شمر یک شبه شمر نشد!

شمر یک روز که نمازش را پشت سر علی علیه‌السلام می‌خواند، فکرش را هم نمی‌کرد که روزی برسد به دروازه قصر یزید.نه، او یکهو دشمن نشد.یک روز یک قدم عقب کشید، گفت: «این بار اشکالی ندارد!»روز بعد یک مصلحت کوچک را به یک تکلیف بزرگ ترجیح داد.روز بعد عادت کرد به جمعی که علی علیه‌السلام را نقد می‌کردند.تا اینکه کم‌کم دیگر نه علی علیه‌السلام را می‌شناخت، نه خودش را.حالا به امروز نگاه کن.همان‌هایی که امروز با لحنِ روشنفکری می‌گویند «مقاومت فایده ندارد»، مگر خودشان روزی پرچمِ همان مقاومت را بلند نکردند؟چه شد؟آیا یک‌شبه تغییر کردند؟نه، کم‌کم کم‌کم...بصیرت یعنی هر شب قبل از خواب، یک سؤال از خودت بپرسی:«من امروز چقدر به خط قرمزم نزدیک بودم؟»«آیا حرفی که زدم، واقعاً باورِ من بود یا حرفِ جمع؟»«اگر همین روند را ادامه بدهم، ده سال دیگر کجا ایستاده‌ام؟ جلوی دروازهی یزید یا پشت سر علی علیه‌السلام؟»سقوط، هیچوقت با یک اشتباه بزرگ پیش نمی‌آید؛بلکه هزار اشتباهِ کوچک موجب سقوط می‌شود.#بازگشت_به_نظر_رهبری#مطالبه#مرگ_براسرائیل #مرگ_برامریکا#مرگ_برمنافق#جهادتبیین
19:10 - 1 تیر 1405

4 بازنشر4 واکنش
17٫2k بازدید



3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌فاطمه سادات‌
@fatemehosadat51 دقیقه پیش
در پاسخ به
پناه بر خدا از شر شیطان

تصویر نمایه‌ی ‌زیبا فهندژسعدی‌
@Ziba_fahandezh_saadi7 دقیقه پیش
در پاسخ به
أَعُوذُ بالله از شرِّ نفس

تصویر نمایه‌ی ‌دنیا عمرانی‌
@banoo_omrany2 دقیقه پیش
در پاسخ به
سختترین آزمون، آزمون ولایتمداریست