میدانداری رسانههای ایران در روز سیزدهم جنگ
میدانداری رسانههای داخلی در اغتشاشات اخیر چگونه شکل گرفت؟ میدانداری که آمریکا و اسرائیل را در روز سیزدهم جنگ نیز ناکام گذاشت.
خبرگزاری فارس _ گروه رسانه: از دیرباز در هر رویداد امنیتی بیشک عرصه رسانه و روایتسازی یکی از مهمترین صحنههای رویارویی با دشمن بوده است. چیزی که گوبلز در جریان جنگ جهانی دوم به عنوان پروپاگاندا برای پیشبرد اهداف نازی به آن متوسل شد. اما امروزه دیگر رسانهها صرفا عنصری نقشآفرین نیستند بلکه بسیاری از نزاعهای چندبعدی بر بستر رسانه شکل میگیرند و در جهان بیرونی تصویر و نمادسازی میکنند و اهداف امنیتی و سیاسی و اقتصادی خود را رقم میزنند. اینجا دیگر رسانه صرفا ابزار نیست، بلکه یکی از میدانهای اصلی نبرد به شمار میرود که همچون سایر صحنههای رویارویی با دشمن این عرصه نیز نیاز به میدانداری دارد.
اغتشاشات اخیر در ایران، نمونهای بارز از این نزاع چندبعدی بود که ابتدا با تشدید تحریمها و فشارهای اقتصادی منجر به بیثباتی بازار ارز و اعتراضهای به حق اقشار گوناگون مردم شد. ولی این تنها پرده اول نبرد پیچیده طراحی شده توسط دشمن بود، این اعتراضها قرار بود با نمادسازی و تصویرسازی میدانی تبدیل به یک عملیات رسانهای علیه ایران شود که به دنبال آن میتوان اجماع جهانی علیه ایران، تشدید تحریمهای اقتصادی و محکومیتهای خارجی و حتی حمله نظامی را رقم زد. نمادسازی که در صحنه خیابان ابتدا با تصویر آن پسر جوانی که روبهروی نیروهای امنیتی زانو زده بود شروع شد و سپس با موجی از جریانهای رسانهای توسط رسانههای بیگانه و برخی از چهرههای داخلی همراه شد. این دوره از اغتشاشات یک تفاوت اساسی با حوادث سال ۱۴۰۱ نیز داشت و آن هم توسعه کاربرد هوش مصنوعی در تولید محتوا توسط رسانهها و تولیدکنندگان محتوا بود که میتوانست به شدت در تشدید شایعهها و ترویج روایتهای غلط موثر باشد. اتفاقی که اگر رخ میداد با تکذیب و اطلاعرسانی پسینی نمیشد با آن مقابله به مثل کرد. پس بهترین تصمیم در این مدت محدودسازی دسترسی به اینترنت بینالملل بود که تا حدود زیادی در کنترل فضای رسانهای موثر بود. اما باتوجه به محدودسازی اینترنت بینالملل نقش رسانههای داخلی بیش از پیش برای شکلدهی افکار عمومی و مدیریت آن به چشم میآمد.
تمرکز رسانههای جریان اصلی کشور اعم از صداوسیما و خبرگزاریهای داخلی بر برملا سازی ماهیت تروریستی تحرکات صورتگرفته بود. این رویکرد با انتشار بیواسطه و عریان تصاویر مربوط به شهادت نیروهای نظامی و بسیجیان آغاز شد؛ تصاویری که دفاعِ بیدفاع نیروهای امنیتی در برابر عملیات سازمانیافته تروریستی را در صحنه خیابان به نمایش میگذاشت. این مستندسازی صریح، تلاش دشمن برای سفیدنمایی خشونت را به چالش کشید.رسانههای داخلی تنها به شهادت نیروهای مدافع بسنده نکردند؛ آنها با مصاحبههای تأثیرگذار با خانوادههای داغدار مردم عادی که قربانی مستقیم آشوبها بودند، بُعد انسانی بحران را برجسته ساختند. این روایتها، که اغلب در کانون توجه رسانههای معاند قرار نمیگرفتند، نشان داد که دامنه خشونت، شهروندان عادی را نیز هدف قرار داده است و ابعاد «اعتراض مسالمتآمیز» را زیر سؤال برد.
بخش دیگری از پوشش خبری، متمرکز بر هتک حرمت به نمادها و اماکن مقدس بود؛ اقداماتی که در گزارشهای روز ۱۸ و ۱۹ دی ماه به وضوح در مناطقی همچون اهواز (مورد امامزاده سبزهقبا) ثبت شد. نمایش این تصاویر، به صراحت نشان داد که هدف نه اصلاحات سیاسی، بلکه تخریب بنیادین ساختارهای فرهنگی و دینی جامعه است، که این خود، لایههایی از سناریوی ضد ایرانی را افشا میکرد.یکی از ظریفترین اقدامات رسانهای، تلاش برای رسمیت دادن به حرکتهای اعتراضی مشروع و تفکیک آن از اقدامات تروریستی سازمانیافته بود. این امر با پخش گسترده فیلمهای اعترافات آشوبگران دستگیر شده تسهیل شد؛ اعترافاتی که جزئیات دریافت پول، دریافت دستورالعملهای خارجی و آمادگی برای کشتار مردم را آشکار میکرد. این اسناد، تبدیل به ابزاری قاطع در خنثیسازی روایتهای تحریفشده شدند.
با کاهش التهابات خیابانی، نقش رسانههای داخلی به سوی تثبیت و برقراری آرامش روانی سوق پیدا کرد. این رسانهها با انتشار گزارشهای تحلیلی و هشدارهای دقیق درباره عواقب برخورد با عوامل تروریستی، به نوعی پیامآور ثبات و اقتدار بودند و به مردم اطمینان میدادند که ساختار امنیتی کشور بر اوضاع مسلط است. همچنین، رسانههای داخلی با سرعت عمل در انتشار جزئیات دستگیری مهرههای اصلی مرتبط با سرویسهای جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ابتکار عمل را در دست گرفتند. این اقدام اطلاعاتی-رسانهای، از مصادره این مهرهها به عنوان «قربانیان اعتراض» توسط رسانههای خارجی جلوگیری کرد و مسیر تبلیغاتی آنها را مختل ساخت.عملکرد رسانههای داخلی در این دوره، نمایانگر برخوردی هوشمندانه و آگاهانه بود؛ هوشمندی که از تأثیرپذیری مستقیم از فضاسازیهای تحریکآمیز خارجی دوری جست. این توانایی در تولید محتوای متکی بر واقعیتهای میدانی، بخش عمدهای از فعالیتهای دشمن برای فریب اذهان عمومی را ناکام گذاشت.
در مجموع، رسانههای جریان اصلی ایران در بحران اخیر، نه تنها در سایه، بلکه در خط مقدم مدیریت صحنه رسانهای قرار گرفتند. تلاش برای نمایش حقیقت عریان خشونت، افشای ارتباطات سازمانیافته خارجی و ارائه اسناد قاطع، به عنوان یک استراتژی دفاعی موفق عمل کرد و تضمین نمود که روایت رسمی کشور، با تکیه بر شواهد و مسئولیتپذیری، بر روایتهای مبتنی بر دروغ و تحریک غلبه کند.#اغتشاشات #اعتراضات اخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 22:20 - 27 دی 1404