پرچمی که از روضه تا مولودی برافراشته است
مردمِ اینجا با پرچم خونخواهی زندگی میکنند، فرقی نمیکند وسط روضه و مرثیهسرایی باشد یا جشن و مولودیخوانی، این علم انتقام است که برفراز میرود و باد به سمتش میوزد.
خبرگزاری فارس ـ کرمان، اینجا فقط یک حضور دو سه ساعته نیست، نبض زندگیست. کوچکشدهٔ شبانهروزهایِ ۶ ماهه است. نشاندهنده باری که به دوش میکشند و با آن زندگی میکنند.محفل عاشقان ایران است، پاتوق ارادتمندان به اسلام... جمع، جمعِ دلدادگان به این خاک است و مجلسِ شیفتگانِ این پرچم ...حلقه وصل مردمانیست که سر روی شانه خیابان گذاشتهاند تا یک وجبش را از دست ندهند، با خانواده آمدهاند و نشستهاند پای ستون اصلی خانهٔشان! میدانند اگر محکم به آن تکیه نزنند، خواهد لرزید، شببهشب میآیند، با همان شور، با همان شعور ... با خودشان فرش میآورند و خوراکیهای مورد علاقه فرزندانشان را ... پرچمهایشان را بالا میگیرند و ارادتشان را بیصدا فریاد میزنند.یک نفر از موکب پشت سر، سینی چای میآورد و محفل گرم میشود. موضوعات روز، روی زمین میریزد و هر کسی پیرامون آن تحلیلی دارد.مجلس که آغاز میشود، ذهنها به سمت جایگاه میآید، اما رفتارها تکان نمیخورد، ریتم مراسم را به خود میگیرد و همراه میشود.مردمِ اینجا با پرچم خونخواهی زندگی میکنند، فرقی نمیکند وسط روضه و مرثیهسرایی باشد یا جشن و مولودیخوانی، این علم انتقام است که برفراز میرود و باد به سمتش میوزد.مداح معروف کرمانی، از پیامبر مهربانیها میخواند و دستها برای قدوم مبارک حضرت احمد بالا میآید اما بازوها راه خودشان را میروند و یا لثاراتالامام از گوشه پرچمهای بالای سر روی زمین میچکد.
نام محمد که میآید لبها به خنده باز میشود اما دلها چرکین است، نگاهها رنگ امید میگیرد اما قلبها شکسته است، چشمها آینده روشنی را میبیند که امام شهید امت وعده داده اما سوز جانها را چه میشود کرد؟طی یک هفته گذشته میدان کوثر کرمان حالوهوای خاصی داشت، گاهی به جشن بود و گاهی به اشک، خاطرهها بدجوری دلها را به بازی میگرفت و آنها را به سیاهچال دلتنگی میانداخت.اما جملهها راه نجات میگشود و از اعماق سیاهیها به نور میرسید، شاید فقط چنگ زدن به ریسمان اهلبیت بود که چشمها را درخشان میکرد و دلها را استوار! فقط نام پیامبر بود که پیروان عاشوراییاش را به زندگی برمیگرداند و دوگانه هلهله با شور خونخواهی را در هم میآمیخت.کِل کشیدن دختران در میدان کوثر یا نورافشانی پسران چیزی از درونشان را تغییر نمیداد، آنها با امید انتقام خودشان را آرام کردند و در تجمعات عاشورایی خود، میلاد حضرت نبی را جشن گرفتند.
09:50 - 8 شهریور 1405