چرا تجارت در ایران به حاشیه رفت؟
روایتی از انزوای اقتصادی و نسخهای برای بازگشت به اصل فراموششده
چکیدهدرحالیکه تجارت یکی از بنیادیترین ارکان پیشرفت اقتصادی در جوامع مختلف جهانی شناخته میشود، در ایرانِ امروز نهتنها جایگاه مناسبی ندارد، بلکه غالباً با تردید، ترس، و حتی سوءظن نگریسته میشود.این مقاله با بهرهگیری از شواهد تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و تحلیل روندهای سیاستگذاری اقتصادی، دلایل این انزوا را واکاوی میکند و در نهایت نسخهای پیشنهادی برای بازگشت تجارت به جایگاه شایستهاش ارائه میدهد.مقدمه: سرزمینی با ریشههای عمیق تجارت، اما با اقتصاد دور از بازارایران در طول تاریخ یکی از شاهراههای مهم تجاری جهان بوده است.جاده ابریشم، بنادر خلیج فارس، بازارهای تبریز، اصفهان و شیراز، همگی نشاندهنده پیوند عمیق مردم این سرزمین با تجارتاند.اما در دنیای امروز، شاهد انزوای تجارت و رشد سایر مدلهای اقتصادی هستیم که نهتنها اثربخش نبودهاند، بلکه مردم را از ریشههای خود جدا کردهاند.بخش اول: دلایل انزوای تجارت در ایران۱. فرهنگسازی رسانهای ضدتجارتدر دهههای اخیر، فیلمها و سریالهای ایرانی اغلب تاجران را کلاهبردار و فرصتطلب نشان دادهاند، در حالی که در سایر کشورها تاجر نماد خرد و تدبیر است؛ این تصویر منفی در ایران باعث ترس عمومی از ورود به تجارت شده است.۲. غلبه گفتمان کارمندی و دولتیسازی اقتصادسیاستهای اقتصادی دولتی دههها مردم را به سمت کارمندی هدایت کرد و اشتغال دولتی به پرستیژ بدل شد، در حالی که تجارت بهتدریج در ذهن مردم ناامن و پرریسک شناخته شد.۳. ساختار آموزشی بدون تربیت اقتصادینظام آموزشی ایران بهجای آمادهسازی برای بازار و تجارت، بر مدرکگرایی و مشاغل دولتی تمرکز دارد؛در نتیجه، بسیاری از افراد با وجود استعداد، هرگز تجارت را یک گزینه شغلی نمیدانند.
۴. تجربههای بد از مدلهای شبه تجاریورود ناآگاهانه مردم به بازارهایی مانند بورس، رمزارز و سفتهبازی، زیانهای سنگینی به همراه داشت و ترسی فراگیر نسبت به فعالیت اقتصادی مستقل ایجاد کرد.۵. نبود نهادهای پشتیبان تجارت مردمیدر ایران، زیرساختهای لازم برای تسهیل تجارت مردمی یا وجود نداشت یا بسیار محدود بود، در حالیکه کشورهایی مثل ترکیه، چین، هند و کره جنوبی با پلتفرمهای صادراتی، آموزش رایگان و شبکههای حمایتی، تجارت را میان مردم گسترش دادند.بخش دوم: آسیبشناسی روانشناختی اجتماعی انزوای تجارت• تجارتستیزی پنهان در ذهن مردممردم ایران بهدلیل بیاعتمادی و تبلیغات منفی، تجارت را پرخطر و غیرقابلاعتماد میدانند، نه راهی برای پیشرفت.• احساس بیهویتی اقتصادینوجوان ایرانی بهدلیل ناآشنایی با مفاهیم پایه کسبوکار، دچار سردرگمی شغلی و بیهویتی اقتصادی است.بخش سوم: تجربه جهانی از مردمی سازی تجارت• اقوامی مانند خوجهها، یهودیان و ارمنیان با آموزش تجارت از کودکی، فرهنگ بازار را در خانواده نهادینه کرده و پایههای قدرت اقتصادی خود را بنا نهادهاند.• چین و کره جنوبی در دهه 80 میلادی با آموزش همگانی، وامهای بدون بهره، حمایت از صادرات خرد و حذف مالیاتهای سنگین، جهش اقتصادی بزرگی ایجاد کردند. بخش چهارم: راهحل مهندسی معکوس برای ایرانبرای بازگرداندن تجارت به جایگاه اصیلش در ایران باید در چند حوزه تحولی عمیق شکل بگیرد:۱. بازسازی فرهنگی• نمایش چهره واقعی تاجر در رسانهها• تولید مستندهایی از تجار موفق ایرانی در داخل و خارج• تغییر رویکرد فیلمسازان نسبت به تجارت و بازار
۲. بازطراحی آموزش و تربیت• افزودن درس تجارت و کسبوکار به مدارس و دانشگاهها• برگزاری کارگاههای عملی فروش، مذاکره، و بازاریابی برای نوجوانان ۳. ایجاد بسترهای امن تجارت مردمی • راهاندازی پلتفرمهای تجارت آنلاین مثل "تجارتخانه آراد برندینگ" برای همه مردم• حمایت مالی، تبلیغاتی و مشاورهای برای کسانی که قصد ورود به بازار دارند. ۴. حمایت قانونی و کاهش بوروکراسی• کاهش مالیاتها و سادهسازی قوانین برای تجار نوپا• ایجاد نهاد داوری مردمی برای حل اختلافات تجاری جمعبندی: هیچ راهی جز تجارت نداریم.ملتهایی که کارگر میمانند، مصرفکننده باقی میمانند.ملتهایی که تاجر شوند، تولیدکننده، صادرکننده و تعیینکننده قیمت میشوند.امروز اگر ایران بخواهد از وابستگی نجات پیدا کند، باید مردمش را وارد بازارهای جهانی کند.هر ایرانی باید تاجر شود، نه به معنای داشتن شرکت یا دفتر، بلکه به معنای حضور فعال در عرضه و تقاضای اقتصادی.تجارت، سنت پیامبر اسلام بود، اما امروز برای ایران تنها راه نجات است.به جای تکرار مسیرهای شکستخورده، باید به مسیر طلایی بازگردیم.مردم، تجارت را از نو آغاز کنند تا ایران، سربلندتر از همیشه بازگردد.#بیهویتی_اقتصادی #آموزش_اقتصادی #فرهنگ_کسبوکار #جوانان_کارآفرین #اقتصاد_بازار #آشنایی_با_کسبوکار #هویت_شغلی #نسل_جدید_اقتصاد #اقتصاد_ایران #رشد_اقتصادی #تحول_اقتصادی #اقتصاد_مردمی 11:44 - 17 خرداد 1404