معرفی کاراکتر «ثور»، ایزد تندر در افسانههای نورس
ثور در افسانههای نورس (اسکاندیناوی) بهعنوان مظهر قدرت و مقاومت شناخته شده و یکی از مهمترین ایزدان در این افسانهها است. این قهرمان، فرزند اودین و یورد بوده و علاوه براینکه یک سلحشور مقدس است، بلکه از ژرمنها بهویژه کشاورزان و ماهیگیرانی که نام او را هنگام مقابله با دیوها و یا یوتنار برزبان میآورند، محافظت میکند.
ریشهشناسی ثور
ثور مانند دیگر قهرمانان افسانهای در تاریخ، ریشههای مختلفی دارد. اسنوری استورلوسون در کتاب اِدا، ریشهای مسیحیشده از این کاراکتر را بازگو میکند. او یک شاهزادهای است از سرزمین تروا، به سرزمینهای نورس سفر کرده و با یک پرنسس از آن خطه ازدواج میکند و بهواسطه قدرت عظیمی که دارد، تبدیل به یک ایزدان میشود. بااینکه این قصه یک بازگویی قرون وسطایی از ثور است اما هنوز نشانههایی از افسانهای کهنتر در آن دیده میشود.منابع قدیمیتر مانند ولوسپا در کتاب نظم ادا، ثور را فرزند اودین (پدر) و یورد (مادر) میخواند. نام مادر ثور به معنی زمین است. او نماد زمینی حاصلخیزی است که به کشاورزان نورس زندگی میبخشد. نامهای دیگری برای مادر ثور در نظر گرفته شده است نظیر فیورگن و هلودین که آنها نیز به معنای زمین و سپر بوده و ریشه او را به زمین و چرخه حیات گره میزند.نام «ثور» از واژه پروتو ژرمنیک پونراز ساخته شده است که به معنای رعد یا رعدآور است. نام او حتی در انگلیسی باستان با «ثونور» و در ژرمنیک باستان با نام دونار شناخته میشده است. حتی نام او در نام انگلیسی روز پنجشنبه Thursday نیز دیده میشود. جان لینگو در کتاب خود، این کاراکتر را به با نام «ثور آسیر» معرفی میکند، به این علت که او جایگاهی والا نزد ایزدان داشته و یک صحن بزرگ با نام بیلسکرنیر در توردهایم دارد. نقشهای بجا مانده از این افسانه روی چکشهای وایکنیگها نشان از اهمیت او در زندگی مذهبی مردم آن دوران داشته است.
مشخصات فیزیکی ثور
بهرغم اینکه کریس همزورث در نقش نسخه هالیوودی از این قهرمان در سری فیلمهای مارول ظاهر شده است، اما توصیفات کهن، چهرهای متفاوت از این کاراکتر را ترسیم میکنند. سایز فیزیکی او مشخص نیست اما پژوهشگران، ثور را به هیبت قویترین مردان جهان تشبیه میکنند. او در هیمسکویزا، ماری غول پیکر به نام یورمانگدر، ماری که به نام مار جهان معروف بود را از دریا بیرون میکشد. نمونهای دیگر از توصیف قدرت عظیم او این است که او به تنهایی بر خلاف جهت دریا، پارو میزند و یا دیگی بسیار سنگین را بلند میکند که طبقه زیر پای او میشکند.در متون نظم، ثور با مو و ریشهای قرمز توصیف میشود که هنگام خشم، به لرزه درآمده و چشمان او شعلهور میشوند. آندریا دیگن محقق افسانههای نورس، باتوجه به قدرت عظیم ثور در نبرد با غولها، او را به هرکول در افسانههای یونانی تشبیه میکند.قدرتها و سلاحهای ثورقدرت ثور فقط از تواناییهای فیزیکی او نشات نمیگیرد، بلکه به سلاحها و ابزار او نیز بازمیگردد. چکش او به نام میولنر، از سوی کوتولههایی به نام بروکر و ایتری ساخته شده است که پس از پرتاب، دوباره نزد صاحبش بازمیگردد. این چکش میتواند کوهستانها را نابود کند و برق را از آسمان فرا خواند. لیندو در کتاب خود میگوید که البته این چکش فقط ابزار نابودی نبوده است، بلکه به ازدواجها برکت میبخشیده، آتشها را مقدس میکرده و نماد باروری بوده است. جورج دومزیل در کتاب خود درباره میولنر نیز میگوید که این چکش، موجب رشد محصولات کشاورزی میشده است.
ثور همچنین کمربندی به نام مگینگیارزر نیز میپوشیده که قدرت او را دو برابر میکرده است. او در ضمن دستکشی به نام یارنگریپر میپوشیده که به او کمک میکرد تا میولنر را در دست بگیرد. ثور از زیرکی خود نیز برای شکست دشمنان نیز بهره میبرده است. او در نبرد آلویسمال با یک کوتوله به نام آلوس تا سحرگاه صحبت میکند و در نهایت دشمن خود را تبدیل به سنگ میکند.افسانهها و دستاوردهای ثورقصههای ثور در قلب افسانههای نورس جای داشته و او نگهبان اصلی ایزدان در برابر غولها بوده و تعادل را میان نظم و هرجومرج برقرار میکند.او در هیمسکویزا با غولی به نام هیمیر همسفر میشود تا دیگی بسیار بزرگ را برای آمادهسازی شراب ایزدان پیدا کند. ثور در این سفر، سر یک گاو نر را طعمه میکند تا مار غولپیکری به نام میدگاردسومر را به دام اندازد. ثور در این نبرد، بر مار چیره شده و خون این مار، به مثابه کود برای دریا بوده و آن را حاصلخیر میکند.در قصهای دیگر، غولی به نام هرونگنیر میخواهد ازگارد (پایتخت و محل سکونت ایزدان) را تسخیر کرده و الههها را به همسران خود تبدیل کند. ثور با هرونگنیر وارد نبرد شده و با میولنر، جمجمه این غول را درهم میشکند. اما تکهای از چاقوی سنگی هرونگنیر در سر ثور باقی میماند. کلونیس راث معتقد است که این نبرد استعارهای از بهای دلاوری است.نبرد تریمسکوئیدا حالوهوای سبکتری دارد. غولی به نام تریم، میولنر را دزدیده و از ازگاردیها میخواهد که الههای به نام فریه را به عقد او درآورند. ثور به هدف فریب تریم، در لباس عروس ظاهر میشود و هنگامی که تریم در مراسم عقد، میولنر برای برکت عروسی میآورد، ثور چکش را در دست گرفته و غول و خاندانش را میکشد.
مرگ ثور
نبرد پایانی ثور معروف به رگنوراک، سه سال در زمستانی بیپایان طول میکشد که موجب درگیریهای قومی و فروپاشی جوامع میشود. سپس، خورشید به لکهای سیاه تبدیل میشود و گرگی بهنام اِسکول، آنرا میبلعد؛ سپس هَتی، ماه را میبلعد و در نهایت سطح زمین در آب غرق میشود.آخرین لحظات نبرد در دشتی وسیع به نام ویگرید رخ میدهد. ایزدان، غولها و هیولاها با یکدیگر در حال نبرد هستند و تمامی آنها ناگهان در یک لحظه میمیرند.ثور برای آخرین بار به نبرد با دشمن اسطورهای خود «یورمانگدر، معروف به مار جهان» میرود. ثور چنان ضربه مهلکی به یورمانگدر وارد میکند که میولنر در جمجمه این مار گیر میکند. مار در لحظات پایانی زندگی خود، سِیلی از زهر خود را پرتاب میکند که ثور در آن غرق شده و از مسمویت کشته میشود. مانند قهرمانی که باید برای شکست بزرگترین دشمن خود، خود را نیز فدا کند.
همسر و فرزندان ثور
خانواده ثور، جنبهای انسانی به افسانه او میبخشد. او با زنی به نام سیف ازدواج میکند که الهه برداشت و وفاداری است. سیف زنی با موهای طلایی بوده است که پس از اینکه لوکی (دشمن خونی ثور) موهای او را میبرد، با رشتههایی از طلا که توسط کوتولهها ساخته شده، جایگزین میشوند. ازدواج ثور و سیف، تعادل میان زمین و آسمان است. تعادل برداشت و طوفان.جالب است که سیف یک پسر از ازدواج پیشین خود دارد. فرزندان سیف با ثور شامل مودی (شجاع)، مگنی (نیرومند) و ترودر (قدرت) میشوند. مودی و مگنی از رگنوراک جان سالم به در برده و میولنر را به ارث میبرند تا دنیا را از نو بسازند. فرزندان ثور نیز مانند پدرشان بسیار قدرتمند بوده و در راه شجاعت و مقاومت قدم میگذارند.
تشابهات ثور با دیگر قهرمانان افسانهای
برخی از صفات ثور بهویژه رام کردن برق، در قهرمانانی دیگر نظیر ویدیک ایندرا، اسلاویک پرون و زئوس مشاهده میشود. تمامی این قهرمانان سلاحی دارند که برق تولید میکند و با غولها مبارزه میکنند. جورج دومزیل، معتقد است که ثور در جایگاه ایزدان سلحشور و محافظ جامعه اروپایی قرار میگیرد، در حالی که اودین پدر وی، به دنبال خردورزی و پادشاهی میرود.یکی دیگر از تفاوتهای ثور با دیگر قهرمانان افسانهای، یاری رسانی او به مردمان عادی است؛ زئوس و ایندرا بیشتر در راستای خدمت به ایزدان بودهاند. ثور در خدمت امپریالیسم نبوده و به همین علت است که بهرغم تغییرات اساسی در دین و آیین اسکاندیناوی، ثور هنوز میان مردم محبوب است.
نسخههای امروزی از ثور
علاقه پژوهشگران و نویسندگان اروپایی به ثور، دوباره در قرن هجدهم و نوزدهم از سر گرفته شد. شعارانی نظیر اسیاس تگنر و گروندتویگ، ثور را نماد زندگی و شهامت قرار دادند تا در برابر نخبهگرایی اودین بایستند. وگنر (کندانکتور معروف) نیز ایزدی برق را با افسانههای ژرمنیک در آمیخت و او را به دنیای موسیقی و تئاتر آورد. نمونههای مدرن از ثور، یک بازگویی آیینی از این قهرمان نیستند، بلکه او نماد صداقت و ایستادگی در برابر ظلم است.استن لی، نویسنده مشهور آمریکایی کامیک بوکها، بههمراه جک کربی و لری لایبر، کاراکتر ثور را به یک ابرقهرمان تبدیل کرده و میولنر را نماد شایستگی قرار داد؛ مفهمومی که در افسانههای کهن دیده نمیشود. از سویی دیگر ثور به یکی از محبوبترین کاراکترهای سینمایی تبدیل شده است. علاوهبراین، چهره ثور در کامیکهای آمریکایی، یک مرد بلوند با عضلاتی خشک است.
08:49 - 20 آذر 1404