موشکهای نقطهزن ایران با چه «رازی» از دل بنبست بیرون آمدند؟
چه رمزی پشت پرده موشکهایی نهفته است که دشمن را به وحشت انداخته و معادلات نظامی منطقه را تغییر دادهاند؟ موشکهایی که با وجود تحریمهای فلجکننده و نبود فناوری روز، نهتنها ساخته شدند که به نقطهزنترین موشکهای منطقه تبدیل گشتند. پاسخ را باید در وصیتنامه و خاطرات مردی جست که پدر این موشکها نام گرفت؛ شهید حسن طهرانی مقدم.
خبرگزاری فارس - اردبیل: در روزهایی که آسمان ایران عزیز، میزبان نوای شوم آژیر خطر و زمینش، آغوشی گشوده برای قبول پیکرهای مطهر دختران دانشآموز و کودکان بیگناه است، دلها بیش از هر زمان دیگری در جستجوی نوری برای هدایت، و پناهی برای آرامش، به ساحل وحی الهی پناه میبرد.جنگ، این هیولای بیرحمی که این بار از چشمان خشمگین رژیم کودک کش صهیونیستی و حامیان جنایتکارش، ارواح پاک بیپناهان را هدف گرفته است، هر روز پردهای دیگر از چهره کریه خود را نمایان میسازد. همانان که دم از آزادی و حقوق بشر میزدند، امروز تا آرنج در خون پاک دختران این مرزوبوم فرورفتهاند. مدارس دخترانه، بیمارستانهای دردمندان و خانههای بیپناهان، اکنون به میدانهای جنگی تبدیل شدهاند که آتش آن از بیرون مرزها شعلهور شده است.اما در این میان، زمزمهای از اعماق تاریخ، از اعماق قرآن، دل مردان و زنان این سرزمین را تسلی میبخشد و روح مقاومت را در کالبد زمانه میدمد. خدای متعال در آیه ۶۹ سوره مبارکه عنکبوت، با بیانی شیوا و جاودانه، معادلهای طلایی را به جهانیان عرضه میکند: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»و کسانی را که در راه ما مجاهدت کنند، قطعاً به راههای خود هدایتشان میکنیم.این آیه، نه یک وعده ساده که یک قرارداد الهی است. قراردادی که در آن، خداوند متعال «هدایت» را در تمام ابعادش (هدایت درونی، فکری، علمی، عملی و حتی پیروزیهای نظامی) در گرو «جهاد و تلاش بیامان» قرار داده است. این همان رمز ماندگاری و پیشرفت در طوفانهای سهمگین تاریخ است.
از لوطی بازار تا «حر» کربلای انقلاب
این پیوند عمیق را در بزنگاههای تاریخی این مرزوبوم بهوضوح میتوان دید. درست در روزهای خفقان و سیاهی طاغوت، در میدان «حر» تهران، مردی ظهور کرد که تمام وجودش، تفسیری زنده از این آیه بود. «طیب حاجرضایی» ؛ نامی که تا پیش از آن، برای بسیاری یادآور لوطیگری، چاقوکشی و حتی همراهی با رژیم پهلوی در کودتای ۲۸ مرداد بود. کسی که روزی برای تولد ولیعهد، خیابان مولوی تا شوش را فرش گل میکرد، اینک در شب عاشورای ۱۳۴۲، کارتی متفاوت رو میکند.او که بزرگترین دسته عزاداری تهران را رهبری میکرد، تصمیمی شجاعانه گرفت: بر سردر تکیه خود، عکسهای امام خمینی (ره) را نصب کرد. پیام تهدیدآمیز فرستاده شاه (رسول پرویز) با این پاسخ کوبنده او مواجه شد: «عکسها را بر نمیدارم. هر چه میخواهد بشود!» این سرپیچی در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به اوج خود رسید. رژیم از طیب خواست تا قیام مردم در میدان بارفروشها را سرکوب کند، اما او نهتنها این کار را نکرد که میدان را تعطیل نمود و خود به عنصری کلیدی در گسترش موج اعتراضات تبدیل شد. دستگیری او حتمی بود.
در شکنجهگاه ساواک، با دستبندهای قپونای که استخوانهایش را خرد میکرد، یک خواسته داشتند: «بگو از خمینی پول گرفتهای تا غائله را راه بیندازی و آزاد میشوی.» یک اعتراف دروغین میتوانست نهضت را با تهمت وابستگی مالی بیاعتبار کند.اما طیب که اکنون به «حر» کربلای انقلاب تبدیل شده بود، زیر شکنجه، پوزخند نصیری را با یک ناسزای لوطیمنشانه پاسخ داد و در جملهای تاریخساز گفت: «من عمرم را کردهام؛ اما حاضر نیستم در پایان عمرم، به کسی که مرجع تقلید است و جانشین ولیعصر (عج) تهمت بزنم. من به دستگاه امام حسین (ع) خیانت نمیکنم.» او جان داد، اما خیانت نکرد و خداوند، هدایت ابدی را نصیبش کرد. امام خمینی (ره) شخصاً برای رد مظالم او هزینه پرداخت و برایش نماز وحشت خواندند و پس از پیروزی انقلاب، بر سر مزارش حاضر شدند. جمله حک شده بر سنگ مزار این «حر» معاصر، خلاصهای از تمام زندگی اوست: «به خدا من این سید را نمیشناسم؛ اما با بچه حضرت زهرا (س) در نمیافتم!» آری، جهاد او در راه ولایت، او را به قلههای رفیع هدایت رساند.
موشکهای نقطه زن ایران با چه «رازی» از دل بنبستها بیرون آمدند؟
اما این معادله الهی، تنها به گذشته تعلق ندارد. در روزگار ما نیز، مردانی بوده و هستند که با تمسک به همین رمز، قلههای بهظاهر غیر قابل فتح را یکی پس از دیگری فتح کردهاند. شاید برای بسیاری این سؤال مطرح باشد که چه رمزی پشت پرده موشکهایی نهفته است که دشمن را به وحشت انداخته و معادلات نظامی منطقه را تغییر دادهاند؟ موشکهایی که با وجود تحریمهای فلجکننده و نبود فناوری روز، نهتنها ساخته شدند که به نقطهزنترین موشکهای منطقه تبدیل گشتند. پاسخ را باید در وصیتنامه و خاطرات مردی جست که پدر این موشکها نام گرفت؛ شهید حسن طهرانی مقدم.سردار بزرگوار، شهید «حسن طهرانی مقدم»، پدر موشکی ایران، نمونهای دیگر از این ایمان و جهاد است. او که تمام عمر خود را در جهاد با دشمنان خدا گذراند، هرگاه به بنبست میرسید، با توسل به حضرت زهرا (س) آن را میگشود.سردار شهید حاجیزاده، خاطرهای از او نقل میکند که گویای همین حقیقت است: در شرایطی که مسئولیتی بسیار بزرگ و سنگین بر دوش او نهاده شد و انجام آن با وجود نبود فناوری و امکانات، امری محال به نظر میرسید، به سراغ حاج حسن رفت و از سختی کارگفت. نگاه پرمعنای شهید طهرانی مقدم، مسیر زندگیاش را تغییر داد. او گفت: «میخواهی در این کار موفق شوی؟... پس کلیدش را خوب گوش کن. تمام نیروهایی که مسئول این کار هستند را جمع کن. دستهایتان را در دست هم بگذارید و با هم عهد ببندید.»
سپس دقیقاً گفت چه بگویند: «خدایا، ما این کار را فقط برای رضای تو انجام میدهیم. هر ثواب و هر موفقیتی که از این تلاش به دست آمد، آن را برای خودمان نمیخواهیم. میخواهیم آن را تقدیم کنیم به حضرت زهرا (س). اگر این کار را بکنید، قطعاً موفق میشوید.» و این چنین شد. آن کار بزرگ و نشدنی، با آن نیت خالص، به بهترین شکل ممکن به سرانجام رسید. این است معنای «جاهَدُوا فینا»؛ این است برکت توسل و اخلاص. موشکهای نقطه زن امروز ایران، محصول همین نگاهاند؛ محصول جهاد خستگیناپذیری که با یک عهد آسمانی با صاحب آن، گرهخورده بود.
امروز که بار دیگر دشمنان اسلام و انسانیت، با سلاحهای پیشرفته و حمایتهای همهجانبه استکبار، به جان ملت ما افتادهاند و خون پاک دختران و فرزندانمان را بر زمین میریزند، پیام آیه و این روایتها روشن است.تنها با «جهاد» - چه جهاد نظامی در میدان نبرد، چه جهاد علمی برای خودکفایی و چه جهاد با نفس برای حفظ ایمان - است که میتوان از خداوند «هدایت» ویژه طلبید. دشمن هر چقدر هم پیشرفته باشد، وقتی در مقابل اراده ملتی قرار گیرد که با خدای خود عهد بستهاند و کار را فقط برای رضای او و تقدیم به ساحت مقدس اولیایش انجام میدهند، بهناچار بهزانو در خواهد آمد.ما اگر بفهمیم که پیروزی نهایی، نه در گرو موشکها و سلاحها که در گرو «نیت پاک» و «جهاد خالصانه» است، آنگاه نهتنها از شهادت عزیزانمان هراس نداریم که آن را نقطه اوج افتخار و هدایت الهی میدانیم.این روزها هرگاه دلتان گرفت، به یاد طیب بیاورید که از دل گناه به اوج عصمت رسید، و به یاد حسن طهرانی مقدم بیاورید که با یک عهد ساده با حضرت زهرا (س)، بنبستها را گشود. بدانید که خداوند، هدایت خود را از هیچ مجاهدی دریغ نمیکند.«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» نه یک شعار که یک حقیقت تغییرناپذیر الهی است. ما بر این عهد باخدا ایستادهایم. پیروزی از آن جهادگران راه حق است.
11:03 - 21 اسفند 1404