چرا مسلمانان در انتخابات آمریکا پیروز می‌شوند؟

صعود سیاستمدارانی چون عبدول و ممدانی، نشان‌دهنده گذار مسلمانان آمریکا از «سیاست هویتی و دفاعی» به «سیاست برنامه‌محور» است؛ رویکردی که در آن ظرفیت‌های اجتماعی و شبکه‌های مذهبی، از جمله مساجد، در خدمت مطالبات عمومی و عدالت اقتصادی همه اقشار جامعه قرار می‌گیرند.
گروه تحلیل بین‌الملل: تا نوامبر آینده، عبدالرحمن السید احتمالاً نخستین مسلمان تاریخ خواهد بود که وارد مجلس سنای آمریکا می‌شود. اهمیت این تحول، صرفاً ثبت یک "اولین" دیگر در ساختار قدرت نیست؛ چراکه پیش‌از این، کیث الیسون نخستین نماینده مسلمان کنگره، صادق خان نخستین شهردار مسلمان لندن و زهران ممدانی عضو شورای شهر نیویورک شدند.آنچه امروز اهمیت دارد، تغییر ماهیت این حضور است. سیاستمدارانی چون عبدالرحمن السید، ممدانی، طلیب و عمر، دیگر خود را اقلیتی حاشیه‌نشین و نیازمند حمایت نمی‌بینند. آن‌ها می‌کوشند مسلمانان را در قالب پروژه‌ای سیاسی تعریف کنند که با پول‌های کثیف، نفوذ لابی‌ها، نابرابری اجتماعی و سیاست‌های امپریالیستی و استعمارگرانه در تعارض است.بنابراین، پرسش اصلی این نیست که "چگونه یک مسلمان انتخاب شود؟"، بلکه این است که چه عواملی مسلمانان را از یک اقلیت سیاسی به نیرویی مؤثر در صف‌بندی‌های انتخاباتی آمریکا تبدیل کرد؟
جامعه‌ای کوچک در مقیاس ملی، اما دارای وزن سیاسیمطالعه پیو (۲۰۲۳-۲۰۲۴)، جمعیت مسلمانان را ۳.۵ میلیون نفر (حدود ۱.۲٪ بزرگسالان آمریکا) معرفی می‌کند. این جامعه از نظر قومی و نژادی یکدست نیست؛ طبق نظرسنجی ۲۰۲۵ مؤسسه سیاست اجتماعی و تفاهم، ۲۸٪ مسلمانان آمریکا سیاه‌پوست، ۲۴٪ آسیایی، ۲۰٪ سفیدپوست، ۱۲٪ عرب و ۹٪ لاتین‌تبارند.بنابراین، نباید مسلمانان آمریکایی را با عرب‌های آمریکایی یکی دانست. داده‌های ۲۰۲۴ تعداد عرب‌تبارها را ۲.۳۵ میلیون نفر می‌داند، اما مؤسسه عرب-آمریکایی آن را ۳.۷ میلیون تخمین می‌زند. از این تعداد، ۶۲۵هزار لبنانی، ۳۲۳هزار مصری، ۲۱۱هزار سوری، ۱۹۵هزار فلسطینی، ۱۷۰هزار عراقی و ۱۵۶هزار مراکشی‌تبارند. پس ظرفیت سیاسی این جریان، فراتر از یک قوم یا جامعه مذهبی است.تمرکز جغرافیایی؛ تبدیل جمعیت به قدرت انتخاباتی۹۵٪ عرب‌های آمریکایی در شهرهای بزرگی چون نیویورک، دیترویت، لس‌آنجلس، شیکاگو، واشنگتن و مینیاپولیس زندگی می‌کنند. اما پراکندگی مسلمانان بیشتر است: ۳۳٪ جنوب، ۲۹٪ شمال‌شرق، ۲۰٪ مرکز و ۱۸٪ غرب. این تمرکز در مناطقی مثل دیربورن، نیویورک، نیوجرسی، شیکاگو و کالیفرنیا، وزن سیاسی آن‌ها را بیش از سهم جمعیتی‌شان در سطح ملی می‌سازد.
منابع اقتصادی و انسانی؛ پشتوانه‌ای فراتر از هویتبرخلاف تصور، مسلمانان و عرب‌های آمریکا علیرغم کم‌درآمدیِ نسبی، در مشاغل تخصصی و کسب‌وکارها حضور فعال دارند. عرب‌ها به‌ویژه در پزشکی، مهندسی، فناوری، آموزش، مدیریت و بخش خرده‌فروشی فعال‌اند.۴۴٪ مسلمانان بزرگسال دارای مدرک دانشگاهی و ۲۶٪ تحصیلات تکمیلی دارند. با این‌حال، طبق نظرسنجی ۲۰۲۵ ISPU، یک‌سوم آنان درآمد سالانه‌ای کمتر از ۳۰ هزار دلار دارند.نرخ خوداشتغالی مهاجران خاورمیانه و شمال آفریقا (۹.۸٪) بیش‌از دو برابر متولدین آمریکا (۴.۴٪) است. از ۹۲ میلیارد دلار درآمد این گروه، پس‌از کسر مالیات‌ها، ۶۵.۸ میلیارد دلار قدرت خرید باقی می‌ماند.این داده‌ها نشان می‌دهد این جامعه نه فقط رأی‌دهنده‌ای بالقوه، بلکه نیرویی با منابع اقتصادی و اجتماعی لازم برای فعالیت سیاسی است.مشارکت سیاسی؛ زیرساختی شکل‌گرفته در سال‌های پیشپژوهش جان آیرز و ریچارد هوفستتر درباره مشارکت سیاسی مسلمانان پس از ۱۱ سپتامبر، این تصور را که آن‌ها گروهی در حاشیه و فاقد حضور سیاسی هستند، رد می‌کند.این پژوهش که براساس نظرسنجی ملی سال ۲۰۰۴ از ۱۸۴۶ مسلمان آمریکایی انجام شد، بر مشارکت در انتخابات، حمایت مالی، فعالیت داوطلبانه در کارزارها، تعامل با سیاستمداران و رسانه‌ها، امضای طومار، راهپیمایی، تحریم سیاسی، بازدید از سایت‌های سیاسی و عضویت حزبی متمرکز بود.نتایج نشان داد مسلمانان به‌طور میانگین در بیش‌از سه نوع فعالیت سیاسی مشارکت داشتند، درحالی‌که این رقم برای سایر آمریکایی‌ها ۱.۶ بود. همچنین مشارکت در انتخابات ۲۰۰۰ میان مسلمانان شهروند به ۸۰.۴٪ رسید. بنابراین، موج سیاسی امروز ناگهانی نیست، بلکه بر زیرساختی مدنی و سیاسی قدیمی‌تر بنا شده است.
مشارکت سیاسی؛ زیرساختی شکل‌گرفته در سال‌های پیشپژوهش جان آیرز و ریچارد هوفستتر درباره مشارکت سیاسی مسلمانان پس از ۱۱ سپتامبر، این تصور را که آن‌ها گروهی در حاشیه و فاقد حضور سیاسی هستند، رد می‌کند.این پژوهش که براساس نظرسنجی ملی سال ۲۰۰۴ از ۱۸۴۶ مسلمان آمریکایی انجام شد، بر مشارکت در انتخابات، حمایت مالی، فعالیت داوطلبانه در کارزارها، تعامل با سیاستمداران و رسانه‌ها، امضای طومار، راهپیمایی، تحریم سیاسی، بازدید از سایت‌های سیاسی و عضویت حزبی متمرکز بود.نتایج نشان داد مسلمانان به‌طور میانگین در بیش‌از سه نوع فعالیت سیاسی مشارکت داشتند، درحالی‌که این رقم برای سایر آمریکایی‌ها ۱.۶ بود. همچنین مشارکت در انتخابات ۲۰۰۰ میان مسلمانان شهروند به ۸۰.۴٪ رسید. بنابراین، موج سیاسی امروز ناگهانی نیست، بلکه بر زیرساختی مدنی و سیاسی قدیمی‌تر بنا شده است.مسجد؛ از محل عبادت تا نهاد مدنی و سیاسیپژوهش امانی جمال بر اساس نظرسنجی مؤسسه زغبی در سال ۲۰۰۲ از ۳۳۵ مسلمان در منطقه نیویورک نشان داد افزایش مشارکت در فعالیت‌های مساجد این ایالت، به افزایش فعالیت سیاسی منجر شده است.اما این رابطه میان گروه‌های قومی متفاوت است. برای مسلمانان عرب، مسجد رابطه بسیار پررنگی با مشارکت سیاسی دارد؛ برای مسلمانان جنوب‌آسیایی بیشتر با فعالیت مدنی ارتباط دارد و در میان مسلمانان آفریقایی‌تبار آمریکایی، بیشتر با آگاهی جمعی و احساس تبعیض مرتبط است.این امر نشان می‌دهد هرچند مسلمانان توده‌ای سیاسی و همگون نیستند، اما مسجد توانسته، میان عبادت، شبکه‌سازی اجتماعی، آگاهی جمعی و بسیج سیاسی پیوندی استوار برقرار کند.
تغییر استراتژی؛ از اقلیت در حاشیه تا نیروی سیاسیمهم‌ترین تحول، تغییر ماهیت کنش سیاسی مسلمانان است. فعالیت آن‌ها پس از ۱۱ سپتامبر عمدتاً «دفاعی» بود: مقابله با اسلام‌هراسی و تبعیض، دفاع از آزادی‌های مدنی و تأثیرگذاری بر سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه.اما نسل جدید، خود را صرفاً نماینده یک اقلیت نمی‌بیند. «عبدول» و «ممدانی» مسلمان بودن را در دل یک پروژه سوسیال‌دموکرات قرار داده‌اند؛ پروژه‌ای محوریتش اجاره‌بها، حمل‌ونقل، بهداشت، دستمزدها و مقابله با نفوذ شرکت‌هاست.در این رویکرد، هویت مسلمان حذف نمی‌شود، بلکه در دل یک ائتلاف گسترده‌تر (بر پایه عدالت اجتماعی) تعریف می‌گردد.فلسطین و غزه؛ از مسئله هویتی تا مسئله سیاسیظهور جنبش «غیرمتعهد» (Uncommitted) در میشیگان نشان داد آرای مسلمانان و اعراب دیگر به‌صورت خودکار و تضمین‌شده به دموکرات‌ها تعلق نمی‌گیرد.کاهش چشمگیر حمایت‌ها در شهر دیربورن، گویای این واقعیت است: درحالی‌که بایدن در سال ۲۰۲۰ حدود ۶۹٪ آرای این شهر را به‌دست آورده بود، هریس تنها ۳۶٪ آرا را به‌خود اختصاص داد. همین اتفاق باعث شد هریس ایالت میشیگان را با اختلافی حدود ۸۰هزار رأی واگذار کند.به موازات این تغییرات، میزان محبوبیت اسرائیل در میان دموکرات‌ها نیز به‌شدت سقوط کرده و از ۵۹٪ در سال ۲۰۱۸، به ۲۲٪ در مه ۲۰۲۶ رسیده است.این تحولات باعث شد مسئله فلسطین از یک مطالبه صرفاً «هویتی و احساسی»، به یکی از شکاف‌های بنیادین سیاسی در درون حزب دموکرات تبدیل شود. عبدول با پیوند زدن کمک‌های مالی به اسرائیل با هزینه مالیات‌دهندگان آمریکایی، سیاست خارجی آمریکا را مستقیماً به دغدغه‌های اقتصادی رأی‌دهندگان گره زد.
کلید پیروزی؛ بسیج غیررأی‌دهندگاناستراتژی جدید تنها بر جذب رأی‌دهندگان محافظه‌کار یا میانه‌رو استوار نیست. منطق عبدول و جریان ترقی‌خواه این است که می‌توان بخشی از آرای میانه‌رو را از دست داد، اما این کاهش را با بسیج جوانان و غیررأی‌دهندگان جبران کرد.در این نگاه، هدف تبدیل رأی‌دهنده «قرمز» به «آبی» نیست، بلکه تبدیل «غیررأی‌دهنده» به «رأی‌دهنده» است. همین نقطه، موجب صعود مسلمانان در رقابت با دیگر نامزدهای آمریکایی می‌شود.نتیجه‌گیریپاسخ به این پرسش که «چرا مسلمانان پیروز می‌شوند؟» را نباید در افزایش جمعیت جست؛ عامل اصلی، تبدیل سرمایه‌های اجتماعی به قدرت سیاسی است؛ به‌ویژه با بهره‌گیری از مساجد برای سازمان‌دهی این ظرفیت‌ها و تبدیل آن‌ها به اثرگذاری سیاسی.جامعه‌ای ۳.۵ میلیون نفری با تحصیلات دانشگاهی بالا تمرکز شهری و مشارکت سیاسی فراتر از میانگین آمریکا، نیرویی مؤثر است؛ به‌ویژه وقتی از شبکه‌های مذهبی و مساجد برای سازمان‌دهی بهره می‌برد.اما این جمعیت زمانی اثرگذاری می‌یابد که مطالباتش را به دغدغه‌های مشترک مردم پیوند زند: هزینه زندگی، اجاره‌بها، بهداشت، دستمزد و نحوه هزینه مالیات‌ها.در این مدل، مسجد زیرساخت بسیج است، منابع اجتماعی ظرفیت مشارکت می‌سازد، تمرکز جغرافیایی وزن انتخاباتی می‌دهد، مسئله فلسطین بخشی از رأی‌دهندگان را بسیج می‌کند و برنامه اقتصادی، عبور از مرزهای هویتی را ممکن می‌سازد.عبدول و ممدانی، خود را نماینده جوانان، فقرا و مهاجران حول محور عدالت اقتصادی و تغییر سیاست خارجی می‌دانند و آن‌ها را بسیج می‌کنند.قدرت انتخاباتی مسلمانان در حال رشد است، زیرا مسلمان بودن تنها یک پیام سیاسی نیست، بلکه آغاز ائتلافی گسترده‌تر برای برآوردن مطالبات مشترک است.
با دنبال کردن صفحه تحلیل بین‌الملل، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، با خبر شوید.#آمریکا #مسلمانان#عبدول#انتخابات#مجلس_سنا#مسلمانان_آمریکا
13:36 - 1 شهریور 1405

0 بازدید