دوستت دارم ، اما چرا دلخور شدی !
گاهی زن و شوهر یکدیگر را دوست دارند، برای زندگیشان تلاش میکنند و حتی قصد ناراحتکردن هم ندارند؛ اما باز هم از رفتار یکدیگر دلگیر میشوند.یکی میگوید: «خواستم کمکت کنم!» دیگری پاسخ میدهد: «من کمک نمیخواستم؛ میخواستم مسئولیتش رو با هم قبول کنیم.»یکی میگوید: «که ازت تشکر کردم!» دیگری میپرسد: «پس چرا احساس میکنم زحمتهام دیده نمیشه؟»گاهی هم یک شوخی ساده، یک تصمیم بدون مشورت یا یک جمله نسنجیده، آغاز دلخوری میشود. روانشناسی چه میگوید؟در پژوهشهای روابط صمیمانه، مفهومی به نام «پاسخدهی ادراکشده شریک زندگی» اهمیت دارد؛ یعنی اینکه فرد احساس کند همسرش او را میفهمد، برای احساسات و نیازهایش ارزش قائل است و به او توجه دارد.این احساس فقط به نیت خوب وابسته نیست؛ شیوه بیان محبت و نحوه دریافت آن نیز اهمیت دارد.ممکن است رفتاری از نگاه یکی از همسران محبتآمیز باشد، اما دیگری آن را به شکل متفاوتی تجربه کند.البته یک سوءتفاهم کوچک بهتنهایی نشانه رابطه ناسالم نیست. مهم این است که زوجین چگونه درباره دلخوریها گفتوگو میکنند و برای اصلاح رفتارشان تلاش میکنند. در این پرونده چه میخوانیم؟۰۱ | «گفتم کمک میکنم؛ چرا ناراحت شدی؟» — مسئولیت مشترک در خانه ۰۲ | «مگه نگفتم ممنونم؟» — دیدهشدن تلاشهای روزمره۰۳ | «شوخی کردم؛ چرا بهت برخورد؟» — مرز شوخی و رنجش۰۴ | «چرا بدون من تصمیم گرفتی؟» — اهمیت مشارکت در تصمیمهای مشترک اینبار جور دیگری بگوییم...بهجای اینکه بپرسیم: «چرا از حرفم ناراحت شدی؟»گاهی بهتر است بپرسیم:«دوست دارم بدونم حرف یا رفتار من چه احساسی در تو ایجاد کرد.»زندگی مشترک فقط به دوستداشتن نیاز ندارد؛ به فهمیدن شیوه تجربه محبت در طرف مقابل هم نیاز دارد.
مرد وارد آشپزخانه میشود و میگوید:«کاری هست کمکت کنم؟»زن که از صبح مشغول کارهای خانه بوده، پاسخ میدهد:«چرا باید همیشه من بگم چی کار کنی؟»مرد تعجب میکند:«من که با محبت گفتم کمک میکنم!»اما مسئله شاید فقط شستن ظرفها یا مرتبکردن خانه نباشد.گاهی یکی از همسران احساس میکند علاوه بر انجام کارها، مسئول برنامهریزی، یادآوری و پیگیری همه امور نیز هست؛ درحالیکه دیگری تصور میکند با انجام چند کار مشخص، سهم خود را ادا کرده است. روانشناسی و پژوهشهای خانواده چه میگویند؟در مطالعات خانواده، علاوه بر تقسیم کارهای قابل مشاهده، به بخشی از فعالیتهای کمتر دیدهشده نیز توجه شده است؛ فعالیتهایی مانند پیشبینی نیازها، برنامهریزی، تصمیمگیری و پیگیری امور.این فعالیتها گاهی با عنوان «کار شناختی خانواده» شناخته میشوند.پژوهش آلیسون دمینگر نشان میدهد که برای شناخت تقسیم مسئولیت در خانواده، نباید فقط به انجام کارهای فیزیکی توجه کرد.بنابراین، ممکن است اختلاف زوجین بر سر یک کار کوچک، درواقع بازتاب احساس نابرابری در مدیریت مسئولیتها باشد.البته شکل عادلانه تقسیم کار در همه خانوادهها یکسان نیست؛ شرایط شغلی، سلامت، تواناییها و توافق زوجین اهمیت دارند. حالا چه کار کنیم؟▫️ کارهای خانه را فقط بر اساس انجامدادن تقسیم نکنیم؛ مسئولیت برنامهریزی و پیگیری را هم ببینیم.▫️ درباره توان و فرصت هر دو نفر گفتوگو کنیم.▫️ مسئولیتهای توافقشده را تا حد امکان بدون نیاز به یادآوری مداوم انجام دهیم.▫️ از زحمات یکدیگر قدردانی کنیم؛ حتی وقتی آن کار بخشی از مسئولیت توافقشده است.
زن میگوید:«امروز خیلی خسته شدم. از صبح دنبال کارهای خونه و بچهها بودم.»مرد پاسخ میدهد:«خب، منم که از سر کار اومدم! تازه بابت شام هم تشکر کردم.»زن میگوید:«بحث تشکر برای شام نیست؛ احساس میکنم اصلاً متوجه نمیشی چقدر کار کردم.»در خانوادهای دیگر، ممکن است مرد از اینکه تلاشهای شغلی و مسئولیتهایش دیده نمیشود، همین احساس را داشته باشد.گاهی اختلاف بر سر نبودن محبت نیست؛ بر سر دیدهنشدن تلاشهایی است که برای زندگی مشترک انجام میشود.🧠 روانشناسی چه میگوید؟پژوهشهای مربوط به قدردانی در روابط عاطفی نشان میدهند که ابراز سپاس و احساس قدردانی میتوانند با کیفیت رابطه و احساس ارتباط میان زوجین همراه باشند.اما قدردانی فقط تکرار یک «ممنونم» نیست.وقتی فرد بهطور مشخص نشان میدهد که تلاش همسرش را دیده و اهمیت آن را فهمیده است، پیام قدردانی روشنتر منتقل میشود.البته قدردانی جایگزین تقسیم عادلانه مسئولیتها یا حل اختلافهای واقعی نیست.نمیتوان انتظار داشت که صرفاً با تشکرکردن، فشار نامتوازن کارها برطرف شود.🌱 حالا چه کار کنیم؟▫️ بهجای تشکرهای کلی، به کار مشخصی اشاره کنیم که همسرمان انجام داده است.▫️ زحمتهای تکراری و روزمره را بدیهی فرض نکنیم.▫️ وقتی همسرمان از خستگی حرف میزند، پیش از مقایسه سختیهای خودمان، به او گوش بدهیم.▫️ اگر یکی از طرفین احساس فشار زیادی دارد، علاوه بر قدردانی، درباره تغییر تقسیم مسئولیتها صحبت کنیم. اینبار جور دیگری بگوییم... «خب، مگه نگفتم ممنون؟ دیگه چی میخوای؟» «میدونم امروز برای کارهای خونه و بچهها خیلی وقت گذاشتی. متوجه زحمتت هستم. بگو کدوم کار رو میتونیم از این به بعد بهتر تقسیم کنیم.»
در یک مهمانی خانوادگی، مرد با خنده میگوید:«خانم ما اگه بخواد آماده بشه، باید از صبح منتظرش باشیم!»همه میخندند.زن لبخند کمرنگی میزند، اما بعد از مهمانی میگوید:«دوست نداشتم جلوی بقیه این حرف رو بزنی.»مرد تعجب میکند:«شوخی کردم! مگه چی گفتم؟»ممکن است در موقعیتی دیگر، زن با شوخی درباره درآمد، ظاهر یا توانایی همسرش او را دلگیر کند.پس مسئله جنسیت گوینده نیست؛ مسئله فاصله میان قصد شوخیکننده و تجربه کسی است که موضوع شوخی قرار گرفته است.روانشناسی چه میگوید؟شوخطبعی میتواند در روابط صمیمانه به ایجاد نشاط، کاهش تنش و احساس نزدیکی کمک کند.اما همه شکلهای شوخی اثر یکسانی ندارند.پژوهشهای مربوط به سبکهای شوخطبعی میان شوخیهای پیونددهنده و شوخیهایی که با تمسخر، تحقیر یا آسیبزدن به دیگری همراهاند، تفاوت قائل میشوند.همچنین در روابط زوجین، اثر شوخی به زمینه ارتباط، نوع شوخی و برداشت طرف مقابل وابسته است.بنابراین، جمله «من فقط شوخی کردم» بهتنهایی تعیین نمیکند که رفتار ما برای دیگری خوشایند بوده است.🌱 حالا چه کار کنیم؟▫️ درباره موضوعات حساس همسرمان، بهویژه در جمع با احتیاط بیشتری شوخی کنیم.▫️ اگر همسرمان از شوخی ناراحت شد ابتدا احساسش را بشنویم.▫️ از تکرار شوخیای که میدانیم برای او آزاردهنده است، خودداری کنیم.▫️ شوخیهای مشترک و محبتآمیزی بسازیم که هر دو از آن لذت ببریم. اینبار جور دیگری بگوییم «چقدرحساسی! آدم دیگه نمیتونه باهات شوخی کنه.» «قصد ناراحتکردنت رو نداشتم، اما میفهمم که حرفم جلوی بقیه اذیتت کرده. سعی میکنم تکرارش نکنم.»و اگر از شوخی همسرمان ناراحت شدیم:«میدونم قصدت خندوندن جمع بوداما دوست ندارم درباره این موضوع جلوی دیگران شوخی کنیم.»
مرد با خوشحالی وارد خانه میشود:«برای آخر هفته با خانوادهام هماهنگ کردم بریم مسافرت!»زن میپرسد:«یعنی قبلش با من صحبت نکردی؟»مرد پاسخ میدهد:«فکرکردم خوشحال میشی. مگه سفر رفتن بده؟»زن میگوید:«نه، ولی منم برای آخر هفته برنامه داشتم.»گاهی هم یکی از همسران بدون مشورت، برای خریدی مهم یا پذیرایی از مهمانان تصمیم میگیرد و تصور میکند چون نیت خوبی داشته، طرف مقابل نیز حتماً خوشحال خواهد شد.اما دلخوری ممکن است نه از خود تصمیم، بلکه از احساس نادیدهگرفتهشدن در تصمیمی مشترک باشد. روانشناسی چه میگوید؟در نظریه خودتعیینگری، احساس خودمختاری و داشتن نقش در انتخابهای مربوط به زندگی، از نیازهای مهم روانشناختی انسان به شمار میرود.در روابط نزدیک نیز حمایت از خودمختاری طرف مقابل، یعنی توجه به دیدگاه، خواستهها و امکان مشارکت او در تصمیمهایی که بر زندگیاش اثر میگذارند.البته این به معنای ضرورت مشورت درباره تکتک تصمیمهای شخصی نیست.زوجین میتوانند درباره محدوده تصمیمهای فردی و مشترک با یکدیگر توافق کنند.آنچه اهمیت دارد، روشنبودن انتظارات و احترام به حق مشارکت هر دو نفر در موضوعات مشترک است. حالا چه کار کنیم؟▫️ درباره تصمیمهایی که بر وقت، هزینه یا برنامه هر دو نفر اثر میگذارند، پیشاپیش گفتوگو کنیم.▫️ میان تصمیم شخصی و تصمیم مشترک تفاوت بگذاریم.▫️ بهجای حدسزدن خواسته همسرمان، نظر او را بپرسیم.▫️ اگر بدون مشورت تصمیمی گرفتیم، بهجای دفاع فوری از نیت خود، پیامد آن را برای طرف مقابل بشنویم.اینبار جور دیگری بگوییم... «من فکر کردم خوشحال میشی؛ چرا سخت میگیری؟» «دوست داشتم آخر هفته با هم سفر بریم، اما قبل از هماهنگکردن باید درباره برنامهات میپرسیدم.
18:46 - 16 آبان 1405