بحران برای اروپا، میان انسداد هرمز و شکاف فزاینده با آمریکا
ادامه بسته شدن تنگه هرمز اروپا را با شوکی چندجانبه مواجه میکند؛ بحرانی که نه فقط اقتصادی، بلکه ژئوپلیتیک است و شکاف میان اتحادیه اروپا و آمریکا را عمیقتر خواهد کرد.
گروه تحلیل بینالملل: ساختار انرژی اروپا در سالهای اخیر با چالشهای فراوانی روبرو بوده است؛ از کم کردن وابستگی به منابع روسیه به دلیل جنگ اوکراین تا افزایش رقابت جهانی برای گاز طبیعی مایع (LNG). در این میان، حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و ناامن شدن تنگه هرمز — به عنوان کلیدیترین مسیر جابجایی انرژی جهان — که باعث توقف صادرات انرژی از جمله گاز قطر به اروپا شد، آرامش نیمبند بازار این قاره را دوباره به هم زد. اگر بسته ماندن تنگه هرمز تا آغاز سرما به درازا بکشد، پیامدهای آن برای اروپا بسیار سختتر خواهد بود؛ چرا که با رسیدن فصل سرما، نیاز به سوخت به بالاترین اندازه میرسد و ذخایر موجود نیز به کمترین میزان کاهش مییابد.اختلال در عرضه و جهش قیمتهابسته شدن تنگه هرمز، بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز مایع (LNG) خلیج فارس را از چرخهی بازارهای جهانی خارج کرده است. این کاهش ناگهانی عرضه، طبق گزارش نهادهای بینالمللی نظیر اداره اطلاعات انرژی (EIA) و بلومبرگ، جهشی بیسابقه در بهای انرژی ایجاد کرد؛ بهطوریکه قیمت نفت برنت که پیش از بحران در محدوده ۷۰ دلار نوسان میکرد، از مرز ۱۱۰ دلار گذشت و بهای گاز نیز در بازارهای جهانی افزایشی دو برابری را تجربه کرد. این شرایط، اروپا را که وابستگی شدیدی به واردات دارد، ناگزیر به رقابتی سخت با خریداران آسیایی برای تصاحب محمولههای محدود گاز کرده است. این رقابت فرساینده نهتنها بار مالی سنگینی بر دوش دولتها و مصرفکنندگان میگذارد، بلکه براساس تحلیلهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، با ایجاد موجهای تورمی جدید، پایداری اقتصادی قاره سبز را به چالش میکشد. زمستان سرد و شکنندگی ساختاریفصل زمستان آینده، با افزایش میانگین ۳۰ تا ۵۰ درصدی تقاضای گاز برای گرمایش و تولید برق، به پاشنه آشیل اروپا تبدیل خواهد شد. در حالی که طبق برنامه «REPowerEU»، اروپا باید در این ماههای گرم (فصل پر کردن مخازن) ذخایر خود را به ۹۰ درصد برساند، بسته شدن تنگه هرمز مانع از ورود محمولههای LNG قطر و خاورمیانه شده و عملاً فرآیند ذخیرهسازی را متوقف کرده است.در صورت تداوم این وضعیت تا پاییز، اروپا با ذخایری کمتر از ۶۰ درصد به استقبال سرما خواهد رفت؛ سطحی که طبق تحلیلهای بلومبرگ، در صورت بروز یک زمستان سخت، تنها پاسخگوی ۴۵ تا ۶۰ روز نیاز قاره خواهد بود. چنین خلأ تأمینی، دولتها را ناچار به اجرای «طرحهای اضطراری سهمیهبندی» در بخش صنعت میکند. بر اساس برآوردهای کمیسیون اروپا، تنها ۱۵ درصد کاهش اجباری در عرضه گاز صنعتی، به دلیل توقف خطوط تولید، میتواند منجر به افت ۱.۵ تا ۲ درصدی تولید ناخالص داخلی (GDP) در قطبهایی نظیر آلمان شود؛ امری که به طور مستقیم موجی از بیکاری و یک رکود اقتصادی عمیق را پیش از پایان سال میلادی به همراه خواهد داشت.تشدید اختلافات اروپا و آمریکادر چنین سناریویی، روابط راهبردی میان اروپا و آمریکا با یکی از جدیترین آزمونهای تاریخ خود روبرو میشود. از یک سو، ایالات متحده با تکیه بر جایگاه خود به عنوان بزرگترین صادرکننده LNG، نه تنها از جهش قیمتها سود کلانی میبرد، بلکه با جذب سرمایههای صنعتی اروپا (که به دلیل هزینههای کمرشکن انرژی به دنبال پناهگاهی ارزانتر هستند)، متهم به «بهرهبرداری تجاری از بحران» میشود؛ موضوعی که در افکار عمومی اروپاییها، حس رهاشدگی و استثمار را تقویت میکند.
از سوی دیگر، اولویتهای واشنگتن برای مهار تورم داخلی یا ایفای تعهدات در بازار آسیا، میتواند به کاهش سهم ارسالی به اروپا منجر شود. این تضاد منافع، فراتر از یک تنش تجاری، اروپا را به سمت «خودمختاری استراتژیک» سوق میدهد؛ جایی که بروکسل برای حفظ بقای اقتصادی خود، ناچار به اتخاذ مواضع دیپلماتیک مستقل و حتی متضاد با واشنگتن در قبال بحران خاورمیانه خواهد بود.
نتیجهگیریبسته شدن تنگه هرمز در آستانه زمستان، اروپا را در برابر بحرانی چندبعدی قرار داده است که پیامدهای آن با عبور از مرزهای اقتصادی، اکنون بنیانهای سیاسی و امنیتی قاره را هدف گرفته است. نمود عینی این بحران را میتوان در شکاف عمیق میان پاریس و واشنگتن مشاهده کرد؛ جایی که فرانسه با انتقاد از رویکردهای یکجانبه، واگرایی منافع خود با آمریکا را آشکار کرده است. همزمان، اذعان بیسابقه مقامات آلمانی به ناکارآمدی راهبردهای نظامی آمریکا در مهار ایران، لرزهای بر پیکره اتحاد فراآتلانتیک وارد کرده است.در این میان، جهش سرسامآور قیمتها و رقابت فرساینده بر سر منابع محدود انرژی، تنها بخشی از این سناریوی پرفشار هستند. اکنون توان اروپا برای عبور از این بنبست، دیگر صرفاً به ذخایر ارزی یا ظرفیتهای اقتصادیاش بستگی ندارد، بلکه در گروی یک «انعطافپذیری راهبردی» و توانایی بازتعریف جایگاه خود در نظم جدید جهانی، مستقل از چتر حمایتی واشنگتن است.
13:52 - 5 مه 2026