر در خیابانهای ایران، گویی شکستی را نظاره میکرد که فراتر از تصور او بود؛ شکستی در برابرِ ارادهای که از جنس فولاد آبدیده است.
طوفان کرمانی ها؛ رقص اقتدار در خیابان های کرمان
و چه زیبا، رقص پرچم ولایت بر فراز این اقیانوس انسانی! هر قدم، استوارتر از کوه، هر صدا، بلندتر از رعد، و هر نگاه، آتشبارتر از خورشید. در این دریای خروشان، ایمان، چونان موجی بود که ساحل ناامیدی را درهم میشکست و غیرت، چونان صاعقهای، دشمن متجاوز را در وحشتی ابدی فرو میبرد. «قرارِ عاشقانهی ما»، نه در خلوت سخن، که در هیاهوی رژهی اقتدار معنا یافت؛ رژهای که پیامش واضح بود: «تا آخرین نفس، فدایی راه توایم، ای علمدار بصیرت!»
شکست یاوهگویان؛ طنین آوای «قسم به خون علی»
ندای «قسم به خون علی»، چونان شمشیری بود که در فضای شب، درخشید و به تاریخ، اثبات کرد که پرچم ولایت، هرگز بر زمین نخواهد افتاد. این شب، شبی نبود از جنس معمول؛ شبی بود از جنس حماسه، از جنس غیرت و از جنس دلدادگی به آرمانی که با خون هزاران شهید، آبیاری شده است.
علمدار بصیرت؛ شهادت، اوج اقتدار
شب شانزدهم، تنها آغازی بود بر این حماسهٔ بیپایان. در کوچه پسکوچههای روحِ هر ایرانی، آوای «ما همه خونخواه توایم» طنینانداز است. این صدای مقاومت است، صدای صلابت است و صدای ایمانی است که هیچ قدرتی را یارای خاموش کردنش نیست. دشمن متجاوز، باید بداند که این خروش مردمی، نه یک شعار گذرا، که ریشهدارتر از تاریخ است. پیروزی رزمندگان ما، نه یک آرزو، که یک وعدهٔ الهی است و نابودی دشمن، پایانی جزئی از این معادلهٔ حتمی نخواهد داشت.
و اینک، در دل شب، کرمانیان، چونان ستارههای فروزان، بر فراز بام اقتدار ایستادهاند تا به جهان بفهمانند: «تا زمانی که قلب یک ایرانی برای وطن میتپد، هیچ دستی توان دستدرازی به این سرزمین مقدس را نخواهد داشت. ما ایستادهایم، تا آخرین نفس، تا پیروزی نهایی!»
11:02 - 26 اسفند 1404