دستمان در دستِ کیست؟
بر مدار آیه ________________________وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا فرقان، ۲۷ و ۲۸و روزی که ستمکار، دو دستِ خود را (از شدتِ حسرت) به دندان میگزد و میگوید: «ای کاش با پیامبر، راهی برگزیده بودم! ای وای بر من! کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم!»تصویرِ قرآن از «یومالحسره»، تصویرِ کسی است که نه یک انگشت، که دو دستِ خود را از خشم و اندوه میجود. چرا؟ چون میفهمد که «مقصدِ» او را، «همسفرانش ، رفقایش» تعیین کردهاند. انسان، حاصلِ انتخابهای خویشتن است و در این میان، هیچ انتخاب و پیوندی به اندازهی «دوست»، ریلِ زندگی را تغییر نمیدهد. رفیق، فقط همنشینِ لحظاتِ فراغت نیست؛ رفیق، «راه» است؛ «طریق» است ، سرنوشت است.اگر امروز به غبارهای فتنه و اغتشاشاتِ اخیر بنگریم، ردپای این آیه را در زندگیِ جوانانی میبینیم که بازیچهی دستانِ ناپاک اجنبی شدند. بسیاری از کسانی که در این مسیرِ انحرافی قدم گذاشتند، نه از سرِ دشمنیِ ریشهدار، بلکه بر اثرِ «اغفال» و «رفاقتهای مسموم» به بیراهه رفتند. دشمن، امروز نه در میدانِ جنگ، که در کالبدِ «رفیق» و در لایههای پنهانِ «فضای مجازی» ظاهر شده است.فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، به تعبیرِ دقیق، به «قتلگاهِ جوانان» بدل گشته است. جایی که رفاقتها دیگر نه بر اساسِ معرفت، که بر پایهی «لایک» و «فالو» و القائاتِ شیاطینِ انسی شکل میگیرد.
بعضی از جوانان و حتی بزرگترها در این فضای غبارآلود، رفیقی را برمیگزیند که او را به جای «صراطِ حق»، به سمتِ «پشیمانیِ ابدی» میبرد. این همان «مارِخوشخطوخال» است که زهرش، غفلت از حق و بازی خوردن در پازلِ دشمنان قسم خورده ایران عزیزمان ؛آمریکای جنایتکار و رژیم کودک کش اسرائیل است. دشمنی که در کمینِ بصیرتِ ماست تا جای شهید و جلاد را عوض کند.آیه هشدار میدهد که شیطان، انسان را در میانه راه، تنها و «مخذول» رها میکند؛ درست همانگونه که لیدرهای فتنهجو، جوانان را به مسلخِ انحراف و اغتشاش کشانده و خود در سایه نشستند.در منطقِ وحی، رفاقت یک پیوندِ خنثی نیست. همانگونه که حضرت علی(ع) میفرماید: «التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ»مهرورزی و دوستی، نیمی از خرد است؛ اما همین پیوند اگر از سرِ حماقت باشد، ایمانسوز میشود. اسلام اما در برابر این خطر، بنبست نمیسازد؛ بلکه شکوهِ «اخوّت» را پیش میکشد. اگر رفاقتِ ناباب و فضای مجازیِ رها شده، مسیرِ دوزخ است، «برادریِ ایمانی» و «بصیرت» ریسمانِ نجات است. آیهی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» یک شعار نیست؛ یک سنگر است برای حفظِ جوانان از تیرهای زهرآگینِ دشمن.این برادری، حقوقی دارد که ترازوی انسانیتِ ماست. پوشاندنِ رازها، گذشت از خطاها، وفای به عهد و گرهگشایی از نیازِ برادر، و ...سی حقِ واجبی است که بر گردنِ ماست. برادرِ واقعی کسی است که دیدارش ما را به یادِ خدا بیندازد و در تلاطمهای روزگار و فتنههای سیاسی، دستمان را رها نکند تا بازیچهی بیگانگان نشویم.
باید به خودمان برگردیم و در آینهی این آیه، به اطرافیانمان و به آنچه در خلوتِ گوشیهای تلفنِ همراهمان میگذرد، خیره شویم. آیا این رفاقتهای شیشهای و مجازی، ما را به «طریق حق و حقیقت» میرساند یا به سنگلاخِ «حسرت»؟ خردمند کسی است که پیش از رسیدنِ آن روزی که پشیمانی سودی ندارد، مرزهای دوستیِ خود را بازخوانی کند.رفاقتِ با معرفت، یعنی گره خوردن با قرآن و امامت و ولایت؛ یعنی آمیختنِ خون و جان با مرامی که در غبارهای فتنه، ما را از خیمهی حق دور نمیکند. ما به رفیقی نیاز داریم که در غیابمان، سپرِ آبرویمان باشد و در تلاطمهای سیاسی و اجتماعی، قطبنمای بصیرتمان.لحظهای با خودمان روراست باشیم و شناسنامهی رفاقتهایمان را ورق بزنیم؛ آیا دستی که امروز در طولِ روز، آگاهانه یا ناآگاهانه در دستانِ اوست (چه در عالمِ حقیقت و چه در دنیایِ پُر فریبِ مجازی)، همان دستی است که فردا ما را به آغوشِ پیامبر(ص) میرساند؟ یا دستی است که از شدتِ اندوه، آن را به دندان خواهیم گزید؟مبادا فردای قیامت، تلخترین فریادِ هستی از حنجرهی ما بلند شود که: يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا» ای وای بر من! ای کاش با فلانی رفیق نمیشدم...
00:51 - 5 اسفند 1404