خانواده؛ روایتی که باید آن را زندگی کرد

پیش از آنکه خانواده یک مخاطب رسانه‌ای باشد، یک روایت زنده انسانی محسوب می‌شود. روایتی از محبت، اختلاف، گفت‌وگو، تربیت، رنج، امید، خاطره و تجربه‌هایی که بخش مهمی از هویت اجتماعی ما را می‌سازند.
آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که امروز بخش قابل توجهی از این روایت از عکس‌ و فیلم‌های روزمره گرفته تا سبک زندگی‌هایی که هر روز در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم و با زندگی خود مقایسه می‌کنیم؛ در معرض نمایش در رسانه و فضای مجازی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، دیگر یکی از مهم‌ترین چالش‌های سواد رسانه‌ای، صرفاً تشخیص خبر جعلی یا تشخیص محتوای نادرست نیست؛ بلکه توانایی ما در فهم این مسئله است که رسانه چگونه روایت ما از زندگی خوب و خانواده مطلوب را می‌سازد.بدیهی است آنچه در فضای مجازی از خانواده می‌بینیم، لزوماً تمام واقعیت یک خانواده نیست. به طور معمول قاب دوربین لحظه‌ای انتخاب‌شده از زندگی مانند لحظه‌ای شاد، موفق، زیبا و مرتب را به نمایش درمی‌آورد. اما زندگی واقعی، مجموعه‌ای از لحظات متفاوت است. اما نکته اینجاست، هنگامی که این تفاوت را فراموش کنیم دقیقا لحظه‌ای رخ می‌دهد که زندگی خودمان را با ویترین زندگی دیگران مقایسه کرده و از داشته‌های واقعی خود فاصله گرفته‌ایم.از سوی دیگر خانواده فقط مصرف‌کننده روایت‌های رسانه‌ای نیست؛ خودش نیز تولیدکننده روایت است. هر تصویری که از فرزندمان منتشر می‌کنیم، هر خاطره‌ای که از زندگی خانوادگی بازگو می‌کنیم و هر تجربه‌ای که در فضای مجازی به اشتراک می‌گذاریم بخشی از روایت اجتماعی ما را شکل می‌دهد.آیا هر چیزی که از زندگی ما واقعی است، الزاماً باید منتشر شود؟باید بدانیم میان واقعی بودن، مفید بودن و قابل انتشار بودن تفاوت فاحشی وجود دارد. حریم خصوصی اعضای خانواده، به‌ویژه کودکان، بخشی از سرمایه اعتماد و امنیت خانواده است.
قرار نیست دوربین و شبکه اجتماعی، جای تجربه‌های واقعی و ملموس زندگی را بگیرد یا هر لحظه خانوادگی را به محتوایی برای دیده‌شدن تبدیل کند.از سوی دیگر، رسانه می‌تواند فرصتی ارزشمند جهت ثبت و انتقال روایت‌های انسانی خانواده باشد؛ روایت مادربزرگی که خاطراتش را برای نسل جدید بازگو می‌کند یا پدری که تجربه‌های زندگی‌اش را به فرزندان منتقل می‌کند ویا مادری که از مسیر دشوار تربیت می‌گوید و فرزندی که خاطرات خانواده را ثبت می‌کند. این‌ها روایت‌هایی هستند که اگر ثبت نشوند، ممکن است با گذشت زمان از میان رفته و فراموش شوند.بنابراین مسئله، رسانه‌ای بودن یا نبودن خانواده نیست بلکه مسئله آگاهانه زیستن در کنار رسانه است.خانواده‌ی آگاه و تربیت یافته اجازه نمی‌دهد الگوریتم‌ها تعریف کنند چه چیزی را دوست داشته باشد، چه چیزی را کمبود بداند و چه سبکی از زندگی را موفق تلقی کند. چنین خانواده‌ای نیک می‌داند که پشت هر تصویر، یک انتخاب و پشت هر روایت، بخش‌هایی دیده‌نشده از واقعیت وجود دارد.شاید یکی از مهم‌ترین وظایف ما در مواجهه با رسانه، بازگرداندن زندگی» به جایگاه اصلی خود باشد یعنی اینکه به جای ساختن زندگی برای دوربین، دوربین را در خدمت ثبت بخش‌های ارزشمند زندگی در خانواده قرار دهیم.روایت خانواده زمانی ارزشمند است که پیش از آنکه برای دیگران دیده شود، برای اعضای خانواده معنا داشته باشد.
رسانه می‌تواند خانواده را از یک مصرف‌کننده منفعل به یک روایتگر فعال تبدیل کرده و روایتگری که ارزش‌های انسانی، تجربه‌های فرهنگی، خاطرات و سرمایه اجتماعی خانواده را حفظ و منتقل می‌کند. اما این روایتگری زمانی به بلوغ می‌رسد که میان نمایش زندگی و زندگی کردن مرز روشنی وجود داشته باشد.خانواده، خودش یک رسانه است. رسانه‌ای که نسل به نسل، سبک زندگی، فرهنگ، خاطره و ارزش‌ها را منتقل می‌کند. مراقبت از این روایت، یعنی مراقبت از بخشی از هویت فرهنگی و انسانی جامعه. نویسنده _ زارعی
22:12 - 4 شهریور 1405

7068 بازدید