روز قدس؛ از راهپیمایی مردمی تا معادله ژئوپلیتیک

روز جهانی قدس که به ابتکار امام خمینی در سال ۱۳۵۸ و در آخرین جمعه ماه رمضان نام‌گذاری شد، صرفاً یک مراسم نمادین یا مذهبی نیست، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیکی و گفتمانی برای زنده نگه داشتن مسئله فلسطین در سطح افکار عمومی جهان و ایجاد فشار سیاسی بر ساختارهای قدرت بین‌المللی است. این روز طی دهه‌ها به یک صحنه تلاقی سیاست، هویت اسلامی، مقاومت منطقه‌ای و جنگ روایت‌ها تبدیل شده است. از منظر نخبگان سیاسی، این ابتکار نوعی «نهادسازی فراملی» برای شکل‌دهی به افکار عمومی جهان اسلام تلقی می‌شود؛ از نگاه نظامی، پیوندی میان قدرت نرم و بازدارندگی مقاومت منطقه‌ای ایجاد می‌کند؛ و از دیدگاه نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل، نمونه‌ای از بسیج نمادین برای تغییر موازنه گفتمانی در نظام جهانی محسوب می‌شود.
روز جهانی قدس را می‌توان یکی از معدود ابتکارهای سیاسی قرن بیستم دانست که در آن یک مفهوم مذهبی به یک ابزار ژئوپلیتیکی تبدیل شد. امام خمینی در پیام تاریخی خود در مرداد ۱۳۵۸ اعلام کرد: «روز قدس روز اسلام است، روزی است که باید سرنوشت ملت‌های مستضعف معلوم شود.» این جمله در واقع چارچوب نظری این مناسبت را مشخص می‌کند؛ یعنی انتقال مسئله فلسطین از یک منازعه محلی عربی-اسرائیلی به یک مسئله جهانی و هویتی برای جهان اسلام. بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند این اقدام نوعی «بازتعریف میدان سیاست» بود. به تعبیر ادوارد سعید، متفکر برجسته فلسطینی، مسئله فلسطین همواره در معرض «فراموشی برنامه‌ریزی‌شده در روایت‌های قدرت جهانی» بوده است. روز قدس دقیقاً در برابر همین فراموشی ساختاری عمل می‌کند؛ یعنی هر سال یک یادآوری جمعی ایجاد می‌کند که اجازه نمی‌دهد مسئله فلسطین از دستور کار افکار عمومی خارج شود. از منظر نظریه‌های قدرت نرم نیز این پدیده قابل تحلیل است. جوزف نای معتقد است قدرت نرم یعنی «توانایی شکل دادن به ترجیحات دیگران از طریق جاذبه و گفتمان». راهپیمایی روز قدس در بسیاری از کشورها در واقع نوعی اعمال قدرت نرم در سطح اجتماعی است که تلاش می‌کند روایت مقاومت و حمایت از فلسطین را در ذهن افکار عمومی تثبیت کند. بنابراین این روز صرفاً یک تجمع نیست، بلکه یک سازوکار سالانه برای بازتولید یک گفتمان سیاسی در سطح منطقه‌ای و جهانی محسوب می‌شود.
از منظر نخبگانی و نظری، روز قدس را می‌توان نوعی «نهاد نمادین فراملی» دانست که هدف آن ایجاد همبستگی سیاسی میان ملت‌های مسلمان است. بندیکت اندرسون، نظریه‌پرداز مشهور ملی‌گرایی، در کتاب «جماعت‌های خیالی» توضیح می‌دهد که هویت‌های جمعی از طریق آیین‌ها و نمادهای مشترک ساخته می‌شوند. راهپیمایی روز قدس دقیقاً چنین کارکردی دارد؛ یعنی ایجاد یک آیین سیاسی مشترک که میلیون‌ها نفر در کشورهای مختلف در آن مشارکت می‌کنند. این آیین جمعی باعث می‌شود مسئله فلسطین نه فقط به عنوان یک بحران جغرافیایی، بلکه به عنوان بخشی از هویت سیاسی جهان اسلام درک شود. در همین چارچوب، یاسر عرفات رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در دهه ۱۹۸۰ بارها تأکید کرده بود که «روز قدس نشان داد فلسطین تنها نیست و این مسئله به وجدان امت اسلامی تبدیل شده است.» از منظر علوم سیاسی، این فرآیند را می‌توان «بین‌المللی‌سازی یک مسئله منطقه‌ای» نامید. در روابط بین‌الملل، هنگامی که یک موضوع در افکار عمومی جهانی تکرار و بازنمایی شود، به تدریج به یک مطالبه سیاسی در سطح دولت‌ها تبدیل می‌شود. راهپیمایی‌های سالانه روز قدس در ده‌ها کشور دقیقاً چنین نقشی ایفا کرده‌اند؛ یعنی تبدیل مسئله فلسطین به یک موضوع دائمی در فضای رسانه‌ای و سیاسی جهان. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران خاورمیانه معتقدند این روز نوعی «دیپلماسی مردمی» است که بدون نیاز به ساختارهای رسمی دولتی، افکار عمومی جهانی را درگیر یک موضوع ژئوپلیتیکی می‌کند.
از دیدگاه سیاسی و ژئوپلیتیکی، اهمیت روز قدس در این است که یک محور گفتمانی برای تقابل روایت‌ها در خاورمیانه ایجاد کرده است. هنری کیسینجر در تحلیل سیاست خاورمیانه بارها اشاره کرده است که «در این منطقه، جنگ‌ها فقط بر سر زمین نیستند، بلکه بر سر روایت‌ها و مشروعیت نیز هستند.» راهپیمایی روز قدس را می‌توان بخشی از همین جنگ روایت‌ها دانست. در یک سوی این میدان، روایت رسمی بسیاری از قدرت‌های غربی قرار دارد که مسئله فلسطین را در چارچوب امنیت اسرائیل تعریف می‌کنند؛ و در سوی دیگر، روایت مقاومت که بر حق تعیین سرنوشت فلسطینیان تأکید دارد. روز قدس عملاً بستری است برای تقویت روایت دوم. از این منظر، این مراسم سالانه به نوعی «بازنمایی نمادین مقاومت» تبدیل شده است. رسانه‌ها، شعارها، سخنرانی‌ها و حضور گسترده مردم در این راهپیمایی، همگی عناصر یک جنگ نرم محسوب می‌شوند. در علوم ارتباطات سیاسی گفته می‌شود که تکرار یک نماد در طول زمان می‌تواند به یک «نهاد گفتمانی» تبدیل شود. روز قدس طی بیش از چهار دهه دقیقاً چنین جایگاهی پیدا کرده است. هر سال با نزدیک شدن به پایان ماه رمضان، رسانه‌ها، تحلیلگران و دولت‌ها دوباره به مسئله فلسطین توجه می‌کنند. در نتیجه این روز نوعی «ریست سالانه گفتمان فلسطین» در فضای سیاسی جهان به شمار می‌رود.
از منظر نظامی و امنیتی نیز روز قدس تنها یک مراسم نمادین نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی در محور مقاومت تلقی می‌شود. ژنرال کارل فون کلاوزویتس در نظریه مشهور خود می‌گوید: «جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است.» اگر این گزاره را معکوس کنیم، می‌توان گفت سیاست نیز گاهی ادامه جنگ با ابزارهای غیرنظامی است. راهپیمایی‌های گسترده روز قدس را می‌توان نوعی نمایش قدرت اجتماعی دانست که پیام سیاسی و امنیتی مشخصی دارد: اینکه مسئله فلسطین هنوز در سطح افکار عمومی زنده است و هرگونه تغییر موازنه در منطقه با واکنش اجتماعی گسترده مواجه خواهد شد. برخی تحلیلگران نظامی معتقدند این حضور مردمی به نوعی «عمق استراتژیک اجتماعی» برای گروه‌های مقاومت ایجاد می‌کند. به بیان دیگر، وقتی یک حرکت سیاسی پشتوانه اجتماعی گسترده داشته باشد، در معادلات امنیتی نیز وزن بیشتری پیدا می‌کند. شهید قاسم سلیمانی در یکی از سخنرانی‌های خود به همین نکته اشاره کرده و گفته بود: «قدرت مقاومت فقط در سلاح نیست، بلکه در دل‌های میلیون‌ها انسانی است که به آرمان فلسطین ایمان دارند.» از این منظر، راهپیمایی روز قدس بخشی از پیوند میان قدرت سخت و قدرت نرم در منطقه محسوب می‌شود؛ یعنی ترکیبی از حمایت مردمی، مشروعیت سیاسی و توان نظامی که در کنار هم یک ساختار بازدارنده ایجاد می‌کنند.
در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی، روز قدس نمونه‌ای از «بسیج نمادین» در مقیاس فراملی است. چارلز تیلی، جامعه‌شناس برجسته جنبش‌های اجتماعی، معتقد است که تظاهرات و تجمعات بزرگ نقش مهمی در شکل‌دهی به قدرت جمعی دارند، زیرا این تجمعات به مردم نشان می‌دهند که در یک مطالبه مشترک تنها نیستند. راهپیمایی روز قدس دقیقاً چنین اثری دارد. وقتی میلیون‌ها نفر در کشورهای مختلف در یک روز مشخص با یک شعار مشترک به خیابان می‌آیند، نوعی حس همبستگی جهانی شکل می‌گیرد. این همبستگی به مرور زمان می‌تواند به شبکه‌های سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری منجر شود. در بسیاری از کشورها، فعالیت‌های حمایتی از فلسطین، کمپین‌های رسانه‌ای، سازمان‌های مردم‌نهاد و حتی جنبش‌های دانشگاهی از دل همین فضای نمادین شکل گرفته‌اند. بنابراین روز قدس صرفاً یک رخداد یک‌روزه نیست، بلکه نقطه اوج یک چرخه سالانه از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی محسوب می‌شود. از این منظر، این روز را می‌توان نوعی «موتور محرک حافظه سیاسی جمعی» دانست که اجازه نمی‌دهد مسئله فلسطین در گذر زمان به حاشیه رانده شود.
یکی دیگر از ابعاد مهم روز قدس، نقش آن در شکل‌دهی به هویت سیاسی جهان اسلام در دوران معاصر است. ساموئل هانتینگتون در نظریه «برخورد تمدن‌ها» معتقد بود که هویت‌های فرهنگی و تمدنی در آینده سیاست جهانی نقش پررنگ‌تری خواهند داشت. اگرچه بسیاری از پژوهشگران با این نظریه موافق نیستند، اما یک نکته در آن قابل توجه است: اهمیت هویت در سیاست جهانی. روز قدس در واقع تلاشی برای تعریف یک هویت مشترک سیاسی-فرهنگی حول مسئله فلسطین است. این هویت نه صرفاً قومی است و نه صرفاً ملی؛ بلکه نوعی هویت فراملی است که بر مفهوم «امت» تکیه دارد. چنین هویتی می‌تواند مرزهای جغرافیایی را تا حدی کمرنگ کند و نوعی همبستگی سیاسی میان ملت‌های مختلف ایجاد کند. در همین چارچوب، بسیاری از اندیشمندان جهان اسلام تأکید کرده‌اند که فلسطین تنها یک سرزمین نیست، بلکه نماد عدالت‌خواهی در جهان معاصر است. این نگاه باعث شده روز قدس به تدریج از یک رویداد صرفاً منطقه‌ای فراتر رود و در برخی جوامع غربی نیز توسط گروه‌های مدنی و دانشگاهی برگزار شود.
در جمع‌بندی می‌توان گفت روز جهانی قدس پدیده‌ای چندبعدی است که همزمان کارکردهای مذهبی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی دارد. این روز نه تنها یادآور مسئله فلسطین است، بلکه به عنوان یک ابزار راهبردی برای حفظ این مسئله در سطح افکار عمومی جهان عمل می‌کند. در ادبیات روابط بین‌الملل گفته می‌شود که برخی مناسبت‌ها می‌توانند به «نهادهای نمادین» تبدیل شوند؛ یعنی رخدادهایی که با تکرار سالانه، معنا و تأثیر سیاسی پایدار پیدا می‌کنند. روز قدس طی بیش از چهار دهه دقیقاً به چنین نهادی تبدیل شده است. این روز هر سال شبکه‌ای از کنشگران سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای را فعال می‌کند و باعث می‌شود مسئله فلسطین دوباره در مرکز توجه قرار گیرد. در نهایت می‌توان گفت اهمیت راهپیمایی روز قدس در این است که نشان می‌دهد در سیاست جهانی، قدرت تنها در اختیار دولت‌ها نیست؛ بلکه افکار عمومی و حرکت‌های مردمی نیز می‌توانند در شکل‌دهی به معادلات سیاسی نقش تعیین‌کننده داشته باشند. از همین رو، روز قدس را می‌توان یکی از نمونه‌های کم‌نظیر در تاریخ معاصر دانست که در آن یک ابتکار سیاسی توانسته است به یک سنت جهانی و یک ابزار ماندگار در دیپلماسی عمومی تبدیل شود.دکتر عادل شیرازی#روز_قدس#راهپیمایی#رمضان#رهبر #جنگ
11:51 - 22 اسفند 1404

0 بازدید