همانگونه که مستحضرید بانکها به سمت کاهش شعب و ارایه خدمات غیر حضوری و از طریق نرم افزارهای جدید با مشارکت مشتریان و فین تکها و دیگر ابزارها پیش می روند و منظر بلند مدت بانکداری تخصصی شدن مشاغل و بکارگیری نیروهایی هست که پشت باجه دیده نمیشوند و اصطلاحا نیروی پشت باجه به حداقل و تعداد شعب به شدت کاهش می یابد. در چنین شرایطی و چشماندازی اقدام به ادغام ۶ بانک باعث به وجود آمدن تورم نیروی مازاد شده است که علاوه بر جانمایی نشدن پستهای قبلی در شرایط جدید باعث بحران مدیریت نیروی انسانی شده است و امکان رشد عادلانه تمام پرسنل ازبین رفته چه بسا نیرویی در بانک سپه با ۱۵ سال یا بیشتر سابقه به امید بازنشستگی همکاران و خالی شدن چارت سازمانی بوده است که امکان آن ازبین رفته از طرفی نیروهایی در بانک های ادغام شونده پست قبلی خود را از دست داده و بانک امکان ایجادپویایی برای نیروی انسانی را ندارد. همچنین تراکم نیروی انسانی باعث بوجود آمدن هزینههای پرسنلی نامتناسب شده و کاهش مزایا و از بین رفتن افق رشد و ترقی انگیزه کارکنان را نابود کرده بنابر این بنظر می رسد استفاده از نیروی فعال و سرمایه انسانی بزرگ این مجموعهها در شاخههای مرتبط مثل سایر بانکهایی که کمبود نیروی انسانی دارند یا زیر مجموعههای وزارت اقتصاد و دارایی میتواند بدون تغییر هزینه حقوق و دستمزد پرداختی دولت (از آنجا که بانک سپه دولتی است) بهرهوری را افزایش دهد لازم به ذکر است مسولین یا نمی بینند یا نمیخواهند ببینند که تراکم نیروی انسانی بشدت بالا رفته و این سرمایه در حال سوختن است و وانمود میکنند که مدیریت نیروی انسانی و منابع سازمانی بخوبی به سرانجام رسیده که هرگز اینچنین نیست و عواقب آن در سالهای آتی روشن خواهد شد.