تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌
تصویر نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌

افروز مهدیان

@afrooz_mahdian
iri
تاریخ پیوستن: اسفند 1401
تصویر نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌
@afrooz_mahdian18 مهر 1405

آخرین روضه یحیی سنوار

نمی‌دانم یحیی در عمرش روضه شنیده بود یا نه. نمی‌دانم وقتی با اسماعیل هنیه سفر می‌کرد، صدای نوحه‌ای به گوشش خورده بود یا نه. اما آن لحظه با دست دیگرش، همان که هنوز جان داشت، چوبی را که کنارش افتاده بود برداشت و پرتاب کرد. نمی دانم می دانست دارد یکی از روضه های ما را زندگی می کند یا نه. آنجا که علمدار…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌
@afrooz_mahdian10 مهر 1405

تا دیر نشده بیا

پدر چه خوش‌خیال بود که هول‌هولکی دستت را گذاشت توی دست دختری که نمیشناختیمش، فقط به این امید که شاید به زور او هم که شده، روزی دلت برای ما و اینجا تنگ شود. نشد. حتی یک بار.

تصویر نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌
@afrooz_mahdian1 مهر 1405

اینجا در جایگاه تماشاگرها یا وسط میدان؟

وارد قطر که شدیم اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، پرچم‌ها بودند. پرچم کشورهای مختلف؛ برزیل و آرژانتین، ژاپن و کره و کشورهای شرق دور. چشمم بیشتر از آنکه روی صورت آدم‌ها بماند، روی پرچم‌هایشان می‌چرخید. انگار هویت آدم‌ها را نه رنگ پوستشان، نه شکل لباسشان و نه حتی زبانشان، که پرچمی که در دست گرفته‌اند، …نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌افروز مهدیان‌
@afrooz_mahdian1 مهر 1405

اول مهر ما کجا، اول مهر این بچه‌ها کجا!؟

مدرسه برای ما فقط جایی برای درس خواندن نبود؛ اولین جهان اجتماعی‌مان بود. جایی که یاد می‌گرفتیم دوست داشته باشیم، جدا شویم، دوباره دوست پیدا کنیم، بترسیم، شجاع شویم و جای خودمان را میان دیگران پیدا کنیم.