ساخت حقیقت در امپریالیسم رسانه ای

گفتگوی اختصاصی اندیشکده ملّی جزا و جرم شناسی با دکتر علی اصغر فهیمی فر (بخش دوم)💢 بخشی از کارنامه و سوابق علمی استاد؛[-فارغ‌التحصیل دانشگاه مرکزی انگلستانUniversity ofCentral England – Birmingha-رشته دکترای تاریخ و فلسفه هنر-عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس-چهره سال هنر انقلاب و عضو هیئت تحریریه مجله مطالعات انیمیشن، سینما و هنر دیجیتال-سرپرست گروه پژوهش دانشگاه بین المللی سوره-عضو شورای عالی اندیشکده ملّی جزا و جرم‌شناسی]💢موضوع نشست؛واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های جنگ نرم رسانه‌ای در چارچوب هژمونی هالیوودی و سازوکارهای سلطه‌گرانه نظام رسانه‌ای ایالات متحده آمریکا💢در این گفت‌وگوی علمی؛استاد دکتر «علی‌اصغر فهیمی‌فر» به واکاوی و تبیین سازوکارهای تکوین و تثبیت هژمونیِ سلطه‌جویانهٔ فرهنگی ایالات متحدهٔ آمریکا در منظومهٔ رسانه‌ایِ جهان می‌پردازند.

از «آپاراتوس» تا «سیمولیشن»؛ نظریه‌هایی در توضیح سلطه رسانه‌ای

صنعت رسانه و به‌ویژه هالیوود، امروز نقشی اساسی در شکل‌دهی و مهندسی افکار عمومی ایفا می‌کند و در ساختار قدرت آمریکا جایگاهی محوری دارد. بر پایه همین تسلط یا «هژمونی» ، نظریه‌های متعددی در حوزه رسانه و سینما شکل گرفته است که مجال پرداختن تفصیلی به آن‌ها در اینجا وجود ندارد؛ از جمله نظریه «آپاراتوس» (Apparatus Theory) در مطالعات سینمایی و نظریه «سیمولیشن» (Simulation) که ژان بودریار (Jean Baudrillard) مطرح می‌کند، همچنین مباحث زیبایی‌شناسی رسانه‌ها که اندیشمندانی چون «نیل پستمن» (Neil Postman) و نیز صاحب‌نظران «مکتب فرانکفورت» (Frankfurt School) درباره آن سخن گفته‌اند.آدرنو (Adorno)، مارکوزه (Marcuse)، بنیامین (Benjamin)، هآبرماس (Habermas) و دیگر نظریه‌پردازان این حوزه نیز در تحلیل رسانه‌ها، فرهنگ توده‌ای و صنعت فرهنگ (Culture Industry) مباحث بسیار جدی مطرح کرده‌اند.«سؤال ۳: هالیوود چگونه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای «قدرت نرم» (Soft Power) ایالات متحده تبدیل شده است؟»برای پاسخ دقیق، باید تاریخ سینمای آمریکا را مرور کنیم. سینمای آمریکا از زمانی شکل گرفت که در اواخر قرن نوزدهم، تقریباً ده تا پانزده سال مانده بود این قرن به پایان برسد. در آن زمان چیزی به نام «سینما» به‌تدریج پدید آمد و هم‌زمان با آن، این رسانه گسترش فنی پیدا کرد و در کنار گسترش فنی، توسعه زیبایی‌شناختی نیز یافت. تمام رهاوردها و دستاوردهای هنری اروپا پشتوانه این رسانه شد و آن را از یک «فن» ساده به یک «هنر» بدل کرد؛ زیرا سینما در ابتدا صرفاً یک فن بود، نه هنر.

شکاف عمیق میان سینمای هالیوود و جهان سوم

به موازات این تحولات، نظریه‌های سینمایی نیز شکل گرفتند؛ از مون سرئو (Monsieur) گرفته تا کراکائر (Kracauer) و آندره بازن (André Bazin)، و تا دوره کنونی که نظریه‌پردازانی چون نویل بروز (Noël Burch) نیز به این جریان افزوده شده‌اند.بر این اساس، سینما در چند عرصه به‌طور موازی رشد کرد: ۱. توسعه تکنولوژی سینما (Cinema Technology Development) ۲. توسعه زیبایی‌شناسی سینما (Aesthetics of Cinema) ۳. توسعه نظریه سینما (Cinema Theory Development) ۴. توسعه اقتصادی سینما (Cinema Economy)سینما امروز یکی از پیشرفته‌ترین، اقتصادی‌ترین و قدرتمندترین حوزه‌های صنعتی جهان است؛ بازده مالی بسیار بالایی دارد و سرمایه‌گذاری گسترده و جهانی پشت آن قرار دارد. اگر وضعیت آن را با سینمای جهان سوم مقایسه کنیم، تفاوت از زمین تا آسمان است.هالیوود از همان زمانِ شکل‌گیری، «پلات» یا «پی‌رنگ» (Plot) آثار خود را جهانی بنا کرد. شخصیت‌ها در هالیوود مدعی نبودند که قهرمان یک کشورند؛ بلکه به‌عنوان قهرمان «نوع انسان» معرفی می‌شدند. این امر در کارتون‌ها و فیلم‌های ابرقهرمانی‌ به‌وضوح دیده می‌شود: «سوپرمن» (Superman)، «سوپر بوی» (Superboy)، «مرد آهنی» (Iron Man)، «ترمیناتور» (Terminator)، «بت‌من» (Batman) و دیگران؛ قهرمانانی که می‌آیند تا «انسان» را نجات دهند.آمریکا به‌این‌ترتیب مجموعه‌ای از اسطوره‌ها را ساخت. چون خود کشوری اسطوره‌ای نبود و تنها دویست تا سیصد سال قدمت داشت، نیازمند خلق اسطوره‌هایی جدید بود. بحثی بسیار پیچیده و در عین حال زیبا در این‌باره وجود دارد که پرداختن به آن در این مجال ممکن نیست. اما همین اسطوره‌سازی‌ها موجب شکل‌گیری «هژمونی» فرهنگی آمریکا شد.

چگونه سینمای آمریکا روایت جهانی ساخت؟

این تولیدات تصویری، در ذهن نسل‌ها تصوری ساخت که آمریکا را به «قبله» بسیاری از مردم جهان بدل کرد؛نه فقط برای مردم جهان سوم، عرب‌ها یا آفریقایی‌ها، بلکه حتی برای بسیاری از اروپایی‌ها.در این میان، سینمای هالیوود (Hollywood Cinema) یکی از مهم‌ترین منابع قدرت آمریکا به‌شمار می‌آید و بخشی از سازوکار قدرت این کشور را تشکیل می‌دهد. به بیان دیگر، هالیوود یکی از ابزارهایی است که آمریکا را به یک اقتدار جهانی تبدیل کرده است. در این چارچوب، لازم است بررسی کنیم که «ژانر»‌ (Genre) چگونه در سینمای آمریکا شکل گرفته‌اند و چه نقشی در تثبیت این قدرت فرهنگی داشته‌اند.برای نمونه، سینمای «وسترن» (Western) از آمریکایی‌ترین گونه‌های سینمایی به‌شمار می‌آید و اساساً فلسفه و جهان‌بینی خاص خود را دارد. در این ژانر، روایت‌هایی از فتح سرزمین، قهرمانی فردی، نظم‌سازی در مرزهای بی‌قانون و شکل‌گیری تمدن ارائه می‌شود؛ روایت‌هایی که در واقع بازتابی از اسطوره تاریخی آمریکا هستند. همچنین می‌توان از «ژانر نوآر» (Film Noir) سخن گفت که فضای تاریک، پیچیده و گاه بدبینانه‌ای از جامعه مدرن را بازنمایی می‌کند. در کنار آن، «ژانر پلیسی» (Police/Crime Genre) نیز قرار دارد که به مسئله نظم اجتماعی، قانون، جرم و مقابله با آن می‌پردازد. در واقع هر یک از این مجموعه ژانر ،حامل نوعی «برچسب آمریکایی» (American Label) هستند و به‌گونه‌ای ارزش‌ها، اسطوره‌ها و روایت‌های خاص فرهنگ آمریکایی را بازتولید می‌کنند. این موضوع تنها به سینما محدود نمی‌شود؛ در سریال‌های تلویزیونی آمریکا نیز همین الگو قابل مشاهده است. شبکه‌های خبری (News Networks) آمریکایی نیز با سازوکارهای خاص رسانه‌ای، همین مسیر را دنبال می‌کنند.

سینما و تلویزیون در خدمت ساخت روایت‌های جهانی

مجموعه این نظام رسانه‌ای، ساختاری بسیار گسترده و اثرگذار ایجاد کرده است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت با پدیده‌ای بسیار قدرتمند و پیچیده مواجه هستیم. به همین دلیل، این پرسش اساساً پرسشی گسترده است و پاسخ به آن نیازمند بررسی‌های مفصل‌تری است.«سؤال چهارم: رسانه و سینما چه نقشی در شکل‌دهی به افکار عمومی جهانی و گفتمان‌های سیاسی بین‌المللی دارند؟»پاسخ این سؤال تا حد زیادی در پرسش‌های پیشین به‌صورت ضمنی مطرح شد. رسانه‌ها و سینما در واقع در فرآیندی گسترده به «ساختن حقیقت» (Construction of Reality) می‌پردازند. در اینجا همان بحث «سیمولیشن» که «ژان بودریار» مطرح می‌کند، اهمیت پیدا می‌کند.بر اساس این دیدگاه، بازنمایی (Representation) به‌تدریج جای حقیقت را می‌گیرد. به تعبیر بودریار، در مرحله‌ای ما دیگر با نسبت «نمود» و «بازنمود» مواجه نیستیم، بلکه با واقعیتی روبه‌رو می‌شویم که خودِ بازنمایی جایگزین حقیقت شده است. این نظریه در حوزه مطالعات رسانه‌ای از نظریه‌های بسیار مهم و قابل توجه به شمار می‌آید.در این چارچوب، شبکه‌های آمریکایی نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. برنامه‌های تلویزیونی آن‌ها، به‌ویژه برنامه‌های «تاک‌شو» (Talk Show) یا به تعبیر دیگر برنامه‌های گفت‌وگومحور (Talk-Based Programs)، از طریق دعوت از صاحب‌نظران، تحلیلگران و چهره‌های دانشگاهی، فضایی از بحث و تفسیر پیرامون مسائل مختلف ایجاد می‌کنند. این برنامه‌ها با بهره‌گیری از تکنیک‌های پیشرفته رسانه‌ای، شیوه‌های جذاب روایت و چارچوب‌بندی دقیق موضوعات، نوعی «فضاسازی رسانه‌ای» (Media Framing) انجام می‌دهند.

هربرت شیلر و افشای سلطه رسانه‌ای ایالات متحده

این فضاسازی‌ها به‌تدریج در شکل‌دهی به افکار عمومی (Public Opinion) نقش اساسی ایفا می‌کند. در نتیجه، بسیاری از «گفتمان‌های سیاسی بین‌المللی» (International Political Discourses) نیز تا حد زیادی محصول همین موج گسترده تبلیغات، بازنمایی‌ها و روایت‌های رسانه‌ای هستند که از طریق سینما، تلویزیون و شبکه‌های خبری در سطح جهان منتشر می‌شوند.یک مسئله مهم در این میان، کتاب «شیلر» (Herbert I. Schiller) است؛ کتابی از شیلر درباره نقد «امپریالیسم رسانه‌ای آمریکا» (U.S. Media Imperialism).او خود استادِ دانشگاهی در آمریکا است، تابعیت آمریکایی دارد و اصالتاً نیز آمریکایی است؛ اما با این حال تصریح می‌کند که همان‌گونه که آمریکا در حوزه اقتصاد، در حوزه تکنولوژی، در حوزه جنگ‌افزار، در حوزه علم، در حوزه اطلاعات و در حوزه ارتباطات، یک قدرت به شمار می‌آید، در حوزه رسانه نیز امپراتور است و بزرگ‌ترین «تولیدکننده محتوا» (Content Producer) در جهان محسوب می‌شود.اگر به شبکه‌های تلویزیونی (TV Networks)، هزاران و هزاران شبکه سینمایی (Movie Channels)، و فضاهای مجازی (Virtual Spaces / Social Media) نگاه کنیم، با پدیده‌ای کاملاً شگفت‌انگیز روبه‌رو می‌شویم. «سرچ انجین‌ها» (Search Engines) و انواع سایت‌های مختلف (Websites)، همه و همه بستری برای تولید و توزیع محتوا فراهم کرده‌اند. پرسش اساسی این است که چه کسانی برای این فضاها محتوا تولید می‌کنند؟ پاسخ این است که اکثریتِ محتوا توسط آمریکایی‌ها یا در چارچوب نظام رسانه‌ای آمریکا تولید می‌شود.
هربرت شیلر

تولید محتوا؛ میدان اصلی نبرد گفتمان‌ها

بنابراین، رسانه در حال انجام چه کاری است؟ رسانه دارد «تولید محتوا» (Content Production) می‌کند؛ محتوایی زیبا، حجیم، جذاب و در عین حال «حقیقت‌نما» (Reality-like / Verisimilar)، یعنی شبیه به حقیقت، اما نه لزوماً خودِ حقیقت. این روند نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان در حال پیش‌رفتن است و ابعادی بسیار شگفت‌آور و گسترده دارد.این تولیدات رسانه‌ای، «گفتمان‌ها» (Discourses) را می‌سازند که انسان‌ها در درون آن گفتمان‌ها به دنیا می‌آیند، رشد می‌کنند و حتی می‌میرند؛ و چه‌بسا هرگز نتوانند گفتمان‌های دیگر را به‌درستی تصور یا تجربه کنند. در نتیجه، یکی از مسائل بسیار مهم برای ما «تولید محتوا» است؛ حوزه‌ای که ما در آن به‌شدت ضعیف هستیم و این ضعف، می تواند پیامدهای راهبردی برای فرهنگ، سیاست و هویت ما داشته باشد.یعنی «تولید محتوا» (Content Production) و «ابلاغ محتوا» (Content Delivery) مسئله اصلی است. شما نگاه کنید «سرچ‌انجین»‌ها مثل «گوگل» (Google) در سطح جهان چه کار می‌کنند. حجم سرمایه‌گذاری در بخش «آر اَند دی» یا همان «تحقیق و توسعه» (R&D – Research and Development) در شرکتی مثل گوگل، به‌اندازه کل بودجه وزارت علوم و دانشگاه‌های ایران، و حتی بیش از آن است. این هزینه‌های عظیم صرفاً برای توسعه یک موتور جست‌وجو نیست؛ بلکه برای ساختن یک نظام جامع داده‌ای و معرفتی است که هم‌زمان با خدمت‌رسانی، اهداف راهبردی خودشان را نیز پیش می‌برد.

از هالیوود تا خاورمیانه؛ صدور فرهنگ از مسیر تصویر

بنابراین،«رسانه» (Media) و «سینما» (Cinema) نقشی اساسی در شکل‌دهی به «افکار عمومی جهان» (Global Public Opinion) و در «گفتمان‌سازی» (Discourse Formation) گفتمان‌های سیاسی، بین‌المللی و اجتماعی ایفا می‌کنند. این‌ها بستری فراهم می‌کنند تا آمریکا نه صرفاً به‌عنوان یک «کشور»، بلکه به‌مثابه یک «فرهنگ» (Culture) معرفی شود. درست است که آمریکا در ده‌ها کشور دیگر پایگاه نظامی دارد، خاک در اختیار گرفته و خود را به‌نوعی در جهان «تکثیر» کرده است، اما فراتر از این، «قدرت فرهنگی» (Cultural Power) آن است که اهمیت راهبردی دارد.برای نمونه، شهر «دُبی» را در نظر بگیرید، که می‌توان آن را یک «آمریکای کوچک» یا «اروپای کوچک» نامید؛ اما در واقع آنچه در دبی بازنمایی می‌شود، بیشتر «صورت فاسد» این الگوست، نه وجه علمی آن، نه وجه فرهنگیِ عمیق آن. به تعبیر یکی از استادان انگلیسی که با من صحبت می‌کرد، دبی یک «روسپی‌خانه‌ی بزرگ» (A Big Brothel) است؛ یعنی نماد نوعی مصرف‌گرایی افراطی، نمایشی و مبتنی بر لذت آنی، بدون پشتوانه جدی علمی، فرهنگی و معرفتی.بنابراین از این منظر، باید بگوییم این رسانه‌ها چنین قدرت عظیمی دارند: قدرتی برای ساختن فضاهای نمادین، الگوهای زیست، آرزوها، ارزش‌ها و حتی شهرها و سبک‌های زندگی که بر اساس تصویر رسانه‌ای شکل می‌گیرند، نه لزوماً بر اساس یک فرهنگ ریشه‌دار و اصیل.«پایان قسمت دوم گفتگو»لینک بخش اول این گفتگو؛https://farsnews.ir/Andishkadeh/1780957668414626724

گفتگوی اختصاصی اندیشکده ملّی جزا و جرم شناسی با دکتر علی اصغر فهیمی فر (بخش نخست)

💢موضوع نشست؛واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های جنگ نرم رسانه‌ای در چارچوب هژمونی هالیوودی و سازوکارهای سلطه‌گرانه نظام رسانه‌ای ایالات متحده آمریکا💢در این گفت‌وگوی علمی؛استاد دکتر «علی‌اصغر فهیمی‌فر» به واکاوی و تبیین سازوکارهای تکوین و تثبیت هژمونیِ سلطه‌جویانهٔ فرهنگی ایالات متحدهٔ آمریکا در منظومهٔ رس…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش

13:56 - 24 خرداد 1405
علم و پیشرفت
فرهنگ
رسانه




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌Xenoclairvoyant‌
@Texturelessness25 خرداد 1405
در پاسخ به
به‌جای کپی پیست کردن کل متن از هوش مصنوعی، یه چهارتا جمله‌ش رو عوض کن که دیگه تحلیل با عنوان سیمیولیشن خودش سیمیولیشن نباشه😂