بدترین مدیران
بدترین مدیران در حدیثی از سالار شهیداندر روایتی از امام حسین علیه السلام چنین نقل شده است که آن حضرت به کرّات سه چیز را به عنوان بدترین ویژگیها و خصلتهای حاکمان و مدیران یک جامعه (شَرُّ خِصَالِ الْمُلُوكِ) ذکر میکرد: یک. الْجُبْنُ مِنَ الْأَعْدَاءِ: ترس از دشمنان؛ خضوع در برابر نهیب آنان و سکوت در برابر تهدیدهایشان؛ اینکه چرا این صفت از بدترین صفات حاکمان یک جامعه است شاید بدان دلیل باشد که حاکمان ترسو، میتوانند یک جامعه شجاع و نترس را به خاک ذلت بکشانند. حاکمان ترسو به دلیل حقارت باطنی و درونیشان، اعتماد به نفس ندارند. هیچ اعتقادی به «ما میتوانیم» ندارند. بلکه توانایی درک و فهم و دیدن نقاط قوت و توانمندیهای ملت خود را هم ندارند. همه توجه آنان بر نقاط قوت دشمن متمرکز میشود. نتیجه چنین وضعیتی هم معلوم است: «ذلیل شدن یک ملت.» دو. وَ الْقَسْوَةُ عَلَى الضُّعَفَاءِ: سنگدلی با ناتوانان؛ بیمهری و بیرحمی نسبت به منتقدان؛ خشونت و قساوت و شدت عمل نسبت به مخالفان. این خصلت، نتیجه طبیعتی، خصلت اول است! حاکمی که از دشمن میترسد، و در برابر قدرتهای خارجی احساس حقارت و ذلت میکند، زور و قدرت و قوت خود را در مواجهه با مخالفان و منتقدان داخلی تخلیه میکند! وقتی حاکمی، گاو شیرده قدرتهای خارجی باشد، برای نشان دادن اقتدار خود، حاضر است مخالفان و منتقدانش را ارّه کند! یعنی حاضر است قساوتبارترین و خشنترین رفتارها را با منتقدان خود داشته باشد.
سه. وَ الْبُخْلُ عِنْدَ الْإِعْطَاءِ: و بخل و خساست به هنگام بخشش؛ دریغورزی به گاه خدمت. چنین حاکمانی اهل ریسک نیستند. آن احساس حقارت و ناتوانی درونی در برابر قدرتهای بیرونی، خودش را در مقام مدیریت منابع هم نشان میدهد! دائماً از ناتوانیها و ناداریها و ضعفها و کمبودها مینالد و حاضر به ایجاد گشایش برای ملت خود نیست. چنین حاکمانی موجب قفلشدگی جامعه میشوند. جامعه را از حرکت طبیعی خود باز میدارند! با خساست در تخصیص منابع، استعدادها را میمیرانند و امیدها را به یأس تبدیل میکنند. نیروهای خلاق و بانشاط را دچار سرخوردگی و بیتفاوتی میکنند.
08:50 - 3 تیر 1405