مأرب و مخا؛ بنبست راهبردی ریاض مقابل صنعا
تشدید درگیریها در مأرب، حضرموت و مخا بار دیگر معادلات امنیتی و نظامی یمن را در برابر آزمونی تازه قرار داده است؛ تحولاتی که همزمان با تغییر الگوی درگیریها، اهمیت جغرافیای راهبردی این مناطق و نقش بازیگران منطقهای را بیش از گذشته برجسته کرده است.
گروه تحلیل بینالملل: یمن بار دیگر در برابر یک تشدید نظامی معناداری قرار گرفته است؛ تشدیدی که اینبار اهمیت آن فقط در تعداد موشکها و پهپادهای شلیکشده خلاصه نمیشود، بلکه در انتخاب جغرافیای اهداف و پیامی است که دولت صنعا از میدان نبرد به سعودیها و نیروهای وابسته به آنها در داخل یمن مخابره میکند. حملات اخیر نیروهای مسلح یمن به مواضع نیروهای مورد حمایت عربستان در مأرب و حضرموت و سپس انتقال فشار به مخا، نشان میدهد معادله این جنگ هیچ شباهتی با معادله تجاوز سال ۲۰۱۵ عربستان و ائتلاف عربی به یمن ندارد؛ صنعا امروز بهجای اینکه منتظر حمله باشد، ابتکار عمل را در تعیین محل و زمان فشار نظامی در دست گرفته است.بر اساس گزارشهای رسانهای، حملات ششم اوت ارتش یمن در مأرب و حضرموت تلفات سنگینی (۵۸ کشته و دهها زخمی) در میان نیروهای مورد حمایت عربستان برجای گذاشت؛ اما فراتر از آمار، نکته کلیدی، وقوع این ضربات در قلب مناطق نفوذ ریاض است. چند روز بعد نیز المخا در ساحل غربی هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفت؛ منطقهای که بهدلیل نزدیکی به بابالمندب، برای محاسبات نظامی و دریایی عربستان اهمیت ویژهای دارد. چرا مأرب برای عربستان مهم است؟مأرب صرفاً یک استان یمنی نیست، بلکه یکی از استراتژیکترین گرههای انرژی، جغرافیا و نفوذ سیاسی در یمن است. این منطقه در قلب حوزه مأربـجوف قرار دارد؛ حوزهای که ذخایر نفت و بهویژه گاز قابلتوجهی را در برگرفته است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا از حوزه مأربـجوف بهعنوان یکی از مناطق کلیدی گازی یمن یاد کرده و حجم گاز قابل استحصال در این منطقه را حدود ۱۸ تریلیون فوت مکعب برآورد کرده است.بلوک ۱۸ مأرب نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. شرکت «صافر» آن را یکی از مهمترین داراییهای نفت و گاز یمن معرفی میکند و تأکید دارد این بلوک، بزرگترین تولیدکننده گاز و یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت یمن است. نفت مأرب نیز پیشاز جنگ از طریق زیرساختهای انتقال به ساحل دریای سرخ منتقل میشد؛ تأسیسات ذخیره و صادرات «صافر» در رأس عیسی مستقیماً با نفت میدانهای مأرب ارتباط داشت.بنابراین مأرب برای ریاض یک هدف صرفاً نظامی نیست؛ مسئله بر سر منابع، انرژی، جغرافیای مرکزی یمن و امکان شکلگیری یک ساختار سیاسی مستقل از نفوذ عربستان است. کنترل مأرب میتواند بر توازن اقتصادی و سیاسی کل یمن اثر بگذارد و بههمین دلیل، این استان همواره یکی از حساسترین نقاط در محاسبات عربستان بوده است.
مخا؛ دروازهای که عربستان نمیتواند نادیده بگیرداگر مأرب گره انرژی و عمق زمینی یمن باشد، مخا گره دریایی آن است. این بندر در ساحل دریای سرخ و در نزدیکی بابالمندب قرار دارد؛ تنگهای که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی است.اهمیت مخا برای عربستان از این جهت دوچندان است که هر تحول نظامی در این منطقه، مستقیماً با امنیت خطوط دریایی، انتقال انرژی و امکان اعمال نفوذ بر سواحل غربی یمن ارتباط پیدا میکند. شبهنظامیان وابسته به عربستان سالها تلاش کردهاند این منطقه را به یک پایگاه نظامی و لجستیکی برای سعودیها تبدیل کنند؛ بنابراین هدف قرار گرفتن مواضع آنها در مخا صرفاً یک عملیات تاکتیکی نیست، بلکه هشداری است درباره اینکه ساحل غربی یمن نیز نمیتواند به منطقهای امن برای اجرای پروژههای خارجی تبدیل شود.معادله جدید صنعا چیست؟معادله جدید صنعا را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: هرچه فشار بر یمن و شبهنظامیان مورد حمایت عربستان در داخل یمن افزایش یابد، هزینه فشار برای طرف مقابل نیز افزایش خواهد یافت.در سال ۲۰۱۵، عربستان با اتکا به برتری هوایی و ائتلاف منطقهای وارد جنگ با یمن شد. در آن زمان ریاض تصور میکرد میتواند در مدت کوتاهی موازنه را به سود خود تغییر میدهد. اما جنگ طولانی، توسعه توان موشکی و پهپادی نیروهای مسلح یمن و تجربه چندین سال نبرد، معادله را تغییر داده است. امروز مسئله فقط دفاع از صنعا یا مناطق تحت کنترل آن نیست؛ بلکه تلاش میشود عمق عملیاتی نیروهای وابسته به عربستان در داخل یمن نیز ناامن شود.
این همان معنای مهم حملات همزمان یا پیدرپی در جبهههایی مانند مأرب و مخا است: صنعا با این حملات نشان میدهد جنگ دیگر فقط به خطوط تماس محدود نیست. اگر شبهنظامیان وابسته به عربستان در مأرب، حضرموت یا ساحل غربی حضور داشته یا مستقر باشند، این تجمعات هدف صنعا خواهند بود. در کنار آن، تهدید علیه زیرساختهای مرتبط با عربستان و مسیرهای دریایی، هزینه جنگ را از سطح شبهنظامیان وابسته به عربستان به سطح محاسبات مستقیم ریاض منتقل کرده است. حملات اخیر علیه زیرساختهای نفتی و دریایی عربستان نشان میدهد این فشار میتواند فراتر از مرزهای یمن هم امتداد پیدا کند.
چرا عربستان مانند ۲۰۱۵ وارد نمیشود؟پاسخ را باید در تغییر موازنه جستوجو کرد. عربستان هنوز از قدرت هوایی و منابع نظامی قابلتوجهی برخوردار است، اما تکرار مدل ۲۰۱۵ برای ریاض بسیار پرهزینهتر شده است. آن زمان ریاض تصور میکرد عملیات هوایی گسترده میتواند صنعا را بهسرعت درهم بشکند؛ اما تجربه جنگ خلاف آن را ثابت کرد. امروز ورود مستقیم عربستان میتواند همزمان جبهههای داخلی یمن، مرزهای جنوبی، زیرساختهای انرژی و مسیرهای دریایی را فعال کند؛ درحالیکه توان موشکی، پهپادی و دریایی صنعا بهمراتب توسعه یافته است.حتی توافق دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه در ۷ اوت را میتوان نشانهای از همین نگرانی دانست. این توافق، حمله به یکی از سه کشور را حمله به هر سه تلقی میکند، اما سازوکار عملی واکنش نظامی اعضا هنوز روشن نیست و طرفها آن را صرفاً توافقی دفاعی معرفی کردهاند.از همینجاست که تناقض راهبردی ریاض آشکار میشود: عربستان برای تقویت بازدارندگی، ناچار به ساختن چتر منطقهای تازهای شده؛ این نیاز نشان میدهد اتکای صرف به قدرت نظامی خود یا حمایت آمریکا دیگر برای تضمین امنیت کافی نیست. همزمان، حملات یمن به زیرساختهای نفتی و تهدید مسیرهای دریایی، هزینه ورود گسترده را افزایش داده است.بنابراین، مسئله نبود قدرت جنگیدن ریاض نیست؛ بلکه جنگی که در ۲۰۱۵ قرار بود با قدرت هوایی پایان یابد، امروز میتواند به نبردی چندجبههای تبدیل شود که عربستان نمیتواند پایانش را تعیین کند. در این شرایط، توافق مکه بیشاز آنکه مجوز ورود به جنگ باشد، تلاشی برای ایجاد لایهای از بازدارندگی است؛ و همین تفاوت، عربستان امروز با عربستان سال ۲۰۱۵ است.
شکست محاسباتیدر چنین شرایطی، ضربه به شبهنظامیان مورد حمایت عربستان در مأرب، حضرموت و مخا فقط یک شکست محلی برای یک یگان نظامی نیست؛ این ضربات پرسشی بزرگتر درباره کارآمدی مدل نیابتی ریاض در یمن ایجاد میکند.اگر قرار باشد عربستان بدون ورود مستقیم، از طریق شبهنظامیان مزدور بر نقشه سیاسی و نظامی یمن اثر بگذارد، نخستین شرط موفقیت آن حفظ امنیت و توان رزمی همین شبهنظامیان است. اما زمانیکه این نیروها در جغرافیای کلیدی مأرب و ساحل غربی زیر فشار قرار میگیرند، هزینه پشتیبانی و حمایت از آنها افزایش مییابد و ابتکار عمل از دست عربستان خارج میشود.مأرب و مخا؛ دو جبهه، یک پیاماهمیت عملیات اخیر صنعا دقیقاً در همین پیوند نهفته است: مأرب و مخا دو جغرافیای متفاوتاند، اما در یک معادله قرار میگیرند. مأرب، عمق انرژی و جغرافیای مرکزی یمن را نمایندگی میکند و المخا، ساحل غربی، دریای سرخ و بابالمندب را.صنعا با اعمال فشار در این دو محور به عربستان پیام میدهد که بازگشت به منطق جنگ ۲۰۱۵ غیرممکن است. موازنه امروز، دیگر تقابل یک ارتش مهاجم با طرفی در محاصره نیست؛ بلکه وضعیتی است که در آن صنعا، قدرت انتقال هزینه جنگ به جبهههای حیاتی عربستان را دارد.بنابراین، درگیریهای جاری در یمن صرفاً رویارویی بر سر چند شهر و استان نیست. مسئله بر سر کنترل جغرافیای راهبردی، منابع انرژی، سواحل و مسیرهای ارتباطی است و مأرب و مخا در مرکز این نبرد قرار دارند.راهبرد جدید صنعا همینجاست: یمن دیگر میدان جنگی نیست که دیگران در آن بجنگند؛ هر اقدام برای تحمیل اراده خارجی، از جمله سعودی، هزینهای را برای طرف متجاوز در همان جغرافیای راهبردی ایجاد میکند و این مهمترین تفاوت یمن امروز با یمن ۲۰۱۵ است.
16:16 - 27 مرداد 1405