تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌روایت روز‌
تصویر نمایه‌ی ‌روایت روز‌

روایت روز

@DailyNews_Plus
تاریخ پیوستن: شهریور 1402

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌نعیمه جاویدی‌
@Naimejavidi6 روز پیش

موهایت را نشان بده؛ شرط تحصیل در باکو!

موهایت را نشان بده تا اجازه بدهیم درس بخوانی و باسواد شوی! این، چکیده ماجراهایی است که کشور آذربایجان این روزها برای اسلام‌ستیزی انجام می‌دهد!

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌
@afrooz_mahdian18 مهر 1405

آخرین روضه یحیی سنوار

نمی‌دانم یحیی در عمرش روضه شنیده بود یا نه. نمی‌دانم وقتی با اسماعیل هنیه سفر می‌کرد، صدای نوحه‌ای به گوشش خورده بود یا نه. اما آن لحظه با دست دیگرش، همان که هنوز جان داشت، چوبی را که کنارش افتاده بود برداشت و پرتاب کرد. نمی دانم می دانست دارد یکی از روضه های ما را زندگی می کند یا نه. آنجا که علمدار…نمایش بیشتر

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌اسماء خواجه زاده‌
@asmakhajehzadeh18 مهر 1405

کارت شناسایی‌ات را بده!

اسلحه را بالا آورده بود و به چیزی شلیک می‌کرد که سال‌ها فلسطینی‌ها بر اثر شلیک به آن می‌مردند، با این تفاوت که این‌بار اسلحه‌ای فلسطینی یک صهیونیست را هدف گرفته بود؛ اسلحه‌ای با پنج گلوله که یکی از آنها انگشتر عقیق داشت!

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌مریم شریفی‌
@maryamsharifi16 مهر 1405

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

9 اسفند اصلا قرار نبود سردار رضاییان در جمع مهمانان جلسه شورای عالی دفاع حضور داشته باشد اما وقتی ماموریت‌های پیش‌بینی‌نشده، مانع حضورفرمانده کل نیروی انتظامی و جانشینش در آن جلسه می‌شود، دقیقه90 قرعه به نام او یعنی معاون اطلاعات و امنیت فراجا می‌افتد که در نزدیک‌ترین محل به بیت رهبری، مهمان آن جلسه…نمایش بیشتر

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌فائزه طاووسی‌
@FaezehTavoosi15 مهر 1405

«ماجرای ۲۰۰ متر فاصله‌ای که به طوفان‌الاقصی رسید»

گاهی فقط ۲۰۰ متر میان یک کشاورز فلسطینی و درخت زیتونش فاصله بود، اما رسیدن به همان درخت می‌توانست به سفری ۲۰ کیلومتری تبدیل شود. سال‌ها بعد، وقتی نام فلسطین میان توافق‌ها و معادلات منطقه‌ای کم‌رنگ‌تر شد، اتفاقی افتاد که دوباره نگاه جهان را به سرزمینی برگرداند که هنوز برای ماندن می‌جنگید؛ طوفان‌الاقص…نمایش بیشتر

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌
@afrooz_mahdian10 مهر 1405

تا دیر نشده بیا

پدر چه خوش‌خیال بود که هول‌هولکی دستت را گذاشت توی دست دختری که نمیشناختیمش، فقط به این امید که شاید به زور او هم که شده، روزی دلت برای ما و اینجا تنگ شود. نشد. حتی یک بار.

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌روایت روز‌
@DailyNews_Plus8 مهر 1405

پسر ۶ ساله‌ای که در یک آن با صورت پاره پاره مادرش روبه‌رو شد

صدای انفجار که بلند شد، حسن قبل از همه دوید. نمی‌دانست چند قدم آن‌طرف‌تر قرار است با صحنه‌ای روبه‌رو شود که برای یک پسر ۶ ساله زیادی بزرگ بود؛ مادرش روی زمین افتاده بود و حسن فقط نگاه می‌کرد. آن روز هنوز نمی‌دانست این، آخرین باری نیست که صدای انفجار زندگی‌شان را زیرورو می‌کند.

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌اسماء خواجه زاده‌
@asmakhajehzadeh7 مهر 1405

راهی از بیروت که روی هیچ نقشه‌ای نیست

توی آشپزخانه ایستاده بودم. دلشوره‌ای که در مسیر حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) تا خانه به قلبم چسبیده بود قصد رها کردن نداشت.دخترک پشت میز نشسته بود و مشق می‌نوشت.

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌فائزه طاووسی‌
@FaezehTavoosi6 مهر 1405

تسبیحت هنوز دور مچِ دستم است، سید!

توی کارنامه کاری یک نویسنده چه پیش بیاید خستگی شب بیداری‌ها وکوبیدن‌های مکررش روی دکمه‌های کیبورد از تنش در می‌رود!؟یک اثرِ پرفروش؟ یا تجدید چاپ‌های مکرر!

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌نعیمه جاویدی‌
@Naimejavidi5 مهر 1405

نوار قلب «حنانه» را شبیه‌سازی کنید

مدرسه شجره طیبه میناب پر از زخم‌های تازه است. مثل ماجرای «حنانه»؛ دختری که پیکرش سالم بود اما شهید شد...

روایت روز بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌روایت روز‌
@DailyNews_Plus3 مهر 1405

سرباز کوچکی که چشم و صورتش را داد، اما تسلیم نشد

همان‌طور که یک چشم حسین به گوشی و یک چشمش به پیچر بود، دستگاه را برداشت. روی صفحه پیجر پیام Error ظاهر شده بود. باید دکمه OK را فشار می‌داد تا دستگاه آرام بگیرد، اما لمس دکمه همان و بلند شدن دود و صدای انفجار همان.