سردشت؛ شهری که هنوز بوی خردل از نفس‌هایش می‌آید

هفتم تیر، یادآور روزی است که آسمان سردشت با گازهای شیمیایی تیره شد و نفس‌های مردمانش رنگ رنج گرفت؛ جنایتی که با گذشت نزدیک به چهار دهه، نه از حافظه تاریخ پاک شده و نه از زندگی بازماندگانی که هنوز با بوی خردل نفس می‌کشند.
خبرگزاری فارس_کردستان،هفتم تیر، برای بسیاری از مردم ایران تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که وجدان بشریت باید در برابر یکی از تلخ‌ترین جنایت‌های قرن بیستم سر تعظیم فرود آورد. روزی که آسمان آبی سردشت، نه باران رحمت، که ابرهای مرگ را بر سر مردمانی بی‌دفاع فرو ریخت؛ مردمانی که نه در سنگر بودند و نه سلاحی در دست داشتند، بلکه در کوچه‌ها، بازار، خانه‌ها و آغوش خانواده‌هایشان، قربانی سلاحی شدند که سال‌ها پیش، جهان بر ممنوعیت استفاده از آن توافق کرده بود.هفتم تیر ۱۳۶۶، رژیم بعث عراق با بمب‌های حاوی گاز خردل، شهر مرزی سردشت را هدف قرار داد و نخستین حمله گسترده شیمیایی علیه یک شهر کاملاً غیرنظامی را در تاریخ معاصر رقم زد. صدها نفر در همان ساعات نخست به شهادت رسیدند و هزاران نفر دیگر برای همیشه با زخم‌هایی زندگی کردند که نه دیده می‌شود و نه درمانی قطعی برای آن وجود دارد.وقتی جنگ، مردم عادی را نشانه گرفتجنگ، هرچند ذاتاً با ویرانی همراه است، اما حتی در سخت‌ترین نبردها نیز قواعدی برای حفاظت از غیرنظامیان تعریف شده است. سردشت اما قربانی شکستن همین قواعد شد.
۵۰ MB
آن روز، کودکان در کوچه‌ها بازی می‌کردند، زنان در بازار خرید می‌کردند و خانواده‌ها مشغول زندگی روزمره بودند که ناگهان چند بمب، شهری آرام را به میدان آزمایش سلاح‌های شیمیایی تبدیل کرد. دقایقی بعد، هوایی که باید مایه حیات می‌بود، به مرگبارترین دشمن انسان‌ها بدل شد.بوی گاز خردل شاید در همان روز از آسمان سردشت رخت بربست، اما آثار آن هرگز این شهر را ترک نکرد.زخم‌هایی که زمان درمانشان نکردبرای مردم سردشت، جنگ با پذیرش قطعنامه پایان نیافت. جانبازان شیمیایی هنوز پس از نزدیک به چهار دهه، با بیماری‌های ریوی، مشکلات چشمی، آسیب‌های پوستی و عوارض جسمی و روانی ناشی از آن حمله زندگی می‌کنند.هر نفس برای بسیاری از آنان، یادآور همان روز تلخ است؛ روزی که هوا، دیگر قابل اعتماد نبود.نسل‌های بعد نیز از پیامدهای این فاجعه بی‌نصیب نمانده‌اند. هزینه یک حمله چند دقیقه‌ای، سال‌هاست که بر دوش خانواده‌هایی سنگینی می‌کند که زندگی‌شان برای همیشه تغییر کرد.
سردشت؛ سند زنده یک جنایت فراموش‌نشدنیبمباران شیمیایی سردشت تنها بخشی از تاریخ جنگ تحمیلی نیست؛ سندی زنده از جنایتی است که آثار آن هنوز در کوچه‌های شهر، بیمارستان‌ها، خانه‌های جانبازان و خاطرات مردم جریان دارد.این شهر، موزه‌ای خاموش از رنج انسان‌هایی است که تنها جرمشان زندگی در شهری مرزی بود. هر سال با فرا رسیدن هفتم تیر، خاطره آن روز نه از میان خاکستر گذشته، بلکه از میان سرفه‌های جانبازان، نگاه‌های کم‌سو و دردهای مزمنی که پایان ندارند، دوباره زنده می‌شود.
۷ MB
سکوتی که هرگز توجیه نشدیکی از تلخ‌ترین ابعاد فاجعه سردشت، تنها خود حمله نبود؛ بلکه سکوت بسیاری از مدعیان دفاع از حقوق بشر در برابر این جنایت بود.سال‌ها بعد، اسناد و گزارش‌های متعدد، استفاده رژیم بعث از سلاح‌های شیمیایی را تأیید کردند، اما این حقیقت هرگز نتوانست رنج بازماندگان را جبران کند. پرسشی که همچنان بی‌پاسخ مانده این است که چگونه جهان در برابر هدف قرار گرفتن یک شهر غیرنظامی با سلاح‌های ممنوعه، چنین خاموش ماند؟سردشت، امروز نماد مطالبه عدالت از جامعه جهانی است؛ مطالبه‌ای که با گذشت زمان نه‌تنها کمرنگ نشده، بلکه پررنگ‌تر از همیشه باقی مانده است.
سردشت؛ حافظه بیدار تاریخشاید تقویم، هر سال هفتم تیر را ورق بزند، اما حافظه مردم سردشت هرگز از آن روز عبور نکرده است.
یادآوری این فاجعه، صرفاً مرور یک حادثه تاریخی نیست؛ هشداری است برای جهانی که اگر در برابر جنایت سکوت کند، زمینه تکرار آن را فراهم خواهد کرد.امروز سردشت تنها نام یک شهر نیست؛ روایت ایستادگی مردمی است که با وجود همه رنج‌ها، زندگی را ادامه داده‌اند. شهری که هنوز نفس می‌کشد، اما نفس‌هایش روایتگر یکی از تلخ‌ترین جنایت‌های تاریخ معاصر است.هفتم تیر، سالروز بمباران شیمیایی سردشت، تنها یادآور گذشته نیست؛ روز پاسداشت حقیقت، عدالت و انسانیتی است که قربانی سلاح‌های کشتار جمعی شد. تاریخ شاید سال‌ها را بشمارد، اما برای سردشت، زمان از همان روزی متوقف شد که آسمانش بوی خردل گرفت و زمینش شاهد خاموش شدن نفس‌های بی‌گناه‌ترین انسان‌ها شد.#شیمیایی #سردشت #جنگ #هفتم_تیر #کردستان
18:19 - 7 تیر 1405
تاریخ
حماسه و مقاومت
کردستان

2 بازنشر
8669 بازدید