فوتبال به مثابه امر سیاسی؛ واکاوی پیوند میان میدان ورزش و دیپلماسی ملی»
ورزش در دنیای معاصر، دیگر نه یک سرگرمی صرف، بلکه به «ابرپدیدهای» اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بدل شده است که مرزهای مستطیل سبز را درنوردیده و به عرصهای برای بازتولید هویت ملی و تبیین منزلت بینالمللی کشورها تبدیل شده است. جام جهانی فوتبال، به عنوان یکی از بزرگترین رویدادهای جهانی، صحنهای است که در آن «تصویر ملی»، «قدرت نرم» و «همبستگی اجتماعی» بیش از هر زمان دیگری در معرض قضاوت و بازنمایی قرار میگیرد.در همین راستا، مؤسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن با مشارکت انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه بیرجند و انجمن ایرانی مطالعات منطقهای (شعبه خراسان جنوبی)، نشستی تخصصی را به نقد و بررسی کتاب «جام جهانی فوتبال: هویت ملی و منزلت بینالمللی» اثر دکتر علی صباغیان دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران اختصاص داد. این کتاب که از منظری تحلیلی به تقاطع ورزش، سیاست و دیپلماسی نگریسته است، میکوشد پاسخ دهد که چگونه فوتبال میتواند به تقویت همبستگی جمعی در سطح داخلی و ارتقای پرستیژ و جایگاه کشور در نظام بینالملل منجر شود.نشست مذکور با حضور نویسنده اثر و با بهرهگیری از دیدگاههای انتقادی و کارشناسانه دکتر احمد بخشی دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند و دکتر احسان محمدی مدرس دانگاه و رئیس آکادمی دیپلماسی، بستری برای گفتگو پیرامون چالشها، فرصتها و بایستههای دیپلماسی ورزشی در ایران فراهم آورد. آنچه در ادامه میآید، مشروح مباحث مطرح شده در این نشست است که به واکاوی ابعاد مختلف این اثر و نسبتِ فوتبال با مؤلفههای هویتی و بینالمللی میپردازد.
فوتبال، ابرپدیده اجتماعی؛ واکاوی جایگاه جام جهانی در هویت ملی و منزلت بینالمللی دکتر علی صباغیان در ابتدای نشست نقد و بررسی کتاب «جام جهانی فوتبال: هویت ملی و منزلت بینالمللی»، فوتبال را نه یک رقابت ورزشی ساده، بلکه یک «ابرپدیده اجتماعی» توصیف کرد که با تمامی ارکان سیاست، فرهنگ و روابط بینالملل پیوندی ناگسستنی دارد. وی با اشاره به جایگاه نهادی فیفا که با ۲۱۱ عضو، حتی از سازمان ملل نیز فراتر است و گسترش جام جهانی به ۴۸ تیم، تاکید کرد که نفوذ این رویداد در سطح جهانی به یک واقعیت غیرقابلانکار تبدیل شده است. صباغیان مباحث خود را بر دو محور اصلی «هویت ملی» در سطح داخلی و «منزلت بینالمللی» در سطح خارجی استوار کرد. از نظرایشان، هویت ملی یک برساخت جمعی است که تیم ملی در آن نقشی کلیدی ایفا میکند؛ به این معنا که تیم ملی به مثابه «چتری فراگیر» عمل کرده و افراد جامعه را، صرفنظر از تفاوتهای سیاسی، قومی و مذهبی، حول یک هویت مشترک متحد میسازد. به گفته وی موفقیتهای این تیم غرور ملی را تقویت کرده و در لحظات حساس، تفاوتها را کمرنگ میکند.صباغیان در ادامه، مفهوم «منزلت بینالمللی» یا پرستیژ را ترجمانی از «قدرت نرم» دانست. وی با نقد نگاه رئالیستی که صرفاً بر قدرت سخت متمرکز است، تصریح کرد که ابزارهای فرهنگی و ورزشی برای کسب جایگاه در نظام بینالملل حیاتی هستند. او با استناد به مدل موفق کشورهای شرق آسیا در سرمایهگذاری ورزشی، خار نشان کرد که حضور در جام جهانی بزرگترین فرصت برای دیده شدن و ارتقای موقعیت بینالمللی کشورهاست.
وی در عین حال با نگاهی آسیبشناسانه، در کتاب خود به چالشهای فوتبال مانند تجاریشدن افراطی، فساد مالی، شرطبندی و پولشویی نیز پرداخته است؛ با این حال نتیجه میگیرد که مدیریت هوشمندانه این پدیده برای تأمین منافع ملی ضروری است.این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، در پاسخ به این پرسشکه آیا مشارکت در این مسیر صرفاً مصرفکنندگی قواعد غربی است، تأکید دارد که در نظام بینالملل هیچ کشوری نمیتواند بهتنهایی سازوکارهای نهادینهشده جهانی را دگرگون کند. وی با ارجاع به مخالفت قاطع نهادهای قدرت با «سوپرجام اروپا» در سال ۲۰۲۱، یادآور شد که در همین چارچوب موجود، هنر دیپلماسی باید بر «تصویرسازی مثبت» و بهرهبرداری حداکثری برای منافع ملی متمرکز باشد.باغیان همچنین درباره تنش میان «روایت رسمی دولت» و «هویت زیسته هواداران» اظهار داشت که فوتبال هویتساز نیست، بلکه تقویتکنندهی هویت ملی دیرینهای است که پیش از آن وجود داشته است. به گفته وی وقتی تیم ملی به میدان میرود، نمادهایی چون پرچم و نام ایران به محور همبستگی بدل میشوند. او با اشاره به شواهد عینی از واکنشهای ناخودآگاه عاطفی حتی در رسانههای منتقد ایران، تأکید کرد که فوتبال در بستری عادی، عاملی قدرتمند برای انسجام ملی است.ایشان در پایان با اشاره به پویایی پژوهشی این حوزهرسالههای علمی متعددی که در این زمینه نگاشته شده، ضرورت تولید ادبیات علمی بیشتر را یادآور میشود تا سیاستگذاران با بهرهگیری از «قدرت هوشمند»، بتوانند از ظرفیتهای فوتبال برای تحقق منافع ملی بهره ببرند.
«از مستطیل سبز تا قدرت نرم؛ فوتبال در خدمت هویت و پرستیژ ملی»دکتر احمد بخشی دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند با تحسین این اثر به عنوان یک منبع علمی جامع، چارچوبی دقیق برای فهم ابعاد نظری و عملی فوتبال ارائه کرد. وی در سخنان خود با بررسی سیر تحول تاریخی و جهانیشدن این ورزش، تصریح کرد که فوتبال از یک سرگرمی منطقهای به پدیدهای فراتر از مرزها تبدیل شده است که در آن، کشورها با هر سطح از قدرت، از طریق میزبانی یا حضور در مسابقات، به دنبال بازسازی «هویت ملی» و کسب «منزلت بینالمللی» هستند. به گفته وی، این اثر بهویژه برای پژوهشگران حوزه هویت و سیاست، به دلیل تبیین دقیق مفاهیمی نظیر قدرت نرم و دیپلماسی عمومی، بسیار راهگشا است.دکتر بخشی با اشاره به تحلیلهای کتاب در خصوص روند تحول فوتبال، به تغییر مرکز ثقل این ورزش از اروپا و آمریکای لاتین به سمت آسیا و آفریقا اشاره کرد و آن را نشاندهنده تلاش کشورها برای نمایش حیثیت ملی و دفاع از هویت خود در عرصههای جهانی دانست. وی افزود که جام جهانی بهعنوان یک نمایش مستمر و چرخهای، با احوال جمعی جوامع پیوند خورده و پیروزی یا شکست در آن، تأثیری مستقیم بر روحیه ملی دارد.این استاد دانشگاه در ادامه به تحلیلهای کتاب درباره میزبانی مسابقات پرداخت و تأکید کرد که هدف اصلی کشورها در میزبانی، فراتر از جنبههای ورزشی، معطوف به کسب پرستیژ، افزایش گردش مالی و معرفی خود به جهان است. وی با مثال زدن آفریقای جنوبی، خاطرنشان کرد که این کشورها از فرصت میزبانی برای بازنمایی تغییرات سیاسی و اجتماعی و نمایش همزیستی مسالمتآمیز استفاده میکنند.
همچنین، موضوع دیپلماسی ورزشی و قدرت نرم در این اثر بسیار برجسته است؛ جایی که کشورها از فوتبال برای برندسازی ملی، مدیریت روایتها و حتی بازسازی تصویر خود پس از بحرانها بهره میبرند.از منظر هویتی، دکتر بخشی به تبیین تفاوت میان هویت ملی و غرور ملی در کتاب پرداخت و واکاوی تأثیر مسابقات بر همبستگی اجتماعی را حائز اهمیت دانست. وی در حوزه سیاست بینالملل نیز به رابطه میان ورزش و ایدئولوژیها (مانند دوران جنگ سرد) و استفاده از فوتبال برای کسب منزلت و قدرت نرم اشاره کرد. وی در بخش آسیبشناسی کتاب، ضمن اشاره به چالشهایی نظیر کالاییشدن، فساد مالی و خشونت، تأکید کرد که نباید تنها از جنبه انتقادی به موضوع نگریست؛ چرا که حضور سرمایهگذاران و اسپانسرها میتواند محرک اصلی گردش مالی و توسعه زیرساختهای ورزشی کشورها باشد.دکتر بخشی در بخش پایانی سخنان خود، این کتاب را بستری نوآورانه برای درک کارکردهای فوتبال دانست که با تلفیق مبانی نظری و دادههای پژوهشی نگاشته شده است. او تأکید کرد که محور اصلی تحلیل باید بر پیوند متقابل هویت ملی با سیاستهای داخلی و خارجی متمرکز باشد؛ چرا که هویت امری پویاست و همواره تحت تأثیر تحولات سیاسی قرار دارد. چنانچه سیاستهای داخلی و روابط بینالملل به درستی تنظیم شوند، فوتبال به عنوان ابزاری قدرتمند میتواند به تقویت منزلت و هویت ملی کمک کند.وی در پایان تصریح کرد: «تیم ملی فراتر از تقسیمبندیهای سیاسی یا منطقهای، نماد وحدت تمامی اقوام و گویشهاست و همذاتپنداری عمیق مردم با ورزشکاران که گاه همچون مدافعان وطن عمل میکنند، نشاندهنده اهمیت این پیوند عاطفی است.»
دکتر بخشی نتیجه گرفت که با رفع چالشهای ساختاری و جلوگیری از تسری معضلات سیاسی به حوزه ورزش، فوتبال میتواند به عنوان سرمایهای اجتماعی برای عبور از بحرانها و پیشبرد اهداف کلان ملی عمل کند.« فوتبال و ملتسازی؛ روایت تازهای از هویت ملی در میدان جهانی»در بخش دیگری از نشست نقد و بررسی کتاب «جام جهانی فوتبال: هویت ملی و منزلت بینالمللی»، دکتر احسان محمدی مدرس دانگاه و رئیس آکادمی دیپلماسی، با نگاهی تحلیلی به جایگاه فوتبال در مناسبات جهانی، آن را نه صرفاً یک ورزش، بلکه یک «ابرپدیده اجتماعی و سیاسی» توصیف کرد. وی با تأکید بر اینکه فوتبال باید در چارچوب تحول مفهوم قدرت—از قدرت سخت به قدرت نرم و هوشمند—فهمیده شود، تصریح کرد که در عصری که دولتها، نهادهای بینالمللی و شهروندان همگی بازیگر این میدان هستند، «دیپلماسی فوتبال» به معنای استفاده از این ظرفیت برای پیشبرد منافع ملی است.دکتر محمدی با هشدار نسبت به اینکه قدرتهای بزرگ، فوتبال را عرصهای راهبردی میدانند و برای حذف یا مهار رقبای خود از آن بهره میبرند، تأکید کرد که فوتبال یکی از میدانهای حیاتی منافع ملی است و نباید آن را از سایر عرصههای مهم کشور جدا دانست. از منظر این پژوهشگر، تیم ملی فارغ از سلیقهها و گرایشهای سیاسی، نماد عینی همبستگی تمامی اقوام، ادیان و فرهنگهای ایرانی و تجلی «هویت ملی» است؛ لذا انتساب آن به گروههای خاص، مغایر با ماهیت فراگیر و ملی آن محسوب میشود. او معتقد است غرور ملی در این عرصه تنها در گرو نتیجه بازی نیست، بلکه ثمره نمایش شجاعت، کیفیت بازی و بازتاب روحیات جمعی ملت است که در لحظات برد و باخت، همذاتپنداری عمیقی ایجاد میکند.
در نهایت، وی تأکید کرد که پیشبرد منافع ملی در تمام میدانها، وظیفهای داخلی است و هرگز نباید در انتظار تأمین آن از سوی طرفهای خارجی بود؛ بلکه موفقیت در این عرصه مستلزم خودباوری و مدیریت هوشمندانه داخلی است.دکتر محمدی در جمعبندی سخنان خود، تحلیلش را بر دو محور کلیدی متمرکز کرد:نخست، پیوند فوتبال با هویت ملی؛ وی معتقد است هویت ملی به تمام ایرانیان با هر سلیقه و قومیت تعلق دارد و تیم ملی نماینده کل جامعه است. ابراز تفاوت دیدگاههای سیاسی نباید مخلّ انسجام ملی تلقی شود، چرا که هویت ملی در پیوند عاطفی ناخودآگاه مردم (شادی مشترک پس از گل یا اندوه جمعی در باخت) آشکار میشود. ملت یعنی مردمی با خاطرات، رنجها و آرمانهای مشترک، و فوتبال با تمام فراز و فرودهایش، این احساسات جمعی را تمرین داده و به «ملتتر شدن» و انسجام جامعه کمک میکند.دوم، جایگاه متفاوت فوتبال در عرصه روابط بینالملل؛ دکتر محمدی با مقایسه فوتبال و المپیک، بیان داشت که برخلاف المپیک که جدول نهایی آن بازتابدهنده ساختار قدرت سخت دولتها در روابط بینالملل (مشابه شورای امنیت) است، فوتبال از این الگو تبعیت نمیکند. فوتبال فضایی منعطف است که به کشورها اجازه میدهد فارغ از وزن سیاسی و سنتی خود، بازیگری کنند. کشورها میتوانند از طریق این رویداد، میزبانی و دیپلماسی عمومی، تصویری فراتر از قدرت واقعی خود در سیاست جهانی به نمایش بگذارند و بدین وسیله، منزلت بینالمللی کسب کنند.
14:31 - 29 تیر 1405